.
#خروج_از_مدینه
حرکت کاروان از مدینه به سمت کربلا
#مناجات_انتظار
السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
ای روضه دار صبح و مساء خیمه ات کجاست
ای آخرین امیر خدا خیمه ات کجاست
تا کی درون خیمه ی خود غرق ماتمی
تا کی بدون مستمع و یار و همدمی
داری خودت هزار غم و محنت و بلا
اما شکسته قلب تو از درد شیعه ها
می بینی هر گناه مرا در شبانه روز
اما به روی من تو نیاورده ای هنوز
من می کنم گناه و تو شرمنده می شوی
بر ظلمت دلم مه تابنده می شوی
آقا ببخش شیعه ی پر اشتباه را
عمری نکرده لایق وَصلَت نگاه را
آقا مرا انیس غم خیمه ات نما
با روضه های کرب وبلا پاک کن مرا
گویی دوباره مجلس روضه به پا شده
چون که حسین راهی کرب وبلا شده
گر رفته است نیمه شب و بی صدا حسین
با خانواده اش شده راهی چرا حسین
همراه برده اصغر دردانه را چرا
برده رباب و زینب و ریحانه را چرا
تا اکبر است و قاسم و عباس در برش
هرگز نمی شود اذیت قلب خواهرش
وای از زمان بی کسی ِ پنج ماه بعد
زینب شود اسیر،به دستور ابن سعد
رأس حسین را به سر نی ببیند و
از پاره های حنجر او بوسه چیند و
تا شهر شام همسفر حرمله شود
پاسخ به آه او کتک و هلهله شود
در پیش روی او ز لب خورده خیزران
در مجلس شراب عدو خون شود روان
آقا به حقّ عمّه ی قامت کمان بیا
بر انتقام، حضرت صاحب زمان بیا
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#حرکت_کاروان_از_مدینه
.
#خروج_کاروان_از_مدینه
تازه میخواست دلم سرخوش مبعث گردد
خبر آمد که حسین بن علی راهی شد!
کاش افتد به دلش خواهر خودرا نبرد
یا اگربرد دگر دختر خود رانبرد
چند روزیست خدایا که پسر دارشده
یارب ای کاش على اصغر خود رانبرد...
حسین قافله ات نیّتِ سفر دارد
تو میروی و خدا از دلت خبر دارد
برای بدرقه اُمّ البنین هم آمده است
به جای مادرتان دست بر کمر دارد
مسیرتان،زیاد است و دخترت کوچک
برای دختر تو این سفر خطر دارد
برای قاسم از اینجا زره ببر آقا
برای پیکر او سنگها شرر دارد
میان قافله ات جا که هست با زینب
بگو که چادر و معجر اضافه بر دارد
بیا حسین عوض کن تو ساربانت را
گمان کنم که به انگشترت نظر دارد
یا برای خودت هم کفن بخر آقا
ثواب دارد عزیزم کجا ضرر دارد
عِیدْ اَستْ ،تَمامِ شَهرْ شادَندْ وَلی...
نوکَر ،نِگَرانِ سََفر ِاَرْبابْ اَستْ....
#خروج_از_مدینه
#حرکت_از_مدینه
#حرکت_کاروان_از_مدینه
.
#امام_حسین علیهالسلام
#خروج_از_مدینه
#علیاکبر_لطیفیان
وقتی که میرفتند دنیا گریه میکرد
شهر مدینه مثل زهرا گریه میکرد
وقتی که میرفتند پشت پای آنها
چشمان جبرائیل حتی گریه میکرد
پائین پای ناقه مریم گریه میکرد
دورِ سر گهواره عیسی گریه میکرد
این است آن داغ عظیمی که برایش
حتی میان طشت یحیی گریه میکرد
این است زینب بانویی که زیر پایش
زانوی لرزهدار سقا گریه میکرد
بوسید اکبر دستهای مادرش را
در زیر چادر، ام لیلا گریه میکرد
بر روی دامن مادری در گوش طفلش
آهسته تا میگفت لالا گریه میکرد
یک کاروان گریه شد وقتی رقیه
با گفتن بابا، بابا گریه میکرد
در زیر پای محمل مستورۀ عشق
منزل به منزل ریگ صحرا گریه میکرد
وقتی که میرفتند عالم سینه میزد
وقتی که میرفتند دنیا گریه میکرد
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
#خروج_کاروان_از_مدینه
#حرکت_کاروان_از_مدینه