#وداع_با_ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان_عج_مناجات
#عید_سعید_فطر
نیست ما را جز در لطف تو امیدی، ببخش
ای که بر این سینهها یک ماه تابیدی، ببخش
رفت تا یکسال دیگر باز مهمانت شوم
جمع شد سفره، اگر خوبی بدی دیدی ببخش
ما پشیمانیم جان فاطمه ما را ببین
این شب آخر اگر ما را نبخشیدی، ببخش
فطر ما خوشنودی پیغمبر و آل علیست
مرحمت فرما و ما را این شب عیدی ببخش
از رخت شرمندهایم این روزها یابن الحسن
پای هر عصیان ما چون ابر باریدی ببخش
✍ #محمود_یوسفی
@navaye_asheghaan
#عید_سعید_فطر
#امام_زمان_عج_مناجات
گفتی دلمان در آرزویت باشد
چشمان امیدمان به سویت باشد
عید رمضان هم آمد اما ای ماه!
عید دل ما رؤیتِ رویت باشد
✍ #یوسف_رحیمی
@navaye_asheghaan
#اخلاقی_و_اندرز
#امام_زمان_عج_مناجات
مَخلوقِ خدا قيمت اگر میگيرد
از آهِ شب و اشک سَحر میگيرد
در آتش عشق، ما گلستان ديديم
از بين شَرَر خدا شَجَر میگيرد
در مَسلَکِ ما سوختگانِ هجران
پروانه چو سوخت، تازه پَر میگيرد
شيرينى عشق آنچنان است که نخل
از ميثم تَمّار اثر میگيرد
در وقت شهادت بَغَلش میگيرند
آنکه غم يار را به بَر میگيرد
بر سر نگذاشت هر کسى تربتِ دوست
فردا که شود، خاک به سَر میگيرد
در اَصل به معشوق خيانت کرده
دستى که زِ دستِ غير زَر میگيرد
دنيا بهخدا مزرعهی آخرت است
زين مزرعه هر کسى ثَمر میگيرد
گر سختى آخرت به باور برسد
دنياطلبى را زِ بشر میگيرد
آن آخرتى که آنچنان مُلتَهِب است،
فرزند تقاص از پدر میگيرد
روزى که به فاطمه همه مُحتاجند
حتماً همه را مَدّ نظر میگيرد
همسايهیِ من! حال مرا نيز بپرس
همسايه زِ همسايه خبر میگيرد
::
ما زنده از آنيم که فرزندِ خليل
میآيد و بر دست تبر میگيرد
میآيد و انتقامِ مظلومان را
با سيصد و سيزده نفر میگيرد
✍ #علی_اکبر_لطیفیان
@navaye_asheghaan
#عید_سعید_فطر
#امام_زمان_عج_مناجات
با تو، شب و تردید چه معنی دارد؟
بی لطف تو، امید چه معنی دارد؟
ای چشم تو آفتاب فروردینم
بی جلوهی تو، عید چه معنی دارد؟
::
عید آمد و رفت، بخت بیدار نشد
چشمی روشن به دیدن یار نشد
از شوق زدیم ابرها را به کنار
ماه رُخَت ای دوست! پدیدار نشد
::
ای پاسخ ضجهها و زاریهایم
پایان تمام بی قراریهایم
ای ماه تمام آخرین ماه ولا
ای مزد تمام روزهداریهایم
::
عید است و خریدار تو باشم ای ماه
لب تشنهی دیدار تو باشم ای ماه
سی روز دعا کردهام و خواستهام
همسُفرهی افطار تو باشم ای ماه!
#سیدمهدی_حسینی_رکن_آبادی
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
افسرده مباش، یار خواهد آمد
آن وارث ذوالفقار خواهد آمد
سردیِ خزان ظلم هم میگذرد
نومید مشو، بهار خواهد آمد
✍ #علی_مقدم
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
جز رحمتِ چشمانِ تو، دنیا چه میخواهد
تشنه به غیرِ آب، از دریا چه میخواهد
حالا که موسایم شدی، راهی نشانم دِه
غیر از نجات، این قوم از موسی چه میخواهد
شاید بپرسی از چه دنبال دَمَت هستم
دل مرده نوعاً از دَمِ عیسی چه میخواهد
پیغام و پس پیغام یعنی یادِ ما هستی
مجنون جز این پیغام، از لیلا چه میخواهد
پیراهنی بفرست؛ شاید زنده ماندم من
جز دلخوشی، یعقوبِ نابینا چه میخواهد
تا کیسهی ما پُر شود احسان تو کافیست
مِسکین به جز خیرات از آقا چه میخواهد
چیز مهمی نیست این که ما چه میخواهیم
باید ببینیم آن جناب از ما چه میخواهد!
::
ای انتقامِ پهلویِ پُشتِ دَرِ خانه!
غیر از ظهور تو مگر زهرا چه میخواهد..
✍ #علی_اکبر_لطیفیان
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
دردهایم غالباً پیش تو درمان میشود
با کریمان کارهای سخت آسان میشود
پلک بر هم میزنی و روز را شب میکنی
چشم اگر برداری از دریا، بیابان میشود
خوب میدانم جهان وابستهی الطاف توست
در حقیقت ابر با اذن تو باران میشود
بی گمان وقتی بیایی از سر شرمندگی
پشت ماه روی تو، خورشید پنهان میشود
دستِ پُر برگشته هرکس دستِ خالی آمده
هر چه کم آوردهام اینجا فراوان میشود
هرکسی آمد به “قم” اما نیامد "جمکران"
وقت برگشتن به شهر خود پشیمان میشود
خوش به حال روزهداری که به امید کرم
در کنار سفرهات افطار مهمان میشود
روز جمعه نامهی اعمال مارا وا نکن
حتم دارم واکنی، حالت پریشان میشود
در قیامت دلخوشم اما به لطف جد تو
ضامن من نیز "آقای خراسان" میشود
✍ #مجید_تال
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
برای #حاجیان_بیت_الله_الحرام ، #مکه_مکرمه ، #حج
بـه کعبـه روی نهـادم کـه دور یـار بگردم
کجـای خانـه بـه دنبـال آن نگـار بگـردم
میان این همه حاجی کجاست حاجی زهرا؟
کـه هـر نـفس بـه فدایش هزار بار بگردم
مقام و زمزم و رکن و حطیم را همه گشتم
کنـار حجـر روم، یـا بـه مستجـار بگردم؟
میـان خلـق دویـدم که در کنار تو باشم
بگـو چقـدر بـه هر گوشه و کنار بگردم
دلم گرفته بگـو ای عزیـز فاطمـه تا کی...
تو را نبینم و بر گِرد ایـن جـدار بگردم؟
به شوق این که فقط زیر سایۀ تو بمیرم
چو آفتاب به هر کوه و کوهسار بگردم
اگر چـه گَردِ رهم، با نسیم در به درم کن
که در هوات به هر شهر و هر دیار بگردم
خدا گـواست که نـومید نیستم ز وصالت
اگر چـه دور تو تـا دور روزگار بگردم
بـه انتظار قسـم بـا خـود این قرار نهادم
که در هـوای تـو تـا وقت انتظار بگردم
عنـایتی کـه همـه عمـر «میثم» تو بمانم
بسـانِ میثـمِ تـو دور چـوبِ دار بگردم
✍ #غلامرضا_سازگار
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
برای #حاجیان_بیت_الله_الحرام؛ #مکه_مکرمه؛ #حج
ای صفای حرم یار! کجای حرمی؟
حرم از عطر تو سرشار! کجای حرمی؟
سعی عشاق تو، ای کاش به جایی برسد
ای صفای حرم یار، کجای حرمی؟
عطر جانبخش تو در حِلّ و حرم پیچیدهست
وارث عترت اطهار، کجای حرمی؟
ای شده زمزمۀ منتظرانت لبیک
مظهر عصمت و ایثار، کجای حرمی؟
خواب غفلت ندهد فرصت دیدار به ما
آه ای دیدۀ بیدار، کجای حرمی؟
«همه جای حرم از پرتو حُسن تو پر است
ای به صد جلوه پدیدار، کجای حرمی؟»
تا شود چشم و دل عالم و آدم روشن
پرده از آینه بردار، کجای حرمی؟
حج اکبر شود آن روز، که هنگام طواف
برسد مژدۀ دیدار، کجای حرمی؟
رازدارِ دل زهرا و علی، غیر تو کیست
آخر ای محرماسرار، کجای حرمی؟
✍ #محمدجواد_غفورزاده
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_مناجات
باید که سوال کرد از هر عالم
در معرفت امام حاضر، دائم
فرمود که: "مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة
مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ القائِم"
ای مظهر مظهر العجایب الغوث!
مظلوم ترین حاضر غایب الغوث!
جز آمدنت چه آرزویی داریم؟
ای رغبت لیله الرغایب الغوث!
ای ماه در آسمان به دنبال توایم
ما بی خبر از جهان به دنبال توایم
از مسجد سهله دور هستیم، ولی
در مسجد جمکران به دنبال توایم
#مجتبی_خرسندی
#امام_زمان_عج_مناجات
صاحب عزای خون خدا صاحب الزمان
دردآشنای صبح و مسا صاحب الزمان
این روزها شبیه اسیران نینوا
داری هوای مهد بلا صاحب الزمان
پای پیاده با عَلَمی روی دوش خود
راهی شدی به کرب وبلا صاحب الزمان
خاک ِمسیر، گِل شده از اشک چشم تو
داری همیشه سوز و نوا صاحب الزمان
موکب به موکب از ته دل آه می کشی
با یاد درد فاطمه ها صاحب الزمان
لب تشنه و گرسنه در این راه رفته اند
خسته بدون آب و غذا صاحب الزمان
از خار و زخم پای رقیّه کنی تو یاد
با تاول نشسته به پا صاحب الزمان
با دیدن نی و علم و پرچم و کتل
هستی به یاد رأس جدا صاحب الزمان
هرجا طناب ،دیده ای از خاطرت گذشت
بستند دست جدّ تو را صاحب الزمان
خسته و دل شکسته اگر می رسی به طف
زینب رسیده با قد ِ تا صاحب الزمان
یک اربعین گذشته و هرگز نرفته است
از خاطرش زمین جفا صاحب الزمان
چل روز پیش رأس حسینش مقابلش
از تن جدا شده ز قفا صاحب الزمان
رفته میان مقتل و دیده به جسم او
زخم سنان و سنگ و عصا صاحب الزمان
چل روز پیش دیده تنش را میان بغض
در زیر نعل تازه رها صاحب الزمان
مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@navaye_asheghaan
#امام_زمان_عج_
#امام_زمان_عج_مناجات
#امام_زمان_عج_مدح_و_مناجات
آن صدایی که مرا سوی تماشا میخواند
از فراموشیِ امروز به فردا میخواند
آشنا بود صدا، لهجۀ زیبایی داشت
گله از فاصله، از غربت و تنهایی داشت
همنفس با من از آهنگ فراقم میخواند
داشت از گوشۀ ایران به عراقم میخواند
یادم انداخت که آن سوی تماشا او هست
میروم میروم از خویش به هر جا او هست
جمکران بدرقه در بدرقه، تسبیح به دست
سهله آغوش گشودهست مفاتیح به دست
رایحه رایحه با بوی خودش میخوانَد
خانۀ دوست مرا سوی خودش میخوانَد
خانۀ دوست که از دوست پر از خاطره است
خانۀ دوست که نام دگرش سامره است
آن اویسم که شبی راه قرن را گم کرد
با دل ما تو چه کردی که وطن را گم کرد؟
وطن آنجاست برایم که پر از خویشتن است
یعنی آنجا که در آن خانۀ محبوب من است
سامرا! خانۀ محبوب من! از او چه خبر؟
از دلآرام من، از خوبِ من، از او چه خبر؟
ما همه غرق سکوتیم تو اینبار بگو
سامرا! طاقت ما طاق شد از یار بگو
سایۀ روشنش آورده مرا تا اینجا
بوی پیراهنش آورده مرا تا اینجا
به اذانش، به قنوتش، به قیامش سوگند
به رکوعش، به سجودش، به سلامش سوگند
قَسَمت میدهم آری به همان راز و نیاز
آخرین بار کجا در حرمت خواند نماز؟
آخرین مرتبه کی راهی میقات شدهست؟
آخرین بار کجا غرق مناجات شدهست؟
خسته از فاصلهام با منِ بیتاب بگو
با من از گریۀ او در دل سرداب بگو
سامرا! ای که بلندای شکوهت عرش است
گرد و خاک قدمش روی کدامین فرش است؟
حرمت ساحل آرامترین امواج است
این گدا سامرهای نیست، ولی محتاج است
از زمستان پیاپی به بهارم برسان
بر لبم عرض سلام است به یارم برسان
ما به تکرار دچاریم بگو با یارم
غیر او چاره نداریم، بگو با یارم ـ
رنگ و رو رفته شد آفاق، به دنیا برگرد
ما نخواندیم دعای فرج اما برگرد
آنچه را مانع دیدار شد از دیده بگیر
جز تو ما از همه گفتیم، تو نشنیده بگیر
تو فقط چارۀ هر دردی و برمیگردی
وعدۀ بی برو برگردی و برمیگردی
روزیِ باغچه آن روز نفس خواهد بود
جای دل، آنچه شکستهست، قفس خواهد بود
از سر مأذنۀ کعبه اذان میخوانیم
قبلۀ کج شده را سوی تو میچرخانیم
هر کجا مینگرم ردّ عبورت پیداست
کوچه در کوچه نشانی ظهورت پیداست
تازه این اول قصهست، حکایت باقیست
ما همه زنده بر آنیم که رجعت باقیست
مینویسم که شب تار سحر میگردد
یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی