#حسین_جانم
از کودکی بُردی تو بالا پرچمم را
یک چای خوردم، سالها خوردی غمم را
✍️#رضا_دین_پرور
@navaye_asheghaan
بین هیئت چونکه تقدیر مرا هم بسته اند
طالع بخت سیاهم را محرم بسته اند
گرچه من اسباب زحمت بوده ام اما بیا
روی گلبرگ دو پلکم باز، شبنم بسته اند
کار من با گریه کردن راه می افتد فقط
چشم خشکم را به آب چاه زمزم بسته اند
روضه ها که جای خود، انگار حاجت می دهند
خانه هایی که سر دیوار، پرچم بسته اند
من به هر در می زنم، درها به رویم بسته است
آی مردم! کربلا را هم به رویم بسته اند
خوش بحال زائرانی که برای اربعین
کارشان را با امیر هر دو عالم بسته اند
هم امیر کاروان کربلا بر نیزه هاست
هم اسیران را بهم با قامت خم بسته اند
من بمیرم پای زین العابدین تاول زده
آتش و زخم سرش را باچه مرهم بسته اند
استخوان گردنش در بین راه آسیب دید
وای از آن زنجیرها که سفت و محکم بسته اند
#شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
#رضا_دین_پرور
@navaye_asheghaan
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_سجاد_علیه_السلام
#شهادت
گریه و روضه به پا بود اگر می دید آب
چون دلش سوخت پس از پر زدن طفل رباب
دید بین غل و زنجیر عقب قافله اش
روی گهوارهء نی چشم علی رفته به خواب
✍️#رضا_دین_پرور
@navaye_asheghaan
.
#شام
بعد آن که بوده ام بر ناقه عریان سوار
زینبت شد بر بلای دیگری حالا دچار
کاروان از کوچه ی تنگ یهودی ها گذشت
تا رساند خواهرت را پای آلات قمار
باز صد رحمت به زخم سنگ و زنجیر و طناب
خسته ام کردند اینجا با زبان نیشدار
کاش بودم در تنور و دیر و بالای درخت
کاش با دست سنان میشد سرت بر نی مهار
باتو هستم ای تن صد چاک در بین حصیر
فکر کن ناموس تو دارد لباس نونوار
فکر کن پای مرا در کربلا واکرده ای
فکر کن که رفته در پای رقیه چند خار
خواستم با ما نیاید دخترت اما نشد
خواست او را هم کنیز خود بخواند چند بار
راستی قاری من در تشت افتادی چرا؟
با شراب و خیزران لبهای تو دارد چکار؟
خنده های شمر را بالاسرت حالا ببین
لعنتی در کاخ هم با تو نمی آید کنار
من فراری دادم از آتش حرم را منتها
می گذاری پیش رویم چندتا راه فرار؟
#شام_بلا
#مجلس_یزید
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#شام
بعد آن که بوده ام بر ناقه عریان سوار
زینبت شد بر بلای دیگری حالا دچار
کاروان از کوچه ی تنگ یهودی ها گذشت
تا رساند خواهرت را پای آلات قمار
باز صد رحمت به زخم سنگ و زنجیر و طناب
خسته ام کردند اینجا با زبان نیشدار
کاش بودم در تنور و دیر و بالای درخت
کاش با دست سنان میشد سرت بر نی مهار
باتو هستم ای تن صد چاک در بین حصیر
فکر کن ناموس تو دارد لباس نونوار
فکر کن پای مرا در کربلا واکرده ای
فکر کن که رفته در پای رقیه چند خار
خواستم با ما نیاید دخترت اما نشد
خواست او را هم کنیز خود بخواند چند بار
راستی قاری من در تشت افتادی چرا؟
با شراب و خیزران لبهای تو دارد چکار؟
خنده های شمر را بالاسرت حالا ببین
لعنتی در کاخ هم با تو نمی آید کنار
من فراری دادم از آتش حرم را منتها
می گذاری پیش رویم چندتا راه فرار؟
#شام_بلا
#مجلس_یزید
#رضا_دین_پرور ✍
.
.
.
#نوحه_سنتی_حماسی
#حضرت_رقیه
من وارث قیام زینبینم
با قامت خم لشکر حسینم
خیبر شکستم، با اذن حیدر
الله اکبر، الله اکبر
هستم علمدار زینب
(یار زینب)۲
همرزم پیکار زینب
(یار زینب)۲
من فاطمه نشانم
همراه کاروانم
با صاحب الزمانم
..........
#طفلان_حضرت_زینب
بردار بار دوش خواهرت را
ببر دو تا سرباز لشکرت را
خواندم رجزها، با اذن مادر
الله اکبر، الله اکبر
تسبیح من گاه و بیگاه
(یا ثارالله)۲
پشت و پناهم در این راه
(یا ثارالله)۲
هم دردی و هم دوایی
اینجا شد چه کربلایی
بستیم دل به هم دو تایی
........
#حضرت_عبدالله
عبداللهم، میراث مجتبایم
من آخرین سرباز کربلایم
گفتم حسن جان، در بین لشکر
الله اکبر، الله اکبر
دارم به لب ذکری دائم
(مثل قاسم)۲
باید بجنگم با ظالم
(مثل قاسم)۲
دستم سلاح پیکار
پای رکاب سردار
شد پرچم علمدار
.......
#حضرت_قاسم
من قاسم بن الحسنم عموجان
آماده ام با کفنم عموجان
نامه گرفتم از دست مادر
الله اکبر، الله اکبر
دارم چه از اصغر کمتر
(جان حیدر)۲
رزمنده ام مثل اکبر
(جان حیدر)۲
نورم که ازل شناسم
مستم من، عسل شناسم
شیرم، پس جمل شناسم
..........
#حضرت_علی_اصغر
قنداقه ام تا شد کفن حسین جان
شد دشمن تو ریشه کن حسین جان
شد مثل اکبر، دردانه اصغر
الله اکبر، الله اکبر
سرباز گردان یارم
(در پیکارم)۲
جانم به قربان یارم
(در پیکارم)۲
شش ماهه شدم چه کامل
موجم در میان ساحل
استادم ابوالفضائل
........
#حضرت_علی_اکبر
با ذکر زهرا آمدم به میدان
گفتم علی جان و زدم به میدان
کشته ی جنگم، شد حداکثر
الله اکبر، الله اکبر
من شبه پیغمبر هستم
(حیدر هستم)۲
من صفدر لشکر هستم
(حیدر هستم)
روبرویم صد چو مرحب
یا حسین گفتم مرتب
حرز من دعای زینب
........
#حضرت_عباس
بارقه ی حرب حسین اباالفضل
یا کاشف الکرب حسین اباالفضل
شیوه ی رزمش، شبیه حیدر
الله اکبر، الله اکبر
ای ماه تاسوعا عباس
(سقا عباس)۲
دریای عاشورا عباس
(سقا عباس)۲
دارد از علی رشادت
از ام البنین شجاعت
از زهرا ولی خجالت
......
#گودال
آمده موسم غم و جدایی
من شده ام زینب کربلایی
بوسم گلویت، بجای مادر
الله اکبر، الله اکبر
سردار عاشورای من
(مولای من)۲
دین من و دنیای من
(مولای من)۲
کارم را مکش به جنجال
می جنگم میان گودال
فکری کن برای خلخال
#رضا_دین_پرور ✍
👇
@navaye_asheghaan
.
#مناجات #شروع_مجلس
#اربعین_حسینی
همیشه اربعین دارد نشانی از بهار تو
خدایت خلقمان کرده برای روزگار تو
به پیچ و تاب گیسوی پریشانت گره خوردم
که باید سرنوشت من بچرخد بر مدار تو
اگرچه پای داغت بر سر و صورت زدم اما
فقط زهراست بین روضه هایت بیقرار تو
لباس پادشاهی هم بپوشد خوار خواهد شد
کسی که نیست در عالم گدای ریزه خوار تو
ترا دشمن میان نیزه های تیز، گیر انداخت
که دیگر ذوالجناح تو نمی آمد به کار تو
همان وقتی که بر نیزه شکسته تکیه می دادی
نشسته بوده شمر و خنجرش در انتظار تو
لگد خوردی و پهلویت شکسته شد ته گودال
زمینی که زمینت زد شکسته زیر بار تو
حرامی تیر و شمشیر و عصا و سنگ و چوبت زد
بمیرم لشکری پای پیاده شد سوار تو
بجای آه و نفرین، دشمن خود را دعا کردی
بجایش مُشت ها خورده دهان پر غبار تو
شنیدم تشنه بودی آب را اسراف می کردند
خجالت می کشم که آب می نوشم کنار تو
به پیش چشم مادر که نگاهش مانده بر چشمت
چگونه بسته بر نیزه سرت را نیزه دار تو
بیاد خیمه گاهت بین موکب ها پریشانم
بیاد غربت زینب ... زمان اضطرار تو
#اربعین
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#مناجات
#اربعین
#شام
بی کس و کارم ولی یارم نجاتم می دهد
بُنجلم اما خریدارم نجاتم می دهد
من کی ام! ... این تکیه داری کار شخص فاطمه است
پرچمی که زد به دیوارم نجاتم می دهد
روسیاهم! روسیاهی که لباسش مشکی است
گریه ی چشم گنهکارم نجاتم می دهد
یک حرم میخواهم از دنیا پناه من شود
آخرش آن شاه کرّارم نجاتم می دهد
مرتضی من را گرفتار حسینش کرده است
او که دیده من گرفتارم نجاتم می دهد
آی دوزخ! راستش سوزانده قلبم را حسین
آتش عشقی که من دارم نجاتم می دهد
کاشکی تا اربعینش زنده باشم جان دهم
حسرتم، آه دل زارم نجاتم میدهد
پشت دسته بارها معطل شدم، زینب خرید
ازدحامی که شد آزارم نجاتم می دهد
رو به نیزه گفت زینب، یا اخا نزدیک شام ...
دیدنت از دست افکارم نجاتم می دهد
هر کجا که طعنه خوردم از سنان و حرمله
با خودم گفتم علمدارم نجاتم می دهد
از دم دروازه ی ساعات می ترسم حسین!
که مرا از راه دشوارم نجاتم می دهد؟
صحبت از جشن یهودی هاست، یا زهرا کمک!
سنگ خوردن بین بازارم نجاتم می دهد
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan
#برگشت_به_مدینه
کعبه رفتیم و زیارت در منا
حولهء احرام شد رخت عزا
سنگ خوردیم از میان نیزه ها
هدیه آوردیم از کرببلا
زینبت برگشته یا ام البنین
جای تو خالی! که خوردم بر زمین
چار فصل من بهاری داشت، نیست
این دل عاشق، نگاری داشت، نیست
زینب غمدیده یاری داشت، نیست
محمل من پرده داری داشت، نیست
هی نپرس از صورت نیلی فقط
خورده ام از این و آن سیلی فقط
من از اینجا گرچه سنگین رفته ام
بین صدها مرد بی دین رفته ام
از بلندی رو به پایین رفته ام
تا ته گودالِ خونین رفته ام
شمر بود اما سر یارم نبود
نیمه شب، انگشتر یارم نبود
آمدم با معجری محکم شده
آمدم با این کمر که خم شده
سینهء ام ویرانه ای از غم شده
دختری از کاروانم کم شده
یادگار مادرم، یادت که هست
آن سه ساله دخترم، یادت که هست
این سفر، بد حرمت ما را شکست
بر سر نیزه، سر سقا شکست
در دل آتش دل زهرا شکست
حرمت من پیش دخترها شکست
چند سوغاتی به حاجی ها رسید
گوشواره تا حراجی ها رسید
روضهء چاک گریبان را نپرس
غربت قاری قرآن را نپرس
رد شدم از کوچه ها، آن را نپرس
سکوی برده فروشان را نپرس
با یهودی ها که سنگم می زدند
بی هوا یک عده چنگم می زدند
آه، سر گردانی من را ببخش
خسته ام، ویرانی من را ببخش
این پریشان خوانی من را ببخش
روضهء پایانی من را ببخش
در پی اشرار رفتم با حسین
مجلس اغیار رفتم با حسین
✍️#رضا_دین_پرور
@navaye_asheghaan
.
#رسول_الله
#رحلت_رسول_اکرم
روح بلند مصطفی تا عرشِ اعظم می رسد
بالاتر از بالاست...من اینقدر عقلم می رسد!
هر زحمتی که می کشد، خیرش به عالم می رسد
پس بوسه بر خاک درش، بر نسل آدم می رسد
با او ترازوی عمل، آنقدر سنگین می شود...
شاءن گدایش برتر از شاءن سلاطین می شود
وقت کرم، در کیسه اش درّ و گهر دارد فقط
چون از میان خانهء زهرا گذر دارد فقط
از قُوسِ اَو اَدنای او، حیدر خبر دارد فقط
در غزوه ها بر ذوالفقار او نظر دارد فقط
با دست خود نهری کنار نهر کوثر می کشد
صد جرعه را وقت عطش، با یاعلی سر می کشد
انگشتر دستش، سراغ سنگ خاتم را گرفت
در بین هیئت ها خودش هربار، پرچم را گرفت
بعد از حُسینُ مِنِّی اش، در روضه ها دم را گرفت
با گریه های او گدا، اشک محرم را گرفت
لرزه به روی شانهء عرش برین افتاده است
بابا بزرگ روضه خوان ها بر زمین افتاده است
آنکس که ماهِ هر سحر، شب زنده دارش بوده است
بعد نماز آخرش، زهرا کنارش بوده است
ام ابیها که نبی هم بیقرارش بوده است...
میخ ثقیفه، سال ها در انتظارش بوده است
مانده جنازه بر زمین، هیزم میان کوچه هاست
آن چادر خاکی شده وقتی که می سوزد عزاست
در با لگد که وا شود، صد لاله پرپر می شود
یاس سفید باغ حیدر رنگ دیگر می شود
زهرا نگفته با کسی که باز، مادر می شود
محسن که شش ماهش شود، اوضاع، بدتر می شود
ای وای! از این کوچه و این خانه و این سرزمین
صد مرد باهم جان دهد، یک زن نیفتد بر زمین!
یا مصطفی! شد بعد تو تنهای تنها دخترت
هرچند بارانی شده چشمان زهرا دخترت...
کاری ندارد هیچکس، این دور و بر با دخترت
راحت بغل کرده ترا هر دفعه اینجا دخترت
با آن غمی که مانده در قلب حزینت گریه کن
امشب برای دختر ویران نشینت گریه کن
آن دختری که خسته در آغوشِ خار افتاده بود
از دست زجر بی حیا، دستش ز کار افتاده بود
از روی ناقه بر زمین، با چشم تار افتاده بود
بین طبق می دید سر را که کنار افتاده بود
قدری بغل می خواست که آغوش بابا را ندید
سر بود...گردن بود...اما باز آقا را ندید
#حضرت_محمد
#حضرت_زهرا
#حضرت_رقیه
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#شهادت_امام_حسن
#بیست_و_هشتم_صفر
هنوز دل نگرانم از آن دوشنبه به بعد
هنوز آه نهانم از آن دوشنبه به بعد
مراشکسته در این خانه خنده های زنم
کسی نبود که حرفی مگو به او بزنم
مدینه سبّ علی میکند مقابل من
رفیق نان و نمک، طعنه می زند به حسن
به آن دلی که شکسته است دست رد زده اند
چهل نفر به غرور حسن لگد زده اند
بگو که خوردم از این ها شکست سنگینی
زده است مادر من را چه دست سنگینی
میان کوچه زمین خورد گل؛ ز ریشه شکست
همینکه ضربه بد خورد، بار شیشه شکست
غریب ماندن بابایم از سرم افتاد
دری که سوخت فقط روی مادرم افتاد
دعای مادر خود را شنیدم ای مردم
قنوت دست ورم کرده دیدم ای مردم
به خانه، حوریه را دست بر کمر دیدم
لباس پاره او را به میخ در دیدم
شنیدم آیه الهکم التکاثر را
ولی نشد بتکانم غبار چادر را
چقدر غصه آن کوچه ها بی اندازه است
هنوز خونِ روی گوشواره اش تازه است
حسین و زینب و عباس را خبر بکنید
نظر به تشت و به این پاره جگر بکنید
اگرچه خون دل تازه روی این لب هست
هزار شکر که عباس، پیش زینب هست
اگرچه تیر، تنم را به چوب می دوزد
چه خوب، معجر زینب دگر نمی سوزد
به دست های پراز بوسه ام طنابی نیست
کنار تشت من اینجا دگر شرابی نیست
تمام درد حسن درد کربلاست حسین
سرت مقابل زینب به نیزه هاست حسین
#امام_حسن
#هفتم_صفر
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#مناجات_با_امام_رضا
سلطان سلام! غیر تو ارباب و شاه نیست
هر کس گدایتان بشود بی پناه نیست
روی سیاهه ها بنویس عاشقت شدم
روی سیاه دارم و بختم سیاه نیست
دلبر اگر که دل ببرد، دل چکاره است؟
عشق گناهکار به یارش گناه نیست
عاشق شدی اسیری دل میکُشد ترا ...
عاشق، اگر اسیر نشد روبراه نیست
مستی که میخورد به لبش مِی، حلالِ او
راهی که میخورد به حرم اشتباه نیست
شمس الشموس! کوری دل را شفا بده
خورشید من! نگاه تو کار نگاه نیست
پیران دم ضریح تو فریاد می زنند
عمری که رفته پای زیارت، تباه نیست
محتاج خلق نیستم، آقای من علی است
هرگز کسی شبیه پدر تکیه گاه نیست
در حجره ی پدر، پسری زار می زند
روی لب پر از ترکش، غیر آه نیست
وقت عزاست! نوحه بخوان! فابک للحسین
تشنه تر از حسین، میان سپاه نیست
مادر رسید و گفت بقربان شکل تو
این ماه خون گرفته، دگر شکل ماه نیست
با دیدن قفای تو از خیر سر گذشت
آن خنجری که ضربه زده، خیرخواه نیست
#امام_رضا
#رضا_دین_پرور ✍
.
@navaye_asheghaan