#شام_شهادت
🌷 ویژگی مشترک #شهدای دهه نود و بعد اون؛ آروم ننشستن اونا در برابر اتفاقات اطرافشونه. مث #محمد_حسین_حدادیان که یه روزی تو #سوریه برای #دفاع از #حرم میجنگید و روزی در #دفاع از #امنیت_وطن در #تهران به #شهادت رسید.
📌 رفته بود #سوریه، جنگیده بود تا نیاز نباشه اینجا تو تهران مقابل #تروریست_ها بایستیم، اما رد #خشونت، جایی وسط همین پایتخت امن #غرب_آسیا خودش رو نشون داد؛ تهران خیابان پاسداران، گلستان هفتم، مقابل منزل نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی. سحرگاه اول اسفند ۱۳۹۶. همزمان با سالروز #شهادت حضرت مادر.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
#قاسم_بن_الحسن_روزگار_ما
😔 اونایی که پیکرش رو دیدن این جمله رو به صورت مشترک میگفتن که واسمون روز #عاشورای سال ۶۱ تداعی شد.
📌 چهره نورانی و غرق جراحت جوونی که قبل از #شهادت در حلقه محاصره نامردای روزگار گرفتار شد و هر کس از هر طرف و با هر وسیلهای ضربهای بهش وارد کرد تا به شهادت رسید.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
#عاشق_شهادت
👌 #نماز اول وقت و #زیارت_عاشوراش هیچوقت ترک نمیشد. اینو مادرش گفته بود. مادر #شهید_محمد_حسین_حدادیان. جوانک ۲۲ سالهای که دربهدر دنبال #شهادت میگشت. انگار نماز اول وقت و خوندن زیارت عاشورا نسخه مشترک همه #شهدا برای پرواز ابدی بود.
🌷 وقتی پیکر دوستای شهید مدافع حرمش، شهیدان کریمیان و امیر سیاوشی را آووردن و در #امامزاده علیاکبرچیذر به خاک سپردن، حال و هوای عجیبی داشت. محمد عاشق #شهادت بود.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
15.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 من به عشق مرتضی در این گلستان سوختم ...
📖 آرام جان
زندگی داستانی شهید مدافع امنیت؛ محمد حسین حدادیان، به روایت مادر
✂️ برشی از کتاب:
در دلم به محمد حسین گفتم: دیدی آخر شهید شدی؟ دیدی به آرزوت رسیدی؟ شب قدر امسال بود یا سال قبلش؟ نمیدانم. گفت: این شبا پروندهها رو بازبینی میکنن. دعا کردم گوشه پروندهام بنویسن: هوالشهید. نفهمیدم چطور وارد معراج شدیم؛ از کدام خیابان، از کدام کوچه، از کدام در. زانو زدم کنار تابوت. انگار امام حسین(ع) را میدیدم که از اسب افتادند و با زانو خودشان را رساندند پای جنازه جوانشان. برای محمدحسین گریه نکردم؛ به خاطر جوان اباعبدالله اشکم چکید. _ مامان جان! برام عزیز بودی اما خدا از تو برام عزیز تره... جوون بودی، رشید بودی، فدای سر علی اکبر آقا اباعبدالله!
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
🖐️ سلام
چند روزه داریم براتون برنامههایی تدارک میبینم🥰
برنامه های جذابی که خنده روی لبتون بشینه 😊
خبرهای خوبی در راه است...
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔 @nashreshahidkazemi
📚 شما کدوم رو دوست دارین
الف) یک تخفیف فوق العاده😉
ب) هدیه های متفاوت! 🙊
ج) ارسال رایگان!😇
د) همه موارد 😍
برامون اینجا بگین 👇
@Shahidkazemi313
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔 @nashreshahidkazemi
📚 دوست دارین چه کتابی از کتاب های نشر شهید کاظمی رو داشته باشین و ندارین و الان توی اولویت خریدتون؟!
منتظر پیام های خوبتون هستیم؛ برامون اینجا بگین 👇
@Shahidkazemi313
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
📖 #کتابی_که_متولد_میشود ( ۵ )
#فانوسهای_شکسته
📃 شبی که مریم به دنیا میآید، بیمارستان العوده پر از فانوس و چراغ بود. نه به افتخار حضور مریم؛ که به خاطر شروع ماه رمضان. بخش زایمان، راهروهای بیمارستان، بخشهای مختلف، حتی توی اتاقهای بستری هم با فانوسهای روشن تزئین شده بود. فادیا هم توی خانهاش از این فانوسها گذاشته و به دیوارهای خانهاش ماه و ستارههای براق آویزان کرده. میگوید دوست دارد یاسین متوجه تفاوت این ماه با بقیهی سال بشود. من اما فکر میکنم چیزی که از تربیت یاسین برای فادیا مهمتر است؛ فضاسازی شهر غزه در همین چهل پنجاه متر خوابگاه است.
📌 پ. ن: سالهای قبل بچههای #غزه، با شروع ماهِ #رمضون فانوس روشن میکردن و از پدر و مادراشون اسباببازی هدیه میگرفتن. اما ماه رمضون امسال...
خیلی از پدر و مادرا هستن، اما بچهها نیستن
خیلی از بچهها هستن؛ ولی پدر و مادرا نیستن...
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
ادامه دارد...
#به_زودی
#فلسطین
#ماهی_ها_به_دریا_بر_میگردند
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور
🆔 @nashreshahidkazemi
🔔 گاهی اوقات فقط تصاویر آدمایی که توی #جنگ هشتساله یا #سوریه و یا در #انقلاب شهید شدن جلوی چشممون بهعنوان #شهید ردیف میشن. اما شهدایی هستن تو کشور که کمی #غریبن. مث شهدای #امنیت. تو قضیه #اغتشاشات پارسال همهمون #مظلومیتشون رو دیدیم.
🤔 شاید برای شما هم جالب باشه وقتی قصه پسر جوونی رو بشنوید که در کف خیابونای شمال شهر تهران شهید شده باشه. اون هم نه در دهه #شصت؛ بلکه سال ۱۳۹۶. اول اسفند ۱۳۹۶.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
📖 کتاب « #آرام_جان» داستان زندگی #شهید مدافع امنیت #محمد_حسین_حدادیانه که به روایت مادرش توسط #محمد_علی_جعفری نوشته شده. محمدحسین به معنای واقعی کلمه «آرام جان» مادرش بود. مادری که در خانوادهای #مذهبی زندگی نکرده بود؛ اما مسیر زندگیش با #شهدا عجین میشه.
🌷 از ازدواج با همسر اولش که در جنگ هشتساله #شهید میشه، یه فرزند به یادگار میمونه. با وجود مخالف بودن پدر همسر دومش، باز هم با اون مرد ازدواج میکنه که حاصل این ازدواج پسری به نام محمد حسین حدادیان میشه.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
🤔 برخلاف داستانهای #شهدایی که همگی ساکن مناطق معمولی و بعضاً محروم شهرها هستن، « #آرام_جان» روایت #شهیدی از منطقه اعیوننشین خیابان پاسدارنه که از وضعیت مالی خوبی برخورداره. شهیدی که سال ۹۴ به عنوان #مدافع_حرم عازم #سوریه میشه؛ ولی دو سال بعد شهید مدافع #امنیت_وطن لقب میگیره.
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi
🔔 روایت کتاب از دوران #نوجوانی مادر شهید شروع میشه و با #شهادت محمدحسین به پایان میرسه.
💠 #راوی اصلی کتاب، #مادر_شهیده و خود نویسنده هیچ دخالتی در کتاب نداره. فقط یه جایی از روایت اتفاقات، چون مادر شهید شخصاً در اون مکان حضور نداشت، نویسنده مجبور شد با افرادی که مثلاً حین حوادث حضور داشتن صحبت کنه و بعد از اون، قصه رو از زبان مادر روایت کرد.
📌 پرداختن به مسألهی #اغتشاشات دراویش در زمستان ۱۳۹۶ از زاویهی بسیار نزدیک و از زبون یکی از #مدافعین_امنیت، از مهمترین بخشهای هرچند کوتاهِ این کتابه.
✅ مشاهده و خرید کتاب
https://manvaketab.com/book/336081/
سفارش تلفنی👇
☎️ ۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸
سفارش از ایتا👇
@manvaketab_admin
📌 انتشارات شهید کاظمی
🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب در کشور
🆔 @nashreshahidkazemi