#حضرت_علی_اصغر_ولادت
نرفت ديده ي عاشق به خواب از امروز
گرفت دلهره هايم شتاب از امروز
چقدر ماه رجب را محرمي ديدم
بجاي آب نوشتم سراب از امروز
عروس فاطمه مادر شده ولي قطعأ
گرفته است ز ديده گلاب از امروز
علي ز بدو تولد گره گشائي كرد
شده است باب حوائج خطاب از امروز
شبانه روز به دور حسين مي چرخاند
علي اصغر خود را رباب از امروز
فقط به دوش اباالفضل و دوش اكبر بود
زدند بر رخ ماه اش نقاب از امروز
فقط به خاطر طفل رباب خواهد شد
به تشنه آب رساندن ثواب از امروز
شهيد تشنه لبان ميكند پس از گريه
سفارش پسرش را به آب از امروز
محسن صرامی
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
انگارعالم باردیگرجان گرفته
شادی مجال غم ازاین وآن گرفته
ازابررحمت بازهم باران گرفته
سردارخوبی ها سر وسامان گرفته
امشب شب رؤیائی این عالمین
کوچک ترین حیدر به دستان حسین است
چشم انتظاری بنی هاشم به سر شد
طوبای باغ فاطمیون پر ثمر شد
نوری مضاف جمع خورشید وقمر شد
آقا برای چندمین دفعه پدر شد
اجماع کلی بنی هاشم همین است
این طفل تمثال امیرالمؤمنین است
یک تکه الماس است بر دستان بابا
مانند یک رود است درآغوش دریا
آئینه می گردد به روی دست سقا
صف بسته قومی محضرش بهر تماشا
اکبر نگاهش کرد او خندید، جان گفت
ارباب درگوشش مسیحایی اذان گفت
وقتش رسید آقا که نام او بگوید
با سرّ اعظم نام این مه رو بگوید
این نکته باریکتر از مو بگوید
کوری چشم دشمنان حق منجلی شد
فرزند بچه شیر حق نامش علی شد
این طفل کوچک پیر یک دنیای عشق است
سرتا به پا آئینه و سیمای عشق است
آقا و آقا زاده آقای عشق است
مهری به طومار و به عاشورای عشق است
هدیه به زهرا شیره جان رباب است
از نسل آب و تشنه لبهاش آب است
بند قماطش را زبالا آفریدند
مشگل گشای هر دو دنیا آفریدند
محسن برای نسل زهرا آفریدند
هم رتبه و هم شأن سقا آفریدند
ششماهه صد ساله کند طی مدارج
آری علی اصغر بود باب الحوائج
گهواره اش یک قبله سیّار باشد
کعبه به دورش حاجی هشیار باشد
سرباز راه حیدر کرار باشد
پس تیر معمولی برایش خار باشد
از بس ابهت داشت لشگر از توان رفت
بهر شکار او سه شعبه در کمان رفت
با دست وپای بسته میدان را بهم ریخت
یک قوم سرگردان وحیران را بهم ریخت
نظم وفنون رزم وگردان را بهم ریخت
معنای خیر و لطف باران رابهم ریخت
مشگل گشا شد حرمله مشگل گشا زد
نامرد مرد کوچکی را بی هوا زد
داغش به قاب سینه غم تصویر کرده
انگشت حیرت بر لب تکبیر کرده
طوری زدش گویا که صد تقصیر کرده
انگار نیزه در گلویش گیر کرده
آن سو به صورت مادری بیچاره می زد
این سو زحلقش خون چه بد فوّاره می زد
طفلک میان نعره ها لرزید وپرزد
براشک بابا لحظه ای خندید و پرزد
برگ گل حلقوم او پاشید و پرزد
با تیر بر کتف پدر چسبید و پرزد
تیر از گلویش در نیامد غم بپا شد
در آن کشاکش ها سر از پیکر جدا شد
#مجتبی_صمدی_شهاب
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
دوباره سر زده از بامِ عشق آثاری
خدا ز نور خودش کرده پرده برداری
طلوع کرده دوباره مسیح رخساری
یقین که خون خدا هست در رگش جاری
ضریحِ قبله خلق است گاهوارهٔ او
رسد به خیر ، دوعالم به یک اشاره او
رسیده است پسر هدیهٔ نکوی خدا
همه به حالت شکر و به گفتگوی خدا
علی به معنی این است، روبه سوی خدا
که نور روی گلش آمده ز کوی خدا
حسین اگر چه شده بر جهانیان رهبر
حسین ، کودکی اش می شود علی اصغر
هرآنچه پیر شده پای بستِ این کودک
هوای خانه دلهاست مستِ این کودک
تمامِ هستی شاه است هستِ این کودک
کلید خانه زهراست دست این کودک
همینکه گفت به چشمان او قمر لبیک
به گریه گفت از اول که ای پدر لبیک
برای دیدن او آفتاب خوشحال است
به شوق دیدن این گل ، گلاب خوشحال است
برای بوسه به لبهاش آب خوشحال است
فراتر از همه دنیا رباب خوشحال است
به مهر مادری اش گشته قافیه نایاب
رباب آه رباب و رباب آه رباب
علی که بردن نامش حلاوت باباست
به حق که حاجت این طفل حاجت باباست
ادای حاجت فرزند بهجت باباست
ادا نگشت دلیلِ خجالت باباست
چو آب کودک او را بخوان تو هست فقط
گلوی نازک او بهر بوسه است فقط
نه بوسه ایی ز سه شعبه نه بوسه ایی ز خدنگ
که نیست جای عزیزی چو این میانهٔ جنگ
خدا کند نرسد روبروی یک دل سنگ
که جای سینهٔ مادر ، زند به خنجر چنگ
جواب تشنگیِ طفل ، آب نیست مگر؟
مگر تر است سه شعبه که رفته در حنجر
#حامد_آقایی
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_مدح
شرح تو در قلم نمیگیرد
هستی ات را عدم نمیگیرد
دل لبریز از محبت تو
حسرت و درد و غم نمیگیرد
وقت احسان شبیه بارانی
کرم تو به کم نمیگیرد
معجزات علی اصغری ات
تا ابد وقفه هم نمیگیرد
مهربانی ت زندگی بخش است
هیچ پایانی ام نمیگیرد
از کریمان روزگار کسی
جای تو در کرم نمیگیرد
نوکرت در تمام سختی ها
غیر ذکر تو دم نمیگیرد
غصه دار است انکه ماه رجب
از شما یک حرم نمیگیرد
یا من ارجوه من علی اصغر
راحت روح من علی اصغر
لب تو اعتبار زمزم داشت
چشم تو ایه ایه مریم داشت
اخرین سوره ی حسینی تو
و شفاعت فقط تو را کم داشت
ای که فصل الخطاب بودی و
کربلا با تو مهر خاتم داشت
سند غربت پدر با تو
تا همیشه حدیث محکم داشت
مادرت با تو بدو امدنت
ذکر لالایی محرم داشت
نام باب الحوائجي شما
روی هر زخم کهنه مرهم داشت
نام تو استجابت دعوات
بر بلندای نام تو صلوات
با تو راه غدیر خواهد ماند
ذکر نعم الامیر خواهد ماند
با تو در اوج بام مأذنه ها
یا علی یا امیر خواهد ماند
هر که اخر گدای تو نشود
مستمند و فقیر خواهد ماند
هر کسی که نشد گرفتارت
تا همیشه اسیر خواهد ماند
دست های تو کوچک اما پر
کرمت بی نظیر خواهد ماند
نام باب الحوائجی یعنی
دست تو دست گیر خواهد ماند
در بنی هاشم اینچنین بوده
کودکش مثل شیر خواهد ماند
بر ابالفضل و بر علی اصغر
نام ماه منیر خواهد ماند
افتاب حقیقتی مولا
تو جواز شفاعتی مولا
روضه ی کربلا علی اصغر
خون بهایت خدا علی اصغر
گره ای نیست تا که وا نشود
با نگاه شما علی اصغر
رو به معراج میرود روحم
وقت فریاد یا علی اصغر
ذکر امن یجیب مضطر ها
دم مظلومنا علی اصغر
پدر و مادرم به قربانت
جان من رو نما علی اصغر
روی دست پدر رفیع شدی
ناگهان سوختی رضیع شدی
گل عمر تو در خطر باشد
گل چرا دائم السفر باشد
متمایز ترین شهیدانی
حرمت سینه ی پدر باشد
امده عصر روز عاشورا
لب خشک تو جلوه گر باشد
تیر بی رحم حرمله نامرد
از گلوی تو پهن تر باشد
کوفه ای یا هنوز زیر خاک؟
مادرت از تو بی خبر باشد
مادرت بعد داغ لبهایت
دائمأ زخم بر جگر باشد
بیت اخر ستاره میخواهم
کربلایی دوباره میخواهم
#حسن_کردی