کرامتی از مرحوم زرآبادی رحمه الله علیه
🔹مثل مرحوم زرآبادی که در زمان شاه معدوم چند نفر از سربازها و افسرها مزاحم ایشان می شوند. ایشان از بزرگان و علمای برجسته و فوق العاده بوده است. چند تا از درجه دارها منزلش رفته بودند. و گفته بودند که درب خانه ات را ببند و این دم و دستگاه را جمع کن. آقا یک نگاه به ایشان کرده بود و فرموده بود: یک نگاه به کلاغی که روی درخت نشسته بکنید، یک نگاه هم به دست من بکنید، بعد دیدند آقا انگشتان صبابه دو دستشان را به هم مالیدند مثل اینکه چاقویی را روی چیزی گذاشته و می برند، آنها نگاه کردند دیدند سر کلاغ یک طرف افتاد و بدنش طرف دیگر افتاد؛ بعد فرمود از خانه بیرون می روید یا همین کار را با شما هم بکنم؟! سربازها و درجه دارها سرشان را زیر انداختند و فرار کردند . چه قدرتی است! این بزرگان در اثر تقوا و اتیان واجبات و ترک محرمات و خلوص در عمل، خودشان را به این درجه رساندند. چیز دیگری نبوده است. کسی که نزدیک به حق شد صفات حق در وجودش جلوه گر می شود.
🔸از اين قبيل اولياء الهي بودند و هستند که خدا چنين قدرتي به آنها داده است. اما وقتی معجزاتي از ائمه علیهم السلام نقل ميکنند بعضی می گویند عجب مگر يک چنين چيزي ميشود؟ بر خلاف طبيعت است. اين اشخاص! ايمانشان ضعيف است. خدا همه ما را به داشتن چنين قدرتهایی دعوت کرده است. انسان ميتواند به واسطة اتيان واجبات و ترک محرمات خودش را به چنین درجه و مقاماتي برساند. آن وقت در مورد اهل بيت عصمت و طهارت که اول ما خلق الله هستند وقتی ميگوييم علمشان و قدرتشان محيط به عالم وجود است اين را نميخواهند قبول کنند. آقا این مال ضعف ايمانشان است.
┄┅═✧❁••❁✧═┅┄
🔻کانال رسمی آیت الله ناصری
@naseri_ir