20727_1634197095638.mp3
زمان:
حجم:
933.6K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_عسکری__ع__زمینه
دلم همیشه کربلاست، ولی ایندفعه
توو سامرا پا ضریح، تو مشرفه
درسته غرق گناهم، درسته دستام خالیه
همینکه از تو میخونم، آخر خوش اقبالیه
حال و هوای نوکرت، عجب حالیه
دل شکسته محضرت آوردم/ میدونم که میخری
تو رو به جون مادرت دریابم/ یا امام عسکری
یا امام عسکری
------------------
دلامون از غم خونه و، چشا بارونه
بقیه الله روضه ی، تو رو میخونه
دل شکسته ات آقاجون، یه عمره لبریز از غمه
میسوزی از درد و ذکر، لبت شده يا فاطمه
من اگه واسه داغ تو، بمیرم کمه
توو لحظههای آخرت گریونِ، روضههای مادری
الهی من فدای اشک چشمت، یا امام عسکری
یا امام عسکری
شاعر و نغمه پرداز:
یوسف زندیه
محمدجواد صادقی
امام عسکری (ع)
زمینه
8158.mp3
زمان:
حجم:
261.6K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_عسکری__ع__زمینه
آجرک الله
یا حجه الله
عرض سلام و تسلیت
بقیه الله
سوزونده غمه تو دلاهامونو
شب کرده روزه تو دنیامونو
خون کرده به دل آقامونو
زهر جگرت رو پاره کرده یا که محن
زهر خون کرده قلبت رو یا یاد کفن
زهر سوزنده جونت رو یا فکر حسن
آجرک الله
یا حجه الله
عرض سلام و تسلیت
بقیه الله
بند دوم
آقا جان روی خاکا افتادی
مثل مادر پر از فریادی
واویلا توی بستر جون دادی
آه بمیرم آقا واسه چشمای ترت
آه بین بستر بودی تو فکر مادرت
آه پسرت اومد آقا بالای سرت
آجرک الله
یا حجه الله
عرض سلام و تسلیت
بقیه الله
بند سوم
سامرا چقدر تو غربت داری
با اینکه یه دنیا محنت داری
اما بر دلم حکومت داری
آه سامرای تو گردان خدمتمه
آه سامرا ویرونم باشه جنتمه
آه زایر سامرا بودن عزتمه
آجرک الله
یا حجه الله
عرض سلام و تسلیت
بقیه الله
8169.mp3
زمان:
حجم:
326.5K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_عسکری__ع__زمینه
بی شکیب و بی قرارم
چه غمیه به این دل زارم
برا همدردی با مهدی
دلم و توی روضه میارم
میخوام امشب تا دم صبح
شبیه دل آقا ببارم 2
آه سردی تو گِلوشه
تو محاصرس عمری یه گوشه
دل اهل بیت اقا
شبیه سیر و سرکه می جوشه
داره مهدی غریبش
یه پیراهن مشکی میپوشه 2
شهر سامرا پر از مصیبت
میرسه دوباره بوی غربت
همه با بقیه الله امشب
بریم زیارت
بیست و هشت سالشه ولی دیگه پیره
توی منطقه ی نظامی اسیره
ایشالله پسرش میرسه یه روزی
انتقام آقای مارو می گیره
آه و واویلا4
دل پرپر توی لشکر
دیگه افتاده بین یه بستر
گاهی یادِ دل حیدر
گاهی میگه وای از غم مادر
که تو این روزا مدینه
شده غنچه ی شیش ماه پرپر2
سوز آتیش دودِ هیزم
امون از بی وفاییِ مردم
پا و ضربِ دست و شلاق
حیاط خونه غرقِ تلاطم حُرمت حیدر و مادر
با آتیش و با ضربه میشد گم2
با چشای پرازاشکش آقا
به یاد مادرشونه حالا
روضه میخونه برا عزیزش
میگه وا اُماه2
یه روزی تو مدینه هیزم آوردن
حق مادرم و پدرم و خوردن
تازیونه به دست مادر ما خورد
می کشیدن و بابامونو می بردن
آه و واویلا4
شعرو سبک : محمدرضا طالبی
@navaye_asheghaan