امیرالمؤمنین ع سعی کردند بصيرت ما را نسبت به زندگی در این دنیا رشد دهند، از اينجا به بعد بر مبنای همان بصیرت دستوراتی می دهند. می فرمايند: «وَ دَعِ القولَ فیما لَا تَعْرِف» و در آنچه نمی دانی دخالت نکن. توصیه می کنند عطش گفتن نداشته باش. «وَ الْخَطابَ فِیما لَم تُکَلَّف» و سخنی را كه نسبت به آن معرفت و آگاهیِ لازم نداری بر زبان مران و سخن را در امری كه بر عهده ات نيست رها كن.
#شرح_نامه_ی_سی_و_یک_نهج_البلاغه
#استادطاهرزاده
امیرالمؤمنین(ع) در وصف یکی از یاران و برادران دینی شان - که گویا اباذر یا میثم تمار بوده- چنین سخن می گویند: «كَانَ لِي فِيمَا مَضَی أَخٌ فِي اللَّهِ وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا يَشْتَهِي مَا لَا يَجِدُ وَ لَا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ وَ كَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ لَا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّی يَأْتِيَ قَاضِياً وَ كَانَ لَا يَلُومُ أَحَداً عَلَی مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّی يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لَا يَشْكُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَ لَا يَقُولُ مَا لَا يَفْعَلُ وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَی الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَی السُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَی مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَی أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ يَنْظُرُ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی فَيُخَالِفُهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِير»(91)
در گذشته مرا برادری بود كه در راه خدا با من برادري می نمود. خُردی و کوچکی دنيا در ديده اش وی را در چشم من بزرگ می داشت، و شكم بر او سلطه ای نداشت، پس آنچه نمی يافت آرزو نمی كرد و آنچه را می يافت فراوان به كار نمی برد. بيشتر روزهايش را خاموش می ماند، و اگر سخن می گفت گويندگان از سخن گفتن می ماندند و تشنگیِ پرسندگان را فرو می نشاند. به ظاهر ضعيف شمرده می شد، و به هنگام كار چون شير بيشه و مار بيابان بود. تا نزد قاضی نمی رفت حجّت نمی آورد و كسی را كه عذری داشت سرزنش نمی نمود، تا عذرش را می شنود. از دردْ شِكْوه نمی نمود مگر آن گاه كه بهبود يافته بود. تنها آنچه را می كرد می گفت و بدانچه نمی كرد دهان نمی گشود.
اگر با او جدال می كردند خاموشی می گزيد و اگر در گفتار بر او پيروز می شدند، در خاموشی مغلوب نمی گرديد. بر آنچه می شنود حريص تر بود تا آنچه می گويد، و گاهی كه او را دو كار پيش می آمد، می نگريست كه كدام به خواهشِ نفس نزديك تر است تا راه مخالف آن را پويد. بر شما باد چنين خصلت ها را يافتن و در به دست آوردنش بر يكديگر پيشی گرفتن. و اگر نتوانستيد، بدانيد كه اندك را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن
91 - نهج البلاغه ،کلام [295] 289.
#شرح_نامه_ی_سی_و_یک_نهج_البلاغه
#حکایات
#استادطاهرزاده
.
: «وَ اَمْسِكْ عَنْ طَريقٍ اِذا خِفْتَ ضَلالَتَه» فرزندم! و به راهی که بیم گمراهی در آن می رود، قدم مگذار
#دستورات
#شرح_نامه_ی_سی_و_یک_نهج_البلاغه
متأسفانه با ساده ترین شایعات بازی می خوریم و بدون آن که دغدغه ی رسیدن به حقیقت را داشته باشیم با همان شایعات وارد میدان می شویم و نظر می دهیم و تحلیل می کنیم و قضاوت می نمائیم. در حالی که اگر در همان ابتدای امر به این نکته حساس بودیم که خطر گمراه شدن در این عرصه ای که ما وارد آن شده ایم وجود دارد و همه ی حقیقت در این موضوع در اختیار ما نیست، هرگز به ورطه ی قضاوت های بی جا نمی افتادیم.
#شرح_نامه_ی_سی_و_یک_نهج_البلاغه
#استادطاهرزاده
.
📚سه اصل مهم در زندگی
🔹خداوند سه چيز براي ما آفريده است: «دين» ، «فطرت» و «جهان هستي».
🔹 اگر مي خواهيد در اين دنيا با آرامشِ کامل عمل کنيد بايد به دين الهي ايمان بياوريد و مطابق دستورات آن عمل کنيد،
🔹 زيرا دين الهي موجب هماهنگي انسان با جان خود -يعني فطرت- از يک طرف و با جهان هستي از طرف ديگر مي شود.
🔹 در اين حالت انسان همان طور عمل مي کند که جانش اقتضا مي کند و طبيعت با آن هماهنگي دارد.
♦️در حالي که اگر انسان بر اساس شريعت الهي زندگي نکند با دو مشکل روبه رو مي شود،
♦️يکي مخالفت فطرت
♦️و ديگر مقابله ي طبيعت
♦️در نتيجه نيمي از عمرش در پريشاني و نيمي ديگر در پشيماني طي خواهد شد.
#چه_نیازی_به_نبی
#استادطاهرزاده
📚زندگی باید مهندسی شود و عادی طی نشود
♦️اگر با دقت به آخرِ عمرِ آدم هاي عادي نگاه کنيد؛ مي بينيد دائم مي گويند اگر فلان کار را انجام داده بوديم بهتر بود و به همين ترتيب، نصف دوم عمر خود را با پشيماني به سر مي برند و معلوم است که بعد از مرگ همان حالت پشيماني آن ها ادامه مي يابد و پشيماني آخر عمر را با خود در برزخ و قيامت مي برند.
📙 أميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: «مَنْ آثَرَ الدُّنْيا عَلی الآخِرَةِ وَ اخْتارَها عَلَيْهِ عَظُمَتْ حَسْرَتُهُ غَداً»(3)
هرکس دنيا را بر آخرت ترجيح داد فرداي قيامت حسرت او زياد خواهد بود
3 - تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 494.
#چه_نیازی_به_نبی
#استادطاهرزاده
◽️بسم الله الرحمن الرحيم◽️
🗞«اَلَّلهُمَّ عَرِّفني نَفسَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفني نَفسَکَ لَم اَعرِف رَسُولَکَ اَللَّهُمَّ عَرِّفني رَسولَک فَانَّکَ اِن لَم تُعَرِّفني رَسُولَک لَم اَعرِف حُجَّتَک اَللَّهُمَّ عَرِّفني حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفني حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن ديني»(1)
پروردگارا خودت را به من بشناسان، زيرا اگر تو را نشناسم رسول تو را نخواهم شناخت. پروردگارا پيامبرت را به من بشناسان، چرا که اگر پيامبرت را نشناسم حجت تو را نخواهم شناخت. پروردگارا حجت خود را به من بشناسان که اگر حجت تو را نشناسم در دين خود گمراه مي شوم🗞
📚1 - اصول کافي، ج1، ص237.
#چه_نیازی_به_نبی
#استادطاهرزاده
📚اطمینان از روش صحیح زندگی
🔹اگر کسي با برنامه ي الهي و با ايمان و آگاهي نسبت به سنت هاي خداوند زندگي کرد، نسبت به آنچه در آينده پيش مي آيد غافل گير نمي شود و با چيزي روبه رو نمي شود که خلاف ميل او باشد.
📙 پيامبر خدا(ص) هنگام رحلت، بدون ذره اي پريشاني و پشيماني مي فرمايند: من به سوي دوستم مي روم.
📙 امام حسين(ع) با آن همه مصيبت، خود را در زندگي بازنده نمي بينند و در عصر عاشورا وقتي هنوز کوچک ترين رمقي برايشان مانده عرضه مي دارند: «صَبْراً عَلي قَضائِک يا رَبِّ...لا مَعبوداً غَيرک»
اي پروردگار من، بر حکم تو شکيبایي مي ورزم، غير از تو معبود و محبوبي نيست.
📘حضرت امام خميني«(رض)» در آخر وصيت نامه ي الهي، سياسي خود مي فرمايند: «با قلبي آرام و ضميري مطمئن از خدمتتان مرخص مي شوم».
#چه_نیازی_به_نبی
#استادطاهرزاده