🌙⭐️ شب زنده داری زینب کبری سلام اللّٰه عليها
🌸🌂 در شب یازدهم عاشورا که تاریخ تاریکتر از آن شب و جانسوزتر از آن ماتم را بر صفحه روزگار رقم نزده، می بینیم زینب کبری با تمام رنج و مرارت و غم و اندوه، به نافله شب می پردازد.
(سیماى فرزانگان، ص۲۱۸)
🌳🌿 در معالی السبطین می نویسد: آخرین سخنی که امام حسین به زینب کبری خواهر عزیز و دلبند خود گفت این بود: "لا تنسینی فی صلوة اللیل؛ مرا در نمازهای شبت فراموش نکن".
🌸🌂 آری چون نماز شبی مانند زینب کسی نخوانده و ندیده؛ چرا که او در حالی به شب زنده داری در راه کوفه و شام می پرداخت که سر برادرش روی نیزه مقابل چشمش بود.
🌳🌿 مولف کتاب زینب الکبری می نویسد: شبی آقا زین العابدین (علیه السلام) متوجه شد عمه اش نماز شب را نشسته می خواند؛ پرسید چه شده عمه، شاید خدای ناکرده بیماری؟ گفت نه عمه جان اینها به هر نفر دو گرده نان بیشتر نمی دهند من چند روز است نان خود را به بچه های کوچک داده ام، توان ایستادن ندارم.
🌸🌂 در همان کتاب می نویسد: یکی از دانشمندان می گفت خدایا من تمام خدمات خود را به زینب کبری (عليها السلام) تقدیم می کنم در مقابل، ایشان ثواب دو رکعت از نمازهای نافله شب بین راه کوفه و شام خود را به من ببخشند. اما صاحب کتاب می نویسد: خیلی فرق است بین تمام خدمات شما در طول عمر و دو رکعت نماز زینب کبری در دل شب های تار اسارت.
🌳🌿 آخر او از پدرش شنیده بود که درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده است:
لقد قام رسول الله عشر سنین علی اطراف اصابع رجلیه حتی تورمت قدماه و اصفر وجهه بقیام اللیل اجمع. (تفسیر صافی، ذیل سوره طه)
پیامبر اکرم ده سال ایستاده به شب زنده داری پرداخت تا آنجا که قدم هایش ورم کرد و چهره اش زرد شد.
به همین جهت حتی در شب یازدهم عاشورا ترک قیام اللیل را نکرد.
📚 نماز شب یا تهجد
نویسنده: موسی خسروی
#حکایت_های_شب_زنده_داران
کانال «نماز شب»:
@Namazshabkhanha
🌺شهید حسین صنعت کار🌺
بسیار مقیّد به خواندن نماز شب بود
و این روحیه را در عمل به سایرین نیز منتقل می کرد.
هر کس دو روز با او بود، نماز شب خوان می شد.🎁
از او سؤال کردم: « شده است از خواب بیدار نشوی؟»
او با تبسم ملیحی گفت:
«یک شب که از شدت ضعف و بی خوابی، خواب مانده بودم،
با نیش پشه ای از خواب بیدار شدم، دیدم ساعت سه بامداد است.
بسیار خوشحال شدم😊 که پیک حق در قالب پشه، مرا از خواب بیدار کرد تا نمازم فوت نشود.»
منبع: نماز شب شهیدان ؛ محمد محمدی ؛ نشر دارخوئین
#حکایت_های_شب_زنده_داران
#نماز_شب
#شهدا
🌺شهید حسین صنعت کار🌺
بسیار مقیّد به خواندن نماز شب بود
و این روحیه را در عمل به سایرین نیز منتقل می کرد.
هر کس دو روز با او بود، نماز شب خوان می شد.🎁
از او سؤال کردم: « شده است از خواب بیدار نشوی؟»
او با تبسم ملیحی گفت:
«یک شب که از شدت ضعف و بی خوابی، خواب مانده بودم،
با نیش پشه ای از خواب بیدار شدم، دیدم ساعت سه بامداد است.
بسیار خوشحال شدم😊 که پیک حق در قالب پشه، مرا از خواب بیدار کرد تا نمازم فوت نشود.»
منبع: نماز شب شهیدان ؛ محمد محمدی ؛ نشر دارخوئین ؛ ص
#حکایت_های_شب_زنده_داران
#نماز_شب
#شهدا
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
حکایت های شب زنده داران
🔵مناجات با معبود در اسارتگاه🔵
به ياد دارم اولين روزى كه به همراه عده اى از دوستان به آسايشگاه 17 منتقل شديم با ديدن آن همه افراد در آن آسايشگاه متعجب شده بودم و به اين فكر فرو رفتم كه هنگام خواب چگونه اين همه افراد در كنار يكديگر مى توانند خود را جا دهند به خاطر خستگى روحى ، شب اول زود به خواب رفتم ناخود آگاه نيمه هاى شب از خواب بيدار شدم . صداى زمزمه اى به گوشم رسيد.
از جاى خود بلند شدم و به اطراف نگاه كردم با بهت و ناباورى تمام ، مشاهده كردم كه حدود سه چهارم آسايشگاه به صورت انفرادى مشغول مناجات و خواندن نماز شب و تلاوت قرآن كريم هستند نزديكترين فردى كه كنارم نشسته بود پرسيد: ((حالت بهتر شده )) دلم مى خواست از خجالت زمين دهان باز كند و مرا در خود فرو ببرد با شرمندگى جواب دادم كه : بله !
پرسيدم : ((بچه ها هر شب اين برنامه را دارند؟)) گفت : بله !
اكنون جواب سوالى را كه از اول غروب در مورد تنگى جا براى خواب در ذهنم نقش بسته بود گرفته بودم : اكثر بچه ها تمام طول شب را در حال مناجات با معبود خود مى گذراندند
📚منبع: ديدارى از جبهه عشق و خون ، ص 62/داستانهاى نماز، ص 118.
#حکایت_های_شب_زنده_داران
@Namazshabkhanha