28.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖨️ #چاپ_سوم
💠 فرازهای مختلفی از زندگانی شهید حاج احمد کاظمی
🌷 سردار شهیدی که همیشه خود را از خیل عظیم کاروان شهدا جامانده، میدانست و به شدت در فراق یاران شهیدش، دلسوخته بود
📖 #حاج_احمد
به ✍🏻قلم #محمد_حسین_علی_جان_زاده
🔸 خاطرات و روایت زندگی شهید احمد کاظمی، از آغاز تا پرواز
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/348467/
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🌷 به یاد شهدای مظلوم غواص، عملیات کربلای ۴
🥺 کربلا یعنی کربلای ۴ …
😔 شرایط بسیارسخت است. سمت چپ، راست و جلوی آنها عراقیها هستند و در پشت سر دریایی از آب! … یعنی راه رفته، مسیر برگشت ندارد! … باید حتما به ساحل رسید.
♦️ عملیات آنقدر سرّی است که حتی به نیروهای امدادی نیز آماده باش ندادهاند! … اما آنقدر سرّی نمانده که نیروهای عراق، مطلع نباشند!… منطقه به یکباره مثل روز روشن میشود … منوّر پشت منوّر … همه چیز حکایت از لو رفتن عملیات دارد …راهی برای برگشت، نیست … دشمن با تمام تجهیزاتی که داشت، بچهها را به گلوله بسته …
💥 نه تنها تیربارها که ضد هواییها هم به سمت آب، نشانه رفتهاند!… ساحل جنوبی اروند، زیر آتش پرحجم توپخانه قرار گرفته! … جهنمی از آتش بر روی اروند رود، بر پا شده است… قتل عام دسته جمعی در حال شکلگیری است!… دیگر آن نی که باید شاهراه اکسیژن بچهها باشد، وسیلهای برای شناسایی شده است! … تعداد زیادی در زیر آبها، دفن شدند…
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
💠 پست قبلی را مطالعه کردید، مثل معجزه میمونه که یکی از اون عملیات، زنده بیرون برگرده،
☘️ اما این معجزه اتفاق افتاده تا آقای کریم مطهری، راوی این عملیات و لحظاتی باشه که شهادت این غواصان اروند را دیده و حالا میخواهد در کتاب پیشنهادی امروز نشر #شهید_کاظمی، برایمان روایت کنه، با ما همراه باشید
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🖨️ #چاپ_هفتم
🎙️ روایت کریم مطهری از دوران کودکیاش تا پیروزی انقلاب و آغاز جنگ و حضور جانانه و عاشقانه در همجواری نیمۀ گمشدهاش، علی چیت سازیان تا رزمهای آبی
💠 و او نخواست متکلم وحدۀ این ماجرا باشد و با ۱۶ نفر از غواصان آزاده که از بند اسارت بازگشته بودند، حلقهای آراسته شد که میاندار این گود متلاطم خود او بود و به ضرباهنگ حنجرۀ پارۀ او، حدیث حماسه و غیرت و مظلومیت غواصان را بازخوانی شد تا سرانجام شیرازۀ این کتاب، با ختام کلمات پر شور هفتاد و دومین غواص بسته شد."
✍🏻 به قلم: حمید حسام
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/336017/
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
حال و هوای عملیات، هیجان خاصی به رزمندگان بخشیده بود و بیشتر آنها، چهرههایی، شادمان و بشّاش داشتند. هاج و واج در گوشهای ایستاده بودم و با نظاره این همه شوق، به حال آنان غبطه میخوردم. ناگهان صدای انفجار مهیبی افکارم را به هم ریخت. رزمندگان به طرف پناهگاهها و سنگرها، هجوم بردند و صدای ضد هواییها، گوشها را پر کرد. هواپیماهای دشمن بمبها و راکتهای خود را پرتاب و فرار کردند. راکتی به یکی از ساختمانهای دژ اصابت کرد. آن ساختمان چهار طبقه به تلی از آتش و خاک و دود تبدیل شد. صدای شیون و فریاد از هر گوشهای، شنیده میشد.
🏷️ برشی از کتاب #هفتاد_و_دومین_غواص
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
7.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 روح جمهوری اسلامی تویی...
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
💠 مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی فاتح خرمشهر و شهدای عرفه
حسینیه فاطمه الزهرا نجف آباد 🌹
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
کسی انگار شنهای ساعت شنی را به آسمان پاشیده است. زمان را گم کردهام. میروم توی حیاط خانه. بابا و مامان نشستهاند روی تخت گوشۀ حیاط و چای مینوشند. آفتاب از لابهلای درختان خانه میتابد و رگههای نور، خود را به گلهای باغچه میرسانند. گنجشکها راه خانه را یاد گرفتهاند. مینشینند روی درخت انار و سروصدایشان حیاط را پر میکند. بابا خیره به گنجشکها و غرق تماشای آنهاست. صدایم میکند و دستم را میگیرد. دستهای بابا گرماند. گنجشکها را نشانم میدهد. طنین صدایش توی گوشهایم میپیچد و تکرار میشود: «عباس! مثل این گنجشکها پرواز کن...» به حرف بابا گوش میدهم...
#شهید_عباس_دانشگر
#راستی_درهایم_کو
🌷 با این شهید، بیشتر آشنا شوید
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/373409/
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
💠 آوازه علم و دانشش، در کوچه و بازار پیچیده بود، ولادتش، مصادف شده با اولین روز از ماه پر از خیر و برکت ماه رجب
☘️ همین باعث شد که به او لقب باقرالعلوم را بدهند، یعنی کسی که شکافنده دانشه
🎆 از همه جای جهان، برای گوش دادن به درسهای او، گرد میآمدند، بلد بود که چطور با همه صبحت کند، مثل اجداد پاکش.
🌷با ما همراه باشید در معرفی کتاب پیشنهادی امروز #نشر_شهید_کاظمی
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
📖 #آفتاب_دانش
💠 داستان دلنشین زندگی امام باقر (ع)
♦️ این امام بزرگوار، زندگی پرفزار و نشیبی داشتهاند؛ اما به دلیل کمبود آثار مناسب برای عموم مردم کمتر کسی از جزییات زندگی ایشان و فضائل علمی و اخلاقیشان، خبر دارد
📘 این اثر جذاب، با نگاهی دقیق و قلمی دلنشنین، یکصد داستان کوتاه را برای شما مخاطبان عزیز، روایت میکند و سرشار از نکات اخلاقی و سیاسی است و الگویی مناسب برای نوجوانان، به شمار میآید
🖊️ به قلم: بهزاد دانشگر
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/371793/
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
گفت:«انت بقر؟» جواب داد: «انا باقر» گفت: «مادرت آشپز بود؟» پاسخ داد: «آشپزی شغل مادرم بود.» نصرانی گفت: «مادرت سیاه پوست بود و بد زبان.» امام فقط گفت: «اگر این چیزهایی که در مورد مادرم گفتی راست است، خدا بیامرزدش. اگر هم دروغ است، خدا تو را بیامرزد»
🏷️ برشی از کتاب #آفتاب_دانش
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🌷 نیمنگاهی به زندگی و اوج بندگی شهید کریم رجبپور
♦️ شهیدی که در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: قَسمت میدهم ای خدا، اول مرا ببخش و بعد بمیران با شهادت در راهت و برای دینت.
📖 تخریبچی ۲۵
🏷️ برشی از کتاب:
کم سنوسالتر از ما بود. سال 1359 به خاطر اختلاف سنیمان، کمتر با او همنشین میشدیم. هر چه گذشت، خصوصا در اعزاممان به غرب، بیشتر با او و روحیات و خلقوخوی عجیبش، آشنا شدیم. اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد، حجب و حیایش بود. اوایل فکر میکردیم به خاطر اینکه سنش از ما کمتر است، کم حرف میزند. اما خیلی زود متوجه شدیم که او کم حرف میزند و بیشتر سکوت میکند و در خودش، فرو میرود. به چیزهایی فکر میکند که تصورش برای خیلیها، سنگین و ثقیل بود.
✏️ به قلم: مصیب معصومیان
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/247768/
🌷 ایام شهادت شهید کریم رجبپور
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1