#عقیل_بن_ابی_طالب #هویت #طلبگی
💠 تحمل سختی ها و هویت یابی
🔻 عقيل به محضر امير المؤمنين (علیه السلام) رسید در حالي که شايد خزانه بيت المال پر بود، اما پر بود که براي مردم بود. عقيل هم در نهايت فقر دارای هفت هشت بچه بود. از حضرت کمک ویژه درخواست کرد، که حضرت آهن گداخته ای را تا نزديک دستش بردند و...
🔸 عقيل ناراحت شد و به شام رفت، اتفاقا عمروعاص فهميد که عقيل ناراحت است، خيلي از او پذيرايي کرد و کيسههاي زر برای او مهیا کرد. به عمروعاص گفت: اينها چيست؟ گفت: دينار. گفت: چقدر است؟ گفت: سيصد هزار دينار! مبلغی که عقيل به یک دینارش محتاج بود!
🔹 لباسهای زربافت هم برای او آوردند. گفت: براي کيست؟ عمروعاص گفت: جناب عقيل براي شماست. پرسید: براي چه اينها را به من ميدهي؟ گفت: براي اينکه جمعه به مسجد اموي بيايي، قبل از خطبه نماز جمعه معاويه، يک ضربدر روي برادرت علي بکشي! (از برادرت علی بد گویی کنی) اين کار را بکني همه اينها براي توست.
🔸 عقيل اين همه سختي و فقر کشيده، حالا هم از کوفه تا شام آمده، گفت: کم است! عمروعاص گفت: زيادش ميکنيم، عقيل گفت: باز هم کم است. عمروعاص گفت: باز هم زيادش ميکنيم.
ادامه دارد...