eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
443 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
سفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کتک خوردم برادر به جرم این که بودم خواهر تو حسینم واحسین گفت و شنودم زیارت نامه ام جسم کبودم چه در زندان، چه در ویرانة شام دعا می‌خواندم و یاد تو بودم برای هر بلا آماده بودم چو کوهی روی پا استاده بودم اگر قرآن نمی‌خواندی برایم کنار نیزه‌ات جان داده بودم «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» 📚 نخل میثم . @emame3vom
شکسته بال ترینم، کبود می‌آیم من از محلّۀ قوم یهود می‌آیم از آن دیار که من را به هم نشان دادند به دست‌های یتیمت دو تکه نان دادند از آن دیار که بوی طعام می‌پیچید از آن دیار که طفلت گرسنه می‌خوابید کسی که سنگ به اطفالِ بی پدر می‌زد به پیش چشم علمدار بیشتر می‌زد از آن دیار که چشمان خیره سر دارد به دختران اسیر آمده نظر دارد از آن سفر که اگر کودکی به جا می‌ماند تمام طول سفر زیر دست و پا می‌ماند به کودکی که یتیم است خنده سر دادند به او به جای عروسک سَر پدر دادند به جای آن همه گل با گلاب آمده‌ام من از جسارت بزم شراب آمده‌ام از آن دیار که آتش به استخوان می‌زد به روی زخم لبان تو خیزران می‌زد «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
می‌گویم از کنار زیارت نرفته‌ها بالا گرفته کار زیارت نرفته‌ها اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا این است روزگار زیارت نرفته‌ها امسال اربعین همه رفتند و مانده بود هیات در انحصار زیارت نرفته‌ها انگار بین هیات ماهم نشسته بود زهرا به انتظار زیارت نرفته‌ها در روز اربعین همه ما را شناختند با نام مستعار «زیارت نرفته‌ها» اما هزار مرتبه شکر خدا که هست مشهد در اختیار زیارت نرفته‌ها باب الحسین قسمت آنانکه رفته‌اند باب الرضا قرار زیارت نرفته‌ها گفتند شاعران همه ازحال زائران این هم به افتخار زیارت نرفته‌ها «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
@emame3vom گدا به لطف نگاهت، امیر خواهد شد به پای عشق تو، سلطان، اسیر خواهد شد تمام برکت و احسانِ خوانِ تو عشق است گرسنه بر سر این سفره، سیر خواهد شد هر آنکه ثروت عالم به کف گرفته، اگر محبت تو ندارد، فقیر خواهد شد میان هم‌همۀ اربعین ، مسیحی هم ز شوق با همگان هم مسیر خواهد شد فضای هجمۀ داغ تو بس که جانسوز است جوان ز شدّت این غصه پیر خواهد شد «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
. پس از تو ای شه خوبان چه ظلم‌‌ها که ندیدم به کوه و دشت و بیابان به روی خار دویدم سوار ناقۀ عریان شدم ز جور لعینان ستم ز خولی و زجر و سنان و شمر کشیدم چه گویم از ستم شمر و ابن سعد بد اختر چگونه شرح دهم آنچه را که بی‏‌تو بدیدم دمی ز راه محبت نظر به خواهر خود کن ببین اسیر ستم از جفای قوم عنیدم فراق تو نه چنین سهل بود در بر خواهر برای خاطر حق ناله‌ای ز دل نکشیدم کنم فغان ز غم قتل تو ایا شه عطشان و یا به پیکر چاک برادران رشیدم کجا رود ز خیالم زمان بی‌کسی تو خصوص آن دم آخر که نالۀ تو شنیدم «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
بگیر جان مرا بر همین تراب حسین که جان بگیرم از این لطف بی‌حساب حسین نه نای ماندن دارم نه پای برگشتن مخواه این که بمانم در این عذاب حسین ندیده مثل شب و روزهای زینب را به عمر خویش نه ماه و نه آفتاب حسین اسیر دردم اسیر غمم چهل روز است چهل شب است‌ندارم به‌دیده خواب حسین چهل شب است که می‌گویم السلام علیک چهل شب است که نشنیده‌ام جواب حسین گمان کنم که شب و روز مادرم این جاست معطر است مزارت به یاس ناب حسین چگونه می‌رود از خاطر من آن روزی که می‌زدند تو را از پی ثواب حسین کسی به نیزه دهان تو را نشانه گرفت و یک سه شعبه تو را کرد انتخاب حسین چه خوب شد که سرت زود کوفه رفت و نبود شبی که بر سرمان خیمه شد خراب حسین هنوز هم سرم از آن شراره می‌سوزد هنوز هست به دستم ردِ طناب حسین چگونه با که بگویم یک آستین پاره برای اهل و عیال تو شد حجاب حسین به سنگ و چوب پذیرایی از لبت کردند و هم چنان به لبت ماند داغ آبْ حسین «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» @emame3vom
مهمان رسیده، ای تن بی‌سر! برای تو زینب ز شام آمده تا کربلای تو یک میزبان و این همه مهمان به نیم شب دشوار نیست، گر چه پذیرش برای تو ای میزبان! سلام شب و روز بر تو! خیز بر‌گو جواب تا شنوم من صدای تو خیز از کرم ز جا، قدمی چند پیش آی تا خواهرت به دیده کشد، خاک پای تو برخیز و با من از بدن بی‌سرت بگو تا من بگویم از سرِ پُر ماجرای تو من زینبم که از سفر شام می‌رسم جز آب دیده، تحفه ندارم برای تو از رنج‌های کوفه و شامم بیان کنم؟ خود دیده‌ای، دگر چه بگویم برای تو؟ «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom .
. وادی به وادی می‌‌روم دنبال محمل آهسته‌تر ‌ای ساربان، دل می‌‌بری، دل اشک ملائک می‌‌چکد از کهکشان‌ها پیچیده در هفت آسمان بانگ سلاسل ای آسمان پایین بیا! منظومه اینجاست هم اختران بر گرد او، هم ماه کامل گاهی به زانوی پیمبر، گه به نیزه عشق است و او را می‌‌برد منزل به منزل صوفی بِهِل این اربعین در اربعین را با ذکر او یک روزه طی گردد مراحل صوفی، سماع راستین در کربلا بود در خون خود چرخیدن مردان بسمل او محشر است، او رستخیز ناگهان است می‌افکند در سینه‌ها ذکرش زلازل ای روضه‌خوان! تنها بگو نامش حسین است دیگر چه حاجت خواندن از روی مقاتل! «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
باور نمی‌کنم که رسیدم کنار تو باور نمی‌کنم، من و خاک دیار تو؟ یک اربعین، اسیر بلایم، بلای عشق یک اربعین دچار فراقم، دچار تو یک اربعین، به جای همه سنگ خورده‌ام یک اربعین، شده بدنم سنگسار تو یک اربعین، به روی سرم شعله ریختند با چادری که سوخت، رسیدم کنار تو مثل رباب، مثل همه، تار گشته‌اند چشمان خستۀ من، چشم انتظار تو روز تولّدم، که زدم خنده در برت باور نداشتم، که شوم سوگوار تو با تیغ و تیر و دشنه، تو را بوریا کنند با سنگ و تازیانه، مرا داغدار تو یادم نمی‌رود به لبت، آب آب بود یادم نمی‌رود بدن نیزه زار تو حالا سرت کجاست که بالای سر روم؟ گریه کنم به زخم تن بی شمار تو یک مشت خاک روی تو و من دعا کنان شاید شوم نشان تو سنگ مزار تو «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
آمد هوای کرببلا باز بر سرم ای کاروان! گذر کن از آن‌ کوی دلبرم زینب ز شام آمد و بر نینوا رسید گفتا که ای عزیز‌تر از جان! برادرم! ظلم کدام فرقه برایت دهیم شرح؟ جور کدام عدّه برای تو بشْمرم؟ آن ظلم‌ها که بر منِ غم‌دیده می‌رسید کی بودم این امید که طاقت بیاورم؟ ای کاش مرده بودم از آن ظلم کوفیان! تا من سر شریف تو بر نیزه ننْگرم اطفال خردسال تو را آب و نان نبود دادم ز پاره‌های دل و دیده‌ی ترم بودی به روی دامن من، مهد نازشان لیکن خرابه بود همی جا و بسترم چون سایۀ سر تو، مرا بود روی سر از آفتاب چرخ، شکایت کجا برم؟ یک مدّتی رُخت به رُخم بود روبه‌رو چندی به نیزه بود، سرت در برابرم کردی وداع با شه دین، نوگل بتول آورْد در مدینه شکایت برِ رسول «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom
به زخم‌های تنت، چون اشاره می‌کردم به دامن از مژه جاری، ستاره می‌کردم برای رفتنِ تا کوفه داشتم تردید به مصحف بدنت، استخاره می‌کردم ز سیل گریۀ لرزان خویش در کوفه خراب، پایۀ «دار ‌الاماره» می‌کردم کبوتران حریم تو را به هر منزل به قصد منزل دیگر، شماره می‌کردم شبی که یک تن از آنان، میان ره گم شد به سینه، پیرهن صبر، پاره می‌کردم به طشت زر به لبت،چوب خیز‌ران می‌زد یزید و من به تحیّر، نظاره می‌کردم به سینه چنگ‌زنان خیره می‌شدم به رباب چو یادِ تشنگی شیر‌خواره می‌کردم به قطره‌قطرۀ اشکم از این سفر،«تائب»! هماره آب، دل سنگ خاره می‌کردم «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» . @emame3vom