eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
442 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
؛ شیرینیِ داغت به دلی گر بنشیند پای غم تو تا دمِ آخر بنشیند جز تو چه کسی لایق این نام..؛ "حسین"..، است... تنها به تو این واژه‌یِ دلبر بنشیند آن آه که از سینه‌ی عُشّاق تو برخاست هیهات که تا لحظه‌ی محشر بنشیند بر خاکِ حسینیّه دو خط روضه نوشتم حیف است که داغ تو به دفتر بنشیند غیر دمِ این خانه محال است بسوزیم... خاکستر ما پشت همین در بنشیند یک عُمر میان دل او عشق تو جوشد یکبار کسی پای سماور بنشیند جز رخت عزاداری‌ات ای شاه! ندیدیم این‌قدر لباسی تن نوکر بنشیند چشمی که محرم ز غمت خوب بگرید مِهرش به دل فاطمه بهتر بنشیند آن گریه ثواب است که زهرا بپسندد آن روضه‌ قبول است که مادر بنشیند یک واعطشای تو بَس‌است ای پسر آب در سوگ لبت زمزم و کوثر بنشیند ** ای ابر! چه می‌شد وسط ظهر بباری یک قطره‌ی تو بر لب اصغر بنشیند شش‌ماهه‌گُلی را تبر حرمله‌ای چید... نگذاشت به روی بدنش سر بنشیند حلقوم نحیفی که علی داشت، گمان کن... تیری که سه‌شعبه شده، تا پر بنشیند ✍
در سر آغاز مُحرم قصه را از سر بخوان از شب دلواپسی‌ها، از شب آخر بخوان از فرات، از آب، از دریا، از امواج عطش از کمان، از تیر، از شمشیر، از خنجر بخوان در کنار خیمه‌ها آرام بنشین و فقط از هجوم نیزه‌های وحشی لشکر بخوان همدم گهواره باش و با صدایی دل نشین لا لالایی، لا لالایی، ای علی اصغر بخوان ای رباب آرام و تنها گریه کن مانند ابر شعرهایت را برای غنچه‌ی پرپر بخوان خطبه‌ای از ماجرای قد کشیدن روی دست از زبانِ حضرتِ خورشیدِ بر منبر بخوان کهکشان‌ها، نوحه‌خوانان گلوی اصغرند از غم شش‌ماهه در شش‌گوشه‌ی محشر بخوان یا بزن گاهی گریزی هم به سمت علقمه از علمدار و علم، از دستِ آب‌آور بخوان در مدینه، در کنار حضرت ام البنین لا اقل این روضه‌ی مکشوف را کمتر بخوان با سه شعبه، چارپاره می‌شود شعر گلو این غزل مرثیه را در قالبی دیگر بخوان ذبح کودک در میان کوفیان شد افتخار حرمله بعد از علی اصغر شده سردار جنگ صبر کن در انتظار انتقامی سخت باش می‌رسد از جاده‌ها، سردار خودمختار جنگ روی دستان پدر، باب الحوائج می‌شود کودکی که دست‌های کوچکش مشکل‌گشاست با دعای او محقق می‌شود امر فرج وعده‌گاه ما حدود اربعین در کربلاست ✍
به روی برگ گل، شبنم نشسته به سوگ تشنه‌ای زمزم نشسته به روی حنجر ششماهه با تیر سه تا بوسه کنار هم نشسته
پَر قنداقه را در خون کشیدند ز دستان سحر، مهتاب چیدند دل آهن به حال آن گلو سوخت که با تیر سه شعبه، سر بریدند
عطش را روی لب تفسیر داری نخوابیدی، ولی تعبیر داری نمی‌دانم چه کرده تیر با تو! که بر حنجر، خط شمشیر داری
حالا که هدف، گلوی اصغر شده است چشمان خود سه‌شعبه هم، تر شده است زیر لب خود کمان چنین می‌گوید: بیچاره رباب! تازه مادر شده است... ✍
؛ آخَرین سربازِ بابا، دَر دلِ گَهواره‌اَم من علیِ اصغرم قاتلِ صَد حَرمله، با این گَلوی پاره‌اَم من علیِ اصغرم
فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْکَاهِلِ الْأَسَدِیّ( علیه اللعنة)بِسَهْمٍ، فَوَقَعَ فِی نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ… و شاید زبان حال سیدالشهدا (ع) در گودی قتلگاه با شش ماهه‌اش این بود: ای صورت قرص ماهت آیینه‌ی من دشمن چو گرفت در دلش کینه‌ی من یک تیر سه‌شعبه رفت در حنجر تو یک تیر سه‌شعبه رفت در سینه‌ی من…
ای تیر! کجا چنین شتابان؟...آرام قدری به کمان بگیر دندان...آرام! ای تیر! به حرفِ حرمله گوش نکن! برگرد...، نرو تو را به قرآن...، آرام
دو بیت از یک گریه کرد و از میان خیمه پا بیرون گذاشت گفت بابا! یاورت این دفعه اصغر می‌شود ** یک علیِّ اکبر تو شد هزار و یک علی پس علیِّ اصغرت هم چند لشکر می‌شود ✍
روضه زمینه نوحه و ۰۰ تقدیم به قاسم ابن الحسن ع ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ من قاسمم پور امام مجتبیایم جانبرکف شاه شهید کربلایم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ احلی من العسل بود بهرم شهادت با خون حمایت میکنم من از ولایت ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ جان عمو جان عمو اذنم بفرما تا جان بقربانت کنم فرزند زهرا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ از داغ اکبر طاقت من طاق گشته بهر شهادت این دلم مشتاق گشته ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ بابای من گفته تو را من یار باشم سرباز جانبرکف چو در پیکار باشم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ این بازوی من بهر بازوبند بابا این جان ناقابل فقط اذنم بفرما ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ درس شهادت می دهم بر نوجوانان اندر دفاع از مکتب شاه شهیدان ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ آن نوجوان شد عازم میدان هیجا "ان تنکرونی" گفته با آوای شیوا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ کرده رجز خوانی میان قوم کافر کشته عدو را چون علی ساقی کوثر ▪️▪️▪️▪️▪️▪️ از ضرب کینه پیکرش شد پاره پاره روی زمین افتاده او همچون ستاره ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ در زیر سم مرکبان گفتا عمو جان اکنون به فریادم برس ای جان جانان ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ آمد عموی مهربان با حال خسته اندر کنار پیکر پاکش نشسته ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ‌‌گفتا عمو بادا فدای پیکر تو جان عمو من آمدم اندر بر تو ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ سوزم ز داغت یادگار مجتبایم الگوی نسل نوجوان در کربلایم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ "ناطق" دگر بس کن تو این هنگامه ات را بشکن از این بار مصیبت خامه ات را ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ غلامرضا محمودنژاد (ناطق) قم پنجم محرم ۱۳۴۴۱ شهریور ۱۳۹۸