eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
ای آبروی عرش خدا ، صاحب الزمان (عج) ای آفتاب ارض و سما ، صاحب الزمان (عج) ای گوشه ی نگاه پر از نور و رحمتت درمان بی قراری ما ، صاحب الزمان (عج) عمری گذشت بر من و یک بار هم هنوز نشنیده ام صدای تو را ، صاحب الزمان (عج) در ندبه های جمعه صدا می زنم تو را یَابنَ البُدورِ ، وَ النُّجَباء ، صاحب الزمان (عج) در روزگار سختی و در دورِ امتحان عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان (عج) ای ماه حیدری نسَب و هاشمی تبار کی می رسد به سر ، تبِ دوران انتظار ما بسته ایم دل به بلندای شال تو آب حیات ماست ، خیال وصال تو در انتظار آمدنت ، ای گلِ امید هر کوچه هست روی لبش نام یک شهید این شهر با قدوم شهیدان معطّر است آرامگاه روشن گل های پرپر است آری امام گفت : " کجا در همه جهان دارد کسی سراغ همانند اصفهان؟ شهری که در تلاطم یک روزِ پُر عزا تشییع کرده سیصد و هفتاد لاله را اما هنوز پا به رکاب شهادت است با قلب داغدیده پر از استقامت است ما داغ گریه بر دل داعش گذاشتیم سر خم نکرده ایم ولو سر نداشتیم با تورجی و همّت و خرّازی آمدیم دلخون شدیم و غرق سرافرازی آمدیم در قلب ما محبّت زهرای اطهر است امّید ما به ذکر توسّل به مادر است انسیّه و مطهّره و کوثر و بتول او جان پناه حیدر و جان پیمبر است وقتی که دل ، شکسته شد و راه ، بسته شد چشمانِ عالمی نگران بر همین در است آتش زبان به کام بگیر و خموش باش بر روی خاک ، معنیِ آیاتِ کوثر است دیگر چه طور فاطمه (س) طاقت بیاورد وقتی طنابِ ظلم به دستانِ حیدر است برخیز ای حیات دو عالم به دستِ تو پهلوی عشق می شِکند با شکستِ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
... اگر از ما نظر لطف شما برگردد آخر این سائل بی‌چاره کجا برگردد؟ وای از آن روز که پشت در این میخانه کاسه‌ی اشک ِ تمنای گدا برگردد دست بردیم در آرامش گیسوی شما تا مگر حوصله‌ی رفته‌ی ما برگردد نیست در مذهب این سلسله هرگز، دستی خالی از پنجره فولاد رضا برگردد می شود گوش حوائج به جوابش دلگرم اگر از کوه ِ تولّاش صدا برگردد
بد منم بی‌کس منم آقا شما مولا شما خشک و بی‌برکت منم رحمت شما دریا شما چله ترک گناهم آخر سر کار کرد آن‌قدر كه مادرت من را رسانده تا شما سود یک دفعه زیارت ضرب در سه می‌شود وقت مرگم با شما قبر و قیامت با شما هی خرابش می‌کنم هی تو درستش می‌کنی تا همیشه طفل بازی‌گوش من بابا شما سفره ما طوس و قم افتاده و با این حساب رزق را یا حضرت معصومه داده یا شما هیچ کس غیر از شما کاری برای من نکرد لٰا غیاث الّا شما و لٰا کریم الّا شما کربلایی که نرفتم را به مشهد دیده‌ام جور دوریّ گدا را می‌کشی این‌جا شما هیچ کس مانند من کفران نعمت کرده نیست بیشتر از هر کسی بد کرده‌ام اما شما بر در باب الجوادت این سیه رو شد خطاب می‌خرم بار گناه شیعه را حتی شما
"گرچه سنگ از همه بسیار در آنجا خورده نام مجنون به سر کوچه لیلا خورده عاشق از سرزنش مردم این کوچه مرنج قیمتی تر شده قالیچه اگر پا خورده آه بیچاره زلیخا چقدر حرف شنید چه کسی خون جگر مثل زلیخا خورده خواهشاً از در این خانه بلندم نکنید مگر این کاسه ما حق کسی را خورده؟! خواهشاً نامه ما را به خراسان بفرست خواهشاً زود برو نامه ما تا خورده مثل آهوی بیابان به بیابان زده ام چون شنیدم گذرت باز به صحرا خورده من از اینجا بروم زود زمین می افتم این گدا چیزی اگر خورده همینجا خورده پسر فاطمه مردم گره دارند همه پسر فاطمه در کار گره‌ها خورده زیر هر کاشی تو حاجت امضا شده ایست روی هر کاشی تو مهر مداوا خورده پهلویش مطمئناً پشت حرم درد گرفت هر که اینجا قسم حضرت زهرا خورده کربلا رفتن ما را که خودت میدانی اربعین رفتنم از دست تو امضا خورده؟ پسر فاطمه تشنه است ته گودال و ... مرکب شمر ولی آب گوارا خورده پیش زینب به هم اینقدر تعارف نزنید پیش زینب چقدر نیزه به آقا خورده چکمه ای که به تنش خورد همان است که بر چادر محترم زینب کبری خورده به روی خاک تنش رنگ عوض کرده حسین وای بر این بدنِ بی سرِ گرما‌خورده" 👉
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_6032966657465390104.mp3
9.32M
‍ . 🎼 ای پناهم کربلایی‌ ایام زیارتی علیه السلام ای پناهم گره خورده به گنبد تو نگاهم همون قد که تو خوبی من رو سیاهم نباشی تباهم ای عزیزم منو میبینی وقتی که اشک میریزم اگه پیشت نیام تا چند وقت مریضم ای عزیزم  دوست دارم امام رضا به تو امیدوارم امام رضا گره خورده کارم امام رضا دلگیرم دوسم داری امام رضا محلم میذاری امام رضا نگاتو برداری امام رضا میمیرم  آروم دلم وقتی که تو حرمت گریونه چشام آغوش پنجره فولادو میخوام کنج صحن گوهرشادت که میام آروم دلم وقتی که تو حرمت گریونه چشام آغوش پنجره فولادو میخوام  گفتم که زیر تابوتم رفقام بخونن اینو برام ای صفای قلب زارم هر چه دارم از تو دارم تا قیامت ای رضا جان سر ز خاکت برندارم منم خاک درت غلام و نوکرت  مرا از در مران به هزرا مادرت علی موسی الرضا ... ..................................................
رضا راضی به رضوان خدا بود ز آدم های پوشالی جدا بود ز علمش عالِم آل محمد چه غوغایی به هر مجلس به پا بود به هر کس از کتاب دینی او جوابی در خورش چون کیمیا بود چه زیبا آن حدیث نغز و نابش که حک بر روی الواح طلا بود ز اخلاق نکو و از صفایش عدو مجذوب او چون اصدقا بود کمک می کرد چون رویش ز سائل نهان می کرد از بس با حیا بود امان از آن دمی کز جور مأمون به ره بنشست و بر رأسش عبا بود الهی عسکری در روز محشر بگویی شکر او از ما رضا بود
388.2K
بسم تعالی زمزمه تک زمینه احساسی امام رضا علیه السلام هرجاکه به پرچمش نگاهت افتاد حرم رقیه است ###### هربار که گره به کار من میفته من میام زیارت با گوشه نگاه تو آروم میگیرم روبه روی گنبد دوباره من اومدم پابوست اومدم زیارتِ مخصوصت میدونم خیلی هوامو داری رّد نمیکنیم با دست خالی میشینم یه گوشه ای از صحنت زیر لب میگم همه دردامو ای پناه بی پناهان آقا میدونم گوش میکنی حرفا مو رضآ جانم میون سیلِ زائرات نشستم قفلِ دلو به گنبده توبستم خودت ببین که خالیه دو دَستم ۲ یا غریب الغرابا یا معین الضعفا ۴ هربار که میام زیارتِ تو این دل باز هوائی میشه پر میکشه از گوشه صحن تو باز کربلائی میشه یه نگاه کن به دل زاره من گره افتاده توی گاره من خیلی وقته کربلائی نشدم قسمتم کن حرم اربابم بشینم روخاک بین الحرمین بخونم روضه زینب وحسین این سفارش شماست یبن شبیب همه جا گریه فقط بهر حسین حسین جانم میون گودالی وتشنه آب این طرفه خواهر تو چه بی تاب من بمیرم برا غم تو ارباب ۲ یا غریب کربلا یا شهید کربلا ۴ شاعر کربلائی جلال رضوانی
🍃🏴 نذر شهادت سلطان خراسان 🏴🍃 -لطفا حق روضه ادا شود- میرسد روی لبم آهسته جان یأبن الشبیب در وجودم آتشی دارم نهان یأبن الشبیب نا ندارم! با تو دارم در خیالم گفتگو با نگاهی نیمه باز و نیمه جان یأبن الشبیب زهرِ در انگور جانکاه است و از فرطِ عطش شعله ور شد هم دهانم، هم زبان یأبن الشبیب دستهایم را که برمیداشت روز و شب قنوت ناتوان؛ افتاده از کار آنچنان یأبن الشبیب با دو پایِ سرد و لرزان بیهوا خوردم زمین حال و روزِ احتضارم شد عیان یأبن الشبیب روی خاکِ حجره مثل مار می پیچم به خود بود جسمَم کاش زیر آسمان یأبن الشبیب بود جسمم کاش خنجر خورده؛ زیر آفتاب جانِ من از جدّ عطشانم بخوان یأبن الشبیب بیقرارم از غمش! باید پریشان جان دهَم از غم ِ آن پیکرِ نیزه-نشان یأبن الشبیب از غم ِ سنگی که محکم خورد بر پیشانی اش از هجوم ِ نعل ها بر استخوان یأبن الشبیب از تنِ عریان که شد خونِ قفا بر آن کفن از عقیقِ سرخِ دستِ ساربان یأبن الشبیب از طناب و دستهایِ عمه زینب(س)وای...نه... از غروب و غربتِ وقتِ اذان یأبن الشبیب جان سپردم! از نفس انداخت بیطاقت مرا- روضهٔ بزم یزید و خيزران یأبن الشبیب!
بهر حاجات اگر دست دعا برخيزد دلبري هست به هر حال به پا برخيزد لطف آقاي خراسان ز همه بيشتر است هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخيزد آه در سينه ي عشاق به هم مرتبطند وقت نقاره زدن ناله ي ما برخيزد جرأتش نيست كسي حرف جهنم بزند گر پيِ كار ِ گنهكار ز جا برخيزد زائر آن است كه در كوي تو اُتراق كند آنكه در عرش نشسته ست چرا برخيزد؟ تا به دستِ كرم تو به نوايي نرسد از سر ِ راه محال است گدا برخيزد بر سر خاكم اگر آهوي تو گريه كند از تمام جگرم بانگ رضا برخيزد حرمت زودتر از كعبه مرا حاجي كرد حج ما آخر ذي القعده به پا برخيزد اكبر _ لطيفيان
4_5972072890315572505.mp3
2.49M
من کیستم گدایِ تو یا ثامن الحُجَج شرمندۀ عطایِ تو یا ثامن الحُجَج بلله نمیروم برِ بیگانگان به عجز تاهستم آشنایِ تو یا ثامن الحُجَج از کارِ من گره نگشاید کسی مگر دستِ گره گشایِ تو یا ثامن الحُجَج دار الشفاست کویِ توو خود تویی طبیب دردِ من و دوایِ تو یا ثامن الحُجَج رضاجان ... رضا جان ... دیوانه ام اگر که بهشت آرزو کنم ... آیم اگر به کویِ تو یا ثامن الحُجَج رضاجان ... رضا جان ... خدا لعنت کنه اونایی رو که قدرِ تو رو ندونستند آقای من ... کاری کردن میان حجره افتاده بود ... «يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيم» ... مثلِ مار گزیده به خودش می پیچید ... صدا میزد جگرم .... مگه میشه تو اون حال یادِ جدِ مظلومش حسین (ع) نبوده باشه ... طرفِ راستِ صورتش روی خاک ... لباش مثلِ دو چوبِ خشک بهم میخورد ... «اِسقُوني شَربَةً مِنَ الماء» .... حسین جان .... حسین جان ... «اِسقُوني شَربَةً مِنَ الماء فَقَد نَشِفت كَبِدي» ....جگرم از تشنگی میسوزه ... یه وقت دیدن ده نفر آمدن ، ظرف هایِ آب آوردن ، تا رسیدن کنارِ گودی قتلگاه ... مقابلِ چشمِ این آقایِ لب تشنه ... غریب ... مظلوم ... آب ها رو ، رو زمین خالی کردن ... حسین ...... خدایا به لبهایِ خشکیدۀ عزیزِ فاطمه و بحقِ شش ماهه اش علی اصغرش فرج امام زمانمون برسان ... گر آب ندارد پدرِ مظلومم ور شیر ندارد مادرِ محرومم از آب گذشتم و نمی خواهم شیر بیرو ن بکشید تیر از حلقومم .... حسین .....