#صرع
#قشنگ_ترین_پیام_این_بحث
اولش که رفتیم خواستگاری نمیدونستم بیماره اما بعد از اینکه فهمیدم گفتم شاید خیلی مهم نباشه. با دکترش صحبت کردم و تو اینترنتم سرچ کردم. با خودم گفتم امتحان خداست. استخاره کردم خوب اومد. به خانواده گفتم و تصمیم گرفتیم ادامه بدیم. خلاصه که به نتیجه رسید و ازدواج کردیم. بعد از ازدواج دیدن تشنجش برای اولین بار سخت بود اما بعدش دیگه فهمیدم موقع حمله باید چیکار کنم. صرع خب با توجه به احتیاطهایی که لازم داشت من دیدم جلوی هیچکدومشو نمیتونم بگیرم و هر زندگیای در برههای فشار جسمی و روحی خواهد داشت. تصمیم گرفتم توی اون شرایط همیشه حمایتش کنم که بتونم فشاری که بهش میاد رو به حداقل برسونم تا تشنج نکنه و خیلی جاها خداروشکر موفق بودم.
من سختیمو خودم انتخاب کردم. خیلیا سعی میکنن از سختی دوری کنن اما سختی به یه نحو دیگه میاد سراغشون.
هر روز هم بیشتر از قبل دوستش دارم و اگه دوباره برگردم بازم باهاش ازدواج میکنم چون چیزهایی که به دست آوردم بیشتر از چیزهایی بود که از دست دادم
#آقا