💚
رو به علی بستی چرا چشم ترت را
در حسرت رویت نشاندی همسرت را
مُچ درد دارد فضه، از بس مخفیانه!
هی شب به شب شسته لباس و معجرت را
پهلو به پهلو دنده هایت درد میکرد
پهلو به پهلو خون گرفته بسترت را
این بغضهای وقت و بی وقتت مرا کشت
این بغضهایی که گرفته حنجرت را
صدبار مُردم شب به شب وقتی که دیدم
با دستمال گریه ات بستی سرت را
جارو نزن هی خانه را با حال زارَت
زحمت نده اینقدر هی بال و پرت را
من که نمردم تا تو با دست شکسته
شانه کنی هی زلفهای دخترت را
شرمنده ام از این امانتداری خویش
هر دفعه که کردی صدا پیغمبرت را
حرف وصیت میزنی اما عزیزم!
بعد از خودت بر که سپردی حیدرت را
#فاطمه_جان💔
ببین که گیسوی زینب به شانه محتاج ست
دلش تو خوش کن و ای نازنین ما برخیز😭
#صلیاللهعليڪیـافــاطمةالزهـــرا
#اللّهُمَّصَلِّعَليمُحَمَّدوَآلِمُحَمَّدوَعَجِّلفَرَجَهُـم
🖤
وقت غسلت به لبم آمده جانم، زهرا
زخمهای بدنت، برده امانم زهرا
سرخ شد صورتِ آبی که چکید از بدنت
چه سرت آمده بانوی جوانم، زهرا؟
تا سحر خیره به رویت شدم و آب شدم
بد سرت خورده به دیوار، گمانم زهرا
ذکر می گفتم و دستم به پرت خورد آرام
بند آمد وسط ذکر، زبانم زهرا
بازوی لاغرت اینقدر ورم کرده چرا؟
با که گویم من از این داغِ گرانم زهرا؟
آستین بین دهان کردم و فریاد زدم
زخم مسمار، درآورد فغانم زهرا
کاشف الکرب دلم، چوبه ی تابوتت را
بر سر شانه گذارم؟ نتوانم زهرا😭
پیش قبرت به روی خاک زمین میافتم
میروی از بر من یار کمانم زهرا؟
پدرت آمده اما بدنت را آخر
با چه رویی به پیمبر برسانم زهرا؟
خاک با دست خودم بر بدنت میریزم
حق بده که به لبم آمده جانم زهرا
خوشیِ بعد تو را، فاتحه اش را خواندم
تا ابد یاد غمت، فاتحه خوانم زهرا
#زهـرا_جـان💔
داخل قبرم ولی قبر خودم را کنده ام
جان حیدر فاطمه برخیز و من را خاک کن
#صلیاللهعليڪیـافــاطمةالزهـــرا
#صلیاللهعليڪیـاعــلیبنابیطـــالب
#اللّهُمَّصَلِّعَليمُحَمَّدوَآلِمُحَمَّدوَعَجِّلفَرَجَهُـم
✍لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی یا فاطمَةُ الزهراء