#امام_حسین_علیه_السلام
#از_مجموعه_غزل_راوی_باش
از دو گلدسته تا دو گلدسته سيصد و سيزده قدم با تو
من پُر از رفت و آمدم هر روز در مسيري كه ميرسد تا تو
از مسيريكهسمت صحرا خشك تا مسيري كه سمت دريا خيس
چقدر خيره مانده سمت تو آب ، چقدر خيرهاي به سقّا تو
قسمت اين بود كه مسافر، نه ! قسمت اين بود تا كبوتر، نه !
شايد اصلاً قرارمان اين بود كه به هر شكل ممكن ... امّا تو
قسمتم را خودت ورق زدهاي ، سرنوشت مرا نوشتهاي و
قسمت اين شد كه بي سرت باشم ، مثل روزي كه روي نيها تو
از دو بيتي گذشته كار دلم ، غزل آلودهام نگاه تو را
هركجا بنگرُم تو را بينُم ، گَر به صحرا و گَر به دريا تو
اي زيارتگه خدا حرمت ، از عبادت هدف زيارت توست
- لا اله به جز خدا – از من ، از خدا – لا حبیبَ الّا تو -
كودكم داشت قبل از اين يك شب ، خواب ميديد التماسش را
زير لب كودكانه ميگفتت : روي چِشمام بزار پاهاتو
بوي سيب تو در هوا پيچيد ، خواب در كودكم شكوفا شد
رفت و برگشت از دبستانت ، آمد و خواند : آب ، بابا ، تو
رعد و برقي نبود امّا باز مشق شبهاي كودكان آب است
همه شب وقت گفتن املا مردِ تصمیمهای كبري تو
مر د با اسب ... نه عوض شده درس ، اسب بيمردآمداز صحرا
چقدر جلوه كردهاي بي سر ، وسط سوژههاي اِنشا تو
#محسن_ناصحی
t.me/nasehi_mohsen
sapp.ir/nasehi_mohsen
eitaa.com/nasehi_mohsen
هدایت شده از نوحه های کارگروه گوشه عشاق
17.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نوحه
#شور
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم_۱۴۰۳
من از اون شب که دل عاشقم و بت دادم
من از اون روزی که پای غم تو افتادم
من از اون لحظه گرفتارتم و آزادم
وقتی / پیشت
یه گنهکار و را بدی
یعنی / میشه
به منم کربلا بدی
اربابم
نوکرت رسیده تا حرم خودت در وا کن
دریابم
آخه گم شدم ولی خودت من و پیدا کن
مردابم
من و با اشک چشام جاری کن و دریا کن
@@@
چجوری قسم بدم ، من بخدا دلتنگم
به همین پرچم و این رخت عزا ، دلتنگم
واسه مشّایه برا تاول پا ، دلتنگم
کاشکی / هر روز
به غمت مبتلا باشم
هر ماه / هر سال
زائر کربلا باشم
این دنیا
به چه دردی میخوره وقتی ببنده پامو
این چشما
ارزشی نداره وقتی نبینن آقامو
ایشالا
که به پای تو میریزم همه ی دنیامو
@@@
من به خوش قولی تو عمریه عادت کردم
پای روضه هات نشستم با تو بیعت کردم
من توو این اشک چشام غسل شهادت کردم
حتماً / میشه
مث حر یا مث ظهیر
من هم / باشم
با دعات عاقبت بخیر
تنهامو
تو برام نعم الامیری من ازت ممنونم
دستامو
چه بگیری چه نگیری من ازت ممنونم
حرفامو
بپذیری نپذیری من ازت ممنونم
#شعر_محسن_ناصحی
#کربلایی_سید_رضا_نریمانی
#نغمه_محمود_گلستان_نژاد
#گوشه_عشاق
🆔@goosheye_oshagh
#امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
فکر کن ظهر شود روز به آخر برسد
لحظه ها بگذرد و ساعت خنجر برسد
لحظه ی آخر گودال به کندی برود
خنجر کینه سراسیمه به حنجر برسد
فکر کن بین اجانب به چه وضعی به چه حال؟
زینب از تل به تماشای برادر برسد
هرچه بوده است به غارت برود ، در گودال
بوسه ای از رگ خشکیده به خواهر برسد
ازدحام است و در این معرکه زینب مانده
به برادر برسد یا که به معجر برسد
قد خم دارد از این غم چه کسی می دانست؟
ارث مادر وسط دشت به دختر برسد
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/nasehi_mohsen
#امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
اینبار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیه ی قتلگاه را
از لابلای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خط مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد
اینجا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد
بر روی سر کشید عبا را و صیحه زد
از روضه های سیلی و معجر شروع کرد
برگشت ، روضه را به تمامی دشت برد
از اربن اربنِ تن اکبر شروع کرد
لب تشنه بود خیره به لیوان و... آب شد
از التهاب مشک برادر شروع کرد
هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد
تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد
غش کردروضه خوان نفسش با شماره شد
مدّاحی از کناره ی منبر شروع کرد:
ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!
دم را برای روضه ی مادر شروع کرد
یک کوچه وا کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد
- هیزم می آورند حرم را خبر کنید-
این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد
وقتی که شعر قافیه هایش تمام شد
شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد.
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/nasehi_mohsen