هدایت شده از تبلیغات گسترده پایتا
#راز_ازدواج_شوهرم_با_دوستم
زن بااصرار شوهرش را وادار کرد که با دوستش ازدواج کند شوهر مات و مبهوت از این اقدام عجیب همسرش ...زن گفت رازش را بعد به او میگوید ،،ازدواج دوستش با شوهرش انجام شد
اما چند روز بعد زن گریان بعد از فهمیدن رازی به شوهرش اصرار میکرد باید دوست منو طلاق بدی چون ....😭😭😭
راز عجیب که هر زنی میشنود حالت سکته بهش دست میده وای چقدر سخته😭😭
داستان واقعی روزنامه کیهان👇
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
#سوتی_بارداری😁
دانشگاه درس میدادم و تا ماه هشتم رفتم سر کلاس ولی همش مانتو های گشاد میپوشیدم و تا معلوم نباشه و به خیال خودم دانشجوهانمیفهمن یه جلسه داشتم درس میدادم و اول صبح بود و تازه صبحونه خورده بودم و #بچه_داشت_تکون_میخورد و حس کردم دانشجوها دارن پچ پچ میکنن خلاصه یه چند دقیقه ای این اتفاق تکرار شد مدام در گوشی پچ پچ میکردن تا اینکه دیگه عصبانی شدم و گفتم چرا اینقدر پچ پچ میکنین؟جایشو نفهمیدین سوال دارین ؟یکی از دخترا که خیلی شر بود گفت سوال که داریم ولی از درس نیست.سوالمون اینه که....😰😁
http://eitaa.com/joinchat/2238513161C70e8a50686
🔴 نابینایی پس از مرگ!
✍ یکی ازبزرگان علم و تقوا میگفت:
یکی از بستگانم در اواخر عمرش، زمینی خریده بود که درآن زراعت و باغداری میکرد و استفاده سرشاری از آن میبرد. پس از اینکه وی از دنیا رفت، او را در خواب دیدنددرحالی که چشمانش کور شده بود. وقتی از او پرسیدند که چرا در برزخ نابینا شده ای؟ گفت:
در وسط زمینی که خریده بودم، چشمه آب گوارایی قرارداشت که مردم دهات نزدیک برای برداشتن آب به آنجا میآمدند واز آن آب برمی داشتند و حیوانات خود را آب میدادند، و چون براثر
رفت و آمد آنها، مقداری از زراعت من خراب و لگدمال میشد، برای اینکه سود بیشتری از آن مزرعه ببرم و مانع رفت و آمد مردم شوم، آن چاه را با خاک و سنگ و گچ پر نمودم و خشکانیدم. در نتیجه اهالی ده مجبور شدند برای بدست آوردن آب به جای بسیار دوری بروند. این کوری چشم من به علت کور کردن آب آن چشمه است.
از او پرسیدند: آیا کوری تو چاره ای دارد؟
گفت: اگر وارثها به من رحم کنند و آن چشمه را جاری سازند تا مورد استفاده مردم قرار بگیرد، به خواست خداوند، حال من خوب میگردد.
به فرزندان آن مرحوم مراجعه کردند و موضوع راباآن هادرمیان گذاشتند، آنها هم پذیرفتند و چشمه را گشودند. پس از مدتی آن مرحوم را در خواب دیدند در حالی که بینا شده بود.
-انسان باید بداند که هر چه میکند به خود کرده است، اگر به کسی ستم نماید، به خودش ستم کرده و اگر نیکی نماید به خودش نیکی کرده است و اگر سر کسی را ببرد در برزخ سرش رامی برند. به همین خاطر است که حضرت زینب کبری«علیهاسلام»در مجلس یزید به آن ملعون فرمود: نبریدی مگرپوست خودت را و جدا نساختی مگر سر خودت را.
📚 کتاب داستانهای شهید دستغیب (معاد و قیامت)
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
فروش ویژه 🛑فروش ویژه 🛑بمناسبت #روز_مادر 😍😍
🎉🎉قابلمه هامونو حراج کردیم
#فقط_کارتن_ندارن😳
❌❌پخش و #فروش _مستقیم اجناس حذف واسطه ها
🙃🙂ادرس میخوای بزن رو لینک زیر
👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2846556187Cc29da99648
🛑کل جهیزیتو بیا ازینجا بخر قیمتاش عالیه
✨﷽✨
⚜ حکایتهای معنوی⚜
✨مـــادر✨
✍در زمانهای قدیم مردمی بادیه نشین زندگی میکردند که در بین آنها مردی بود که مادرش دچار آلزایمر و نسیان بود و میخواست در طول روز پسرش کنارش باشد و اين امر مرد را آزار ميداد فكر ميكرد در چشم مردم کوچک شده است .هنگامی که موعد کوچ رسید مرد به همسرش گفت مادرم را نیاور بگذار اینجا بماند و مقداری غذا هم برایش بگذار تا اینجا بماند و از شرش راحت شوم تا گرگ او را بخورد یا بمیرد. همسرش گفت باشه انچه میگویی انجام میدهم!
همه آماده کوچ شدند زن هم مادر شوهرش را گذاشت و مقداری آب و غذا در کنارش قرار داد و کودک یک ساله ی خود را هم پیش زن گذاشت و رفتند. انها فقط همین یک کودک را داشتند که پسر بود و مرد به پسرش علاقه ی فراوانی داشت و اوقات فراقت با او بازی میکرد و از دیدنش شاد میشد.وقتی مسافتی را رفتند تا هنگام ظهر برای استراحت ایستاند و مردم همه مشغول استراحت و غذا خوردند شدند مرد به زنش گفت پسرم را بیاور تا با او بازی کنم زن به شوهرش گفت او را پیش مادرت گذاشتم مرد به شدت عصبانی شد و داد زد که چرا اینکار را کردی همسرش پاسخ داد ما او را نمیخواهیم زیرا بعدها او من را همانطور که مادرت را گذاشتی و رفتی خواهد گذاشت تا بمیرم.
حرف زن مانند صاعقه به قلب مرد خورد و سریع اسب خود را سوار شد و به سمت مادرش و فرزندش رفت زیرا پس از کوچ همیشه گرگان بسمت آنجا می آمدند تا از باقی مانده وسایل شاید چیزی برای خوردن پیدا کنند.مرد وقتی رسید دید مادرش فرزند را بلند کرده و گرگان دور آنها هستند و پیرزن به سمتشان سنگ پرتاب میکند و تلاش میکند که کودک را از گرگها حفظ کند.مرد گرگها را دور کرده و مادر و فرزندش را بازمیگرداند و از آن به بعد موقع کوچ اول مادرش را سوار بر شتر میکرد و خود با اسب دنبالش روان میشد و از مادرش مانند چشمش مواظبت میکرد و زنش در نزدش مقامش بالا رفت.
📚حکایتهای معنوی
✨﷽✨
✳ چرا #تکبر و #خودپسندی از نظر دین ممنوع است؟
✍آیت الله حائری شیرازی: جریان برق بر محور اختلاف سطحی است که در دو سر سیم وجود دارد؛ یک سر سیم در سطحی است که لحظهبهلحظه نیاز به نیرو دارد و آن سر دیگر متصل به نیروگاه است و سرشار از نیرو و تا در آن سر نیاز و مصرف وجود داشته باشد و در این سر هم نیروی متراکم، این جریان ادامه خواهد یافت.
انسان هم در این سیر الی الله که دارد، هرچه آگاهیاش نسبت به آنچه هست و آنچه باید بشود بیشتر شود و هر چه اختلاف سطح را عمیقتر ببیند، هم سرعتش بیشتر میشود و هم سیرش ادامهی بیشتری پیدا میکند و اصلا متوقف نمیگردد. اما اگر اختلاف سطح پایین آمد و انسان به جایی رسید که گمان کرد آنچه میخواستم بشوم شدهام، اینجاست که شدت جریان کم و یا بهطور کلی قطع میشود؛ چون دیگر فاصلهای بین آنچه باید بشود و بین آنچه هست نمیبیند و این بدان معنی است که اختلاف سطح به صفر رسیده، درنتیجه حرکت و سیر نیز به صفر میرسد.
🔺 اینکه #تکبر، #عجب، #خودپسندی و... تا این اندازه از نظر #دینی و #اخلاقی ممنوع و محکوم است و نکوهش شده، نه بهخاطر این است که به خدا و یا دستگاههای خدایی صدمهای وارد میسازد، بلکه بهخاطر این است که اینها انسان را متوقف میکنند و راکد میسازند و روح حرکت در انسان کشته میشود و انسان گندیده و هلاک میشود، زیرا سکون و توقف یعنی نیستی و هلاکت و نابودی.
📚 از کتاب تحجرگرایی
دو✌راه درک وجود نازنین امام زمان
و ایجاد حس علاقه و نزدیکی به ایشان⇓⇓
💌چند وقت پیش از آقا پرسیدم:
⁉️ «#چطورمیشودامامزمانرادرککرد؟» گفتند:
❶ «#زیادقرآنبخوانیدوبهقرآنزیادنگاه (کنید.»
❌از وقتی این حرف را زدند، قرآن خواندن روزانه ام ترک نشده بود؛ اما امروز خیلی دلم گرفت. با خودم گفتم: «توی این مدت، چرا نباید یک حس نزدیکی به امام زمان داشته باشم؟»😔
بعد از جلسه، بدون اینکه حرفی بزنم،
آقا برگشتند به من گفتند:
❷«#چشمآدمبایدمواظبباشه. اگر کسی میخواد آقا امام زمان عجل الله فرجه رو ببینه، باید مواظب چشمش باشه که گناه نکنه.»
💥سرم را انداختم پایین. حساب و کتاب چشم هایم خیلی وقت بود از دستم در رفته بود. (براساس خاطره یکی از اطرافیان آیت الله بهجت)
📚 در خانه اگر کس است، ص ۴٣
هدایت شده از کانون تبلیغاتی VIP فجر
آخ آخ آخ ببین چیکار کرده فروشگاه چادر مشکی😱 آخه مگه میشه🤯
گفتن فقط یک چادر بخرید و هر کادویی میخواید انتخاب کنید😍👇
💖چادر نماز رنگے عالـے + ۷ هدیہ دیگہ💖
💍انگشتر طلا روس + ۷ هدیہ دیگہ💍
💸پنجـــــاه هزار تومان تخفیف💸
تازه ضمانت تعویض و مرجوع هم دارن😍
چی از این بهتر که از تولیدی بخری کادو هم بگیری😁 زودتر بزنید روی لینک👇👏
http://eitaa.com/joinchat/1196228609Ce36ce60469
🚚ارسال رایگان به سراسر ایران💪🇮🇷
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
سالروزولادتحضرتفاطمه(س)مبارک😍
بهمناسبتاینروزبزرگجایزهبارونداریم😳
تعجب نکنید واقعیه😁 فقط بزنید روی👇
👇💖فاطمــــــــــہ (س)💖👇
ـ 💖 💖
ـ 💚 💖 💖
ـ 💖 💖زهــــــــــــ♡ـــــرا
ـ 💖💖 💖 💖💖(ســـــلاماللهعلیہا)
ـ💖 💖 💖 💖 💖 💖💖
ـ 💖💖💖💖 💖💖💖💖💖💖 💖
ـ 💖💖
بزرگترینفروشگاهچادرمشکیدرایتا😍👆
#امام_زمان من 💚
در رهگذرم بیا فقط یڪ لحظہ
در چشم ترم بیا فقط یڪ لحظہ
در لحظہ احتضار اگر زحمٺ نیسٺ
بالاے سرم بیا فقط یڪ لحظہ
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج