eitaa logo
سرگذشت
260 دنبال‌کننده
380 عکس
29 ویدیو
29 فایل
وسرگذشت های ایشان بر آنجای نبشته است. (تاریخ_تراجم)
مشاهده در ایتا
دانلود
📌مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سعادت پرور و انقلاب اسلامی (۳) ◽️حجت الاسلام محمد حسین شیرازی : ایشان گذشته از فعالیت بسیار در زمینه علوم تربیتی و تربیت اخلاقی طلاب، از مسائل سیاسی و مسائل روز جامعه آگاهی داشتند و پیش از آمدن ایشان به قم و حتی پس از آن مرحوم آیت الله کاشانی را در نهضتشان همراهی کردند و با ایشان ملازمت داشتند. همچنین سال ۱۳۴۲ شمسی که قیام امام خمینی آغاز شد ایشان از جمله استادان حوزه بودند که در حمایت و پیگیری آن قیام به طور جدی کوشیدند. ایشان از جمله استادان حوزه بودند که طوماری را به عنوان مرجعیت مرحوم امام امضا کردند و تا آخرین روزهای حیات شان در حمایت از انقلاب و مقام معظم رهبری کوشیدند. استاد همواره به دوستان توصیه می کردند که در مسائل اجتماعی به گونه‌ای رفتار کنند که تضعیفی در اصل نظام نداشته باشند . 📗یاد استاد، ص۹۲ @narrative_1443
📌معرفی کتاب < یاد استاد > - یاد استاد متن مصاحبه هایی است که پس از رحلت مرحوم سعادت پرور در همان سال ۱۳۸۳، با برخی شاگردان ایشان صورت گرفته و اکنون همراه با تحقیق و توضیح به چاپ رسیده است. - توصیف و تحلیل ملازمان و مصاحبان شخصیتها از بهترین منابعی است که می تواند نقش ویژه ای را در راستای شناخت بهتر آن چهره ایفا کند. - آنچه که در < یاد استاد > میتوانید شاهد باشید، توصیفاتی مهم از سبک زندگی، ایده ها، دغدغه ها و مشی تربیتی و سلوکی مرحوم سعادت پرور است. - طریق آشنایی و مشی سلوکی مرحوم سعادت پرور با علامه طباطبایی، تبین سیره اجتماعی و سیاسی ایشان، شیوه شاگردپروری، تفاوت نگاه ایشان به عرفان با دیگر شخصیتها، کتاب‌شناسی آثار استاد و شیوه تالیف و امتیازات قلم ایشان، و.... از جمله مساله هایی است که در گفتگو با شاگردانشان مطرح و بررسی شده است. - مطالعه این کتاب می‌تواند به فهم شما از عرفان و سلوک عملی و هم چنین شناخت سبک تربیتی مرحوم سعادت پرور، کمک شایانی کند. - شخصیت‌هایی که با آنها مصاحبه صورت گرفته است عبارتند از : حجج الاسلام و آقایان: فقهی، تحریری، شیرازی، فیاض بخش، وطن خواه، روحی، اسدی اربابی، لطیف، آقاتهرانی، نیازی. - کتاب < یاد استاد > به تحقیق حمیدرضا میر رکنی توسط نشر فیض فرزان در سال ۱۴۰۱ در ۳۱۰ صفحه به قیمت ۱۱۰ هزار تومان به چاپ رسیده است. @narrative_1443
📌رود فرات و کتب فلسفی شیخ محمد کریم پارسا : آقای دینانی به حضرت علامه گفتند : رساله جعل محمد صادق اردستانی را سرهنگی از اهل اردستان در ضمن کتابی چاپ کرده است. حضرت علامه چند جمله از آن رساله را خواندند و فرمودند بسیار تحقیقی جواب داده است. آقای دینانی پرسیدند: شما این رساله را کجا دیده اید؟ حضرت علامه فرمودند : در حراج در نجف دیدم و مطالعه کردم و کتاب‌ها را یکجا آقای سید ابوالحسن اصفهانی خرید. ایشان این طور کتاب‌ها را در رود فرات می‌انداخت. آقای دینانی پرسیدند : چرا این کار را می کرد ؟ حضرت علامه فرمودند : این هم یک مذاقی است . 📗اقیانوس علم و معرفت، ص ۱۶۵ @narrative_1443
📌بخشی از زندگی استاد سید عبدالله انوار اصولاً در زندگی کاری جز مطالعه و کتاب خواندن نداشتم و حتی زندگی نیز تشکیل ندادم.همه کارم با کتاب و نسخه بوده است. در خانواده‌ای بزرگ شدم که پدرم از فضلای دوران بود اما متاسفانه به سیاست کشیده شد.او جامع معقول و منقول بود. برادرهایم نیز هر دو استاد دانشگاه آکسفورد بودند. در خانواده ما معمول بود که علاوه بر خواندن کتاب‌های مدرسه به اجبار می بایست دروس قدیم را هم می خواندیم. به نحوی که وقتی کلاس ششم ابتدایی را تمام کردم جامع المقدمات را تمام خوانده بودم . در واقع پدرم ما را وادار به این کار می‌کرد و از ما امتحان می گرفت. دورانی که متوسطه را می‌خواندم همزمان علوم آخوندی را به توصیه پدرم ادامه دادم و تا آخر باب ادبیات و اول مغنی و مطول خواندم. در حوزه های علمیه تنها دو یا سه باب مغنی و مطول را می خواندند ولی پدر من اصرار میکرد که تا آخر بخوانم و از ما امتحان می گرفت بر همین اساس با دروس مدرسه علوم قدیم نیز آشنایی داشتم. ◽️استاد عبدالله انوار ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفتند. 📗داستان نام آوران، ص ۱۴ @narrative_1443
📌تواضع شاخصه ی رفتاری علامه جعفری ◽️دکتر کاظم محمدی : آدمی خاکی متواضع و بی کبر و بی غرور بود و این خیلی خوب بود و این چیزی است که کمتر در بین علما می بینیم. کاملاً اهل مطالعه بود و فکری بازداشت. در حالی که روحانیان باید روح باشند و اهل تواضع و افتاده باشند. یادم هست با ایشان قرار داشتم که با هم بیرون برویم. وقتی رفتم ایشان خواب بود. موقعی که در را باز کردم و وارد شدم ناراحت بود از اینکه وقتی که من وارد شدم ایشان خواب بوده یعنی از این بابت که به قولی خواب بود ناراحت بود. در اتاقشان یک روشویی هم بود تا بلند شد که دست و رویش را بشوید من جایشان را جمع کردم و تا خواستم بلند کنم دوید و اجازه نداد، گفت : وقتی شما آمدید نباید این رختخواب اینجا پهن می بود و من نباید میخوابیدم این هم وظیفه من است. گفتم : نه استاد حالا اجازه بدهید اما نگذاشت. در حالی که خوب برخی تصورشان این است که ما به جایی رسیدیم که همه مردم کارهای ما را انجام بدهند، ولی اجازه نداد که این کار را بکنم و بعد گفتم : تا شما آن کار را می‌کنید من یک چای آماده بکنم که با هم یک چایی بخوریم و بیرون برویم. آدم خاکی بود بیرون اگر لبو می دیدیم هوس می کرد که لبو بخورد، کاری نداشت که در لباس روحانیت است و دیگران می‌بینند، می ایستادیم کنار همین تافی ها و لبویمان را می گرفتیم و در حالی که میخوریم قدم میزدیم صحبت می‌کردیم و سوال و جواب مان را هم داشتیم . 📗 در سایه سار مهر، ص ۷۶۵ @narrative_1443
📌فهم اقوال عرفا نیازمند ذوق عرفانی است ◾️امام خمینی (ره) : فهم قول آنها [عرفا] ذوق عرفانی لازم دارد. چنانکه کثیری از ناس شعر ‏‏مثنوی‏‏ را‏‎ ‎‏جبر می دانند وحال آنکه مخالف با جبر است و علت آن این است که آقایان معنای جبر‏‎ ‎‏را نمی دانند. و چنانکه مرحوم حاجی [حكيم ملاهادی سبزواری] نیز در شرح خود بر ‏‏مثنوی ‏‏نتوانسته در شرح و‏‎ ‎‏تفسیر، مرام مولوی را برساند؛ زیرا حکیمی قول عارفی را بیان نموده بدون اینکه حظ‏‎ ‎‏وافر از قریحۀ عرفانی داشته باشد و بلاتشبیه مثل این است که ملحدی، مرام نبی‏‎ ‎‏مرسلی را شرح کرده باشد. بیان مرام شخصی قریب الافق بودن با اعتقاد او را لازم‏‎ ‎‏دارد، برای شرح قول عارف رومی، مردی صوفی که یک نحوه کشف ذوقی داشته‏‎ ‎‏باشد لازم است که آن هم نه با نثر بلکه با نظمی که از روی ذوق عرفانی برخاسته باشد‏‎ ‎‏مانند نسیمی که از سطح آبی برمی خیزد، به شرح آن بپردازد. 📗تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص ۱۹۸ @narrative_1443
📌معرفی چهره ها مرحوم محمد جعفر مصفا از مترجمین خوب آثار کریشنامورتی و کارن هورنای بشمار میروند.مصفا علاوه بر ترجمه، دارای تالیفاتی مهم در موضوع انسان و خود شناسی نیز هستند. تالیفاتشان عبارتند از : ۱-تفکر زائد ۲-با پیر بلخ ۳- رابطه ۴- آگاهی ۵- هله ۶- انسان در اسارت فکر ۷- زندگی و مسائل ۸- نامه ای به ندیده ام استاد مصفا در سال ۱۳۹۷ در ۸۵ سالگی در تهران دارفانی را وداع گفتند. ◽️مرحوم مصفا در مصاحبه ای بصورت کوتاه گزارشی از سرگذشت زندگی شان را بیان می‌کنند که در ادامه تقدیم می‌شود. 👇 @narrative_1443
📌محمد جعفر مصفا از زبان خودش - لطفا بیوگرافی از خودتان بفرمایید. - مصفا : من 1312 در خمین به دنیا آمدم. آن موقع خمین یک روستای بزرگ بود .آن موقع هنوز برق نداشتیم. یک بخش بود. تا کلاس سوم راهنمایی تحصیل کردم. بعد از آن هم چون پدرم وضع مالی خوبی نداشت و من نمی توانستم سربار پدرم باشم به تهران آمدم. آن موقع کسانی که تا کلاس9 تحصیل می کردند معلم می شدند و من به خاطر یک مشکلی که پیش آمد نتوانستم استخدام بشوم و مجبور شدم برای کار کردن به تهران بروم. در تهران هم در موسسه انتشاراتی فرانکلین و فراش آنجا شدم. این انتشارتی الان در خیابان آفریقاست و اسمش را عوض کرده اند. و آنجا بودنم باعث شد که شبانه درس بخوانم تا اینکه دیپلم گرفتم. بعد از آن موسسه خارج شدم و به استخدام شرکت نفت درآمدم. همان موقع به زبان انگلیسی تسلط پیدا کردم. کنکور هم قبول شدم و به دانشکده حقوق وارد شدم. چون پدرم آخوند بود عربی ام خوب بود. بعد هم نویسندگی و مترجمی را آغاز کردم. یک پسر هم بیشتر ندارم که خودم درسش دادم و مدرسه نفرستادم. برای اینکه یکی از مخرب ترین سنت های اجتماعی مقایسه است. مقایسه همانا و بدبختی انسان همانا. من دیدم توی همین مدرسه ها دو تا دختر بچه شش ساله را به عنوان کاراته به جان هم انداخته بودند. دست آخر هم یکی از آن ها فرار کرد و در رفت. همین الان این پسرم که 38 سالش هست توی آن اتاق دارد گیتار می زند که صدایش را می شنوی. سال سوم راهنمایی او را به مدرسه فرستادم. که شاگرد سوم مدرسه شد. به همین خاطر او را بردند بالای سکو و به او جایزه دادند. من به او گفتم ببین الان تمام وجودت تا سال آینده سرشار از اضطراب می شود که آیا سال آینده هم روی سکو می آیی یا نه. پس من راضی نیستم به مدرسه بروی . او هم قبول کرد و گفت خودم هم راضی نیستم و دیگر رابطه اش با مدرسه قطع شد. اما الان بیشتر از یک فوق دکتری فهم و آزادگی دارد. _ چطور با کریشنامورتی آشنا شدید؟ _ مصفا : هندوستان که بودیم ایشان را دیدم. من البته قبلا اسمش را شنیده بودم. اما آنجا که پر است از انواع دکه ها و دکان های عرفانی و ما هم داشتیم این ها را می گشتیم تا اینکه یک روز شنیدیم کریشنامورتی آمده است و ما هم به دیدن او رفتیم. او هم بیشتر کارش این بود که با بچه ها به دامان طبیعت می رفت. چون بچه ها هنوز از فطرت خودشان جدا نشده اند. اصالت دارند. بچه تا هفت سالگی از فطرت خودش جدا نمی شود. به اعتقاد من انسان تا 15 یا 16 سالگی از فطرتش جدا نمی شود. فروغ فرخزاد معتقد است انسان از هفت سالگی از فطرتش جدا نمی شود.می گوید: ای هفت سالگی، ای نقطه شگفت عزیمت، بعد از تو هر چه رفت در انبوهی از بطالت و جهالت رفت. البته خود کریشنامورتی وقتی که 13 ساله بوده که یکی از همین موسسه های عرفانی هندی او را می برند و می گویند این مسیح موعود خواهد شد. بعد با یک تشریفات خاصی او را به لندن می برند و بزرگش می کنند. او هم در سن سی سالگی در یک گروه بزرگی اعلام می کند که این ها دروغ می گویند و من هم مسیح موعود نیستم و از آن ها جدا می شود. 📗برگرفته از مصاحبه با قیامتگه عشاق @narrative_1443
📌آیت الله نائینی و سعه صدر در کربلا و هنگام زیارت روز اربعین، من و سید جمال هاشمی در منزل آیت الله نائینی نشسته بودیم. زائر ایرانی پولی در پاکت گذاشته و به آیت الله نائینی تقدیم کرد. مرحوم نایینی به گمان اینکه پول می خواهد، با ناراحتی پاکت نامه را پاره کرد. زائر گفت : آقا این پول است. مرحوم نایینی ناراحت شده و حالش دگرگون و منفعل شد. آری این دو بزرگوار، آیت الله نائینی و مرحوم عراقی مجتهد پرور بودند ولی به درد ریاست نمی‌خوردند؛ چون سعه صدر نداشتند . 📗حدیث خوبان (نکته ها و ناگفته هایی از آیت الله محمد رضا طبسی نجفی) ص ۹۸ @narrative_1443
📌تغییر مبنای آخوند خراسانی در علم اجمالی آیت الله شیخ عبدالکریم حائری هنگام درس می گفت: در ایام هفته در درس آخوند هیچ اشکالی نمی کردم، فقط روزهای چهارشنبه که اشکالات یک هفته جمع می‌شد آنها را مطرح می‌کردم. از جمله اینکه مرحوم آخوند علم اجمالی را مقتضی تنجز می دانست نه علت تامه آن. تا اینکه در دوره آخر با او بسیار دست و پنجه نرم کردم و او را از مبنایش برگرداندم و به این قائل شد که علم اجمالی علت تامه تنجز است نه مقتضی آن. این مجموعه ان قلت هایی که در علم اجمالی کتاب کفایه هست به من و اشکالات من مربوط است . 📗حدیث خوبان (نکته ه و ناگفته هایی از آیت الله محمد رضا طبسی نجفی) ص ۷۴ @narrative_1443
📌آیت الله مشکینی و آثار مرحوم شریعتی @narrative_1443
📌آیت الله نورالدین عراقی در بیان آیت الله شیخ محمد علی اراکی خیلی اهل حقیقت بود. وکفی به کرامت او که در جبهه جنگ با آنکه در بالای سرش آلت ناری بود که صدایش گوش فلک را کر می کرد و آتش از آسمان می بارید و هر آن احتمال داشت توی سینه انسان بنشیند، قلم و کاغذ برداشته و تفسیر قرآن نوشت! هر کس دیگرباشد در حرف زدن یومیه اش اشتباه می کند واز حواس پرتی مبتدا و خبر را درست نمی گوید. توی جبهه جنگ چطور می شود حواس انسان جمع باشد! ولی این شخص با کمال دقت کانه توی اطاق خلوتی نشسته و هیچ کس بااو کاری ندارد خودش هست و خودش، بر می دارد و همچو تفسیری می نویسد [کفی بذلک کرامتا]. حیف که این تفسیر به آخر نرسید. زیرا در آن وقت که ایشان در اراک بود، با تمام شهر و مضافاتش. اهل سوال واستفتاآت از اطراف واکناف ودهات می آمدند و به ایشان مراجعه می کردند. 📗اویس زمان و نور عالمان، ص ۱۸۰ @narrative_1443