eitaa logo
کانال نوای عاشقان
23.6هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.1هزار ویدیو
616 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات مدیر کانال نوای عاشقان کربلایی هادی صالحی @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴 مره چیکار بَکِته سَر پیری  حسین جان مِره وَرِنّه اَسیری من وتِه سرگذشت چه بِرمه داره بَمیرم که تِه سر نیزه سواره حسین حسین گِمه تاکوفه تاشام دعا هاکن که مه عمر بَوِّه تمام من و ته همسفر خَله جا بِیمی برارجان اینجوری سفر نَشیمی ته نیزه ی بالا مَنبَر هِنیشتی تِه چه اُونجه مِه تاج سر هِنیشتی؟ تِه سرِ جا خواخرِ کَشه هَسّه برارجان درد دوری مره وَسّه تره تا اِشمه چِشّه چه وَنّی؟ جان برار مره شرمنده کِنّی مِره هارش تا که جرأت بَهیرم سر پیری ته جا قُوَّت بَهیرم حسین اَتاخواهش دارمه تِه جامن مِره که زَنِـنِه شه چِش ره دَون مِره که زَنِـنِه کَفِمه تَشویش خجالت کَشمه تِه وَچون پیش نَدومه که ره بَوّم دل غَـمّه برار زاعون فِــدا بَـــوّه عَـمّه رقیه ره بَزونه دَیّـه مِـرده مِره که زونه عباس بِـرمه کرده مه دل اگر چه مثل کوه درده غصه نَخِر حسین زینب نَمرده تِه یتیمون دور گِردمـه بِـرار من که وِشونِسّه نـدارمه قرار دنیا با من حسین نامـهربونه مِه همسفر برارجان ساربونه تِه دوری سخته و دل بُونه پاره بَخون قرآن که تِه تِکِ  بِـلاره قرآن بَخون همــسفر مـدینه تِـه صدای جا آروم بَوِّه سـینه ته نیزه ی بـالا مـه هارش هارش مِه بُغضِ گَلی و مِـه چِشِ  وارش اَما «مداح» ره سوز دل هدامی اَمه جا دارنه این شیرین کلامی 🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴 @navaye_asheghaan
... 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 حسین جان ای عزیز جان خواهر چرا بر روی نی رفتی به منبر؟ بـرادر ای همه خـواب و خیالم شکسته بی تو دیگر پر و بالم نشد تا شمع جان از غصه خاموش بیا گیرم تـو را چون جـان در آغوش حسین جان تابه کی ای مرتضی پور زنـم بـوسـه بــه روی مـاهـت از دور ندانم خواب هستم یا که بیدار بــه داغ تـو شـدم آخـر گـرفتار چه غم افزاست خورشیدم غروبت دریغـا عـاقبـت دیـدم غـروبـت تو رفتی روز من رفت و شب آمد ز دوری تـو جـانم بـر لب آمد تو رفتی بی کس و یاور شدم من یتیمان تـو را مـادر شدم مـن نمـی شـد بـاورم ای نـازنینم که من رنگ اسارت را ببینم اگرچه دشمنت پست وپلیداست عزای ما برایش روز عید است مــرا تـا در عـزا دیـدند مـردم به پیش پام رقصیدند مردم سـرِ فـرزند پیغـمبر بـریـدند کنار محملم کِل می کشیدند حسین مُردم قسم به تار مویت دمی که سنگ کوبیدند به رویت رقیه دیده بر پیشانی ات دوخت برای بچه های تو دلم سوخت خودم دیدم که در سوز و گدازند یتیمان را به سیلی می نوازند دلم تنگ تو شد ای نور عینم بخوان قـرآن عزیز دل حسینم بخوان قرآن ز صوتت جان بگیرم بـرادر یـا دعـایم کـن بمـیرم بمیرم تا نبینم دوری ات را به روی نیزه ها رنجوری ات را نبیـنم دختـران نــاز دانـه چه دردی می کشند از تازیانه برادر درد هجرانت عجیب است تو رفتی خواهرت خیلی غریب است ز آه سینه سوزم ماه می سوخت برای غربتم «مداح» می سوخت 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 جان مار غصه مره پیر هاکرده حسین غـم مـره اسیر هـاکرده عاقبت از حسین جدا بَهیمه بـه درد و غصه مفتلا بَهیمه جان مـار تـه زینب ره سر پیری دَرنّــه وَرنّــه تـا شــام اسیـری کوفه و شام بـدتر از کربلاعه مه دل از درد و غصه مفتلاعه کجه بُوردنه مه عزیزون دل مـه دور و بَـر پُـر بَیـنه از ارازل اَتا روز مه کنار اکبر و عباس الان خلـه غـریبی کِمّه احساس جان مار من دیگه قرار ندارمه بـی کـس بَهیمه و بـرار نـدارمه بـاور نکـردمه مـه این درد و بلا حسـین ره بَـوینم نیـزه ی بـالا مه غریبی ره تا هاکرده احساس شه چش ره دَوسّه مه برار عباس 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
‍ ‍ 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 برادر کجایی کجایی برادر که دیگر نگیری سراغی ز خواهر شود دیدن تو نصیبم الهی و گرنه مرا می کشد این جدایی حسـین غـریبم شده غم نصیبم ببین بی تو چون شد دگر روزگارم از آن شش برادر یکی را ندارم بمیرم حسین جان که رو نیزه هایی چه می شد در آغوش خواهر نیایی حسـین غـریبـم شده غم نصیبم ببین ای برادر کـه خیلی غریبم دریغا فراق تو گشته نصیبم دعا کـن بـرادر کـه زینب بمیرد نبـاشد بـرای تـو مـاتم بگـیرد حسـین غــریبـم شده غم نصیبم همیشه دلم بوده خوش باتو هستم ولـی ای بـرادر ز داغـت شکستم فتادی به گودال به تن سر نداری برایت بمیرم که مادر نداری حسـین غــریبـم شده غم نصیبم ز سنگ جفا شد لبت پاره پاره چگـونه نمـایم تـو را مـن نظـاره تو بر روی نیزه منم روی محمل بـرادر نبـاشـم دمـی از تـو غـافل حسـین غــریبـم شده غم نصیبم 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🥀💚🥀💚🥀💚🥀💚 سلام بر شما خادمان حسین خدا قوت ای عاشقان حسین چه زیبا شما نوکری کرده اید به راه حسین سروری کرده اید بــلا از وجـود شـما دور بــاد و این خدمت تان مأجور باد سراسر قدم هایتان پر ثواب شدید از سوی فاطمه انتخاب که تا خادم نور عینش شوید و از نوکران حسینش شوید شما کارتان بوده چون کارعشق و بردید بر شانه ها بار عشق به ظاهر شده کارتان نوکری ولی در حقیقت بُوَد سروری غلام غلامان زهرا شدید چنان قطره ای وصل دریاشدید شماراعجب بودخوش سرنوشت الهی شود روزیِ تان بهشت هر آنکس که گردد گدای حسین شود محرم و آشنای حسین در این خانه هرکس گدایی کند یقین تا ابد پادشاهی کند ز کار تو زهرا تشکر کند علی جامت از کوثرش پُرکند خوشا آنکه باشدشعارش حسین به دنیا وعقباست یارش حسین به زهرا به حیدر به حقِ رسول حسین جان ز«مداح»هم کن قبول 🥀💚🥀💚🥀💚🥀💚 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 چرازینب پریشان وغریب وبی مُعینی تو ازاینجاباحسین رفتی چراپس بی حسینی تو بگوتاجان ندادم من،الا ای نورعین من نمی بینم چرا زینب،کنار توحسین من تـو یکدم ازحسین جـدا نمی شدی چه شدکه بی حسین مدینه آمدی ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ الهی من بقربانت،حسینم کو حسینم کو دلم شدپاره زینب جان،بگو آن نورعینم کو چرامادرتواشک خون،ز اَبردیده می باری سیه پوشیده ای برتن،مگرزینب عزاداری عزیز مـن بگـو چـه شـد در کـربلا که اینسان گشته ای به ماتم مبتلا ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ نبودی کربلا بینی چه آمد بر سرم مادر همه گلهای زیبایم،لب تشنه شدند پرپر بیاو بگذر ای مادر،نگویم که چها کردند دریغادست عباسِ تورا ازتن جدا کردن اباالفضلت که تاچوگـل پرپر شده حسین دیگرغریب وبی یاور شده 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 شنیدم سوی گودالش کشیدن نورعینم را غریبانه بریدند از قفا رأس حسینم را شنیدم تشنه بودوبالب عطشان زده پرپر بمیرم من که لبهایش شدازخون گلویش تر      من ازداغ حسین دگرجان برلبم      بگو عباس من کجا بود زینبم ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄ نبودی مادرم بینی که عباس تورا کشتند دودستش رابریدندو،بخاک وخونش آغشتند یکی ازراه کین تیری برآن چشم مطهر زد مگومادرکه عباست چسان افتادو پرپر زد فتاده برزمین ز هرسو نیزه خورد بروی زانوی حسینم جـان سپرد ┄┄┅┅┅❅🏴❅┅┅┅┄┄         زبانحال ام البنین«س» مگوزینب مگوکه جان من دیگربه لب آمد مگوزینب که رنگ روزگارمن به شب آمد شنیدم باعمودی فرق عباسم دوتا کردند شنیدم درکنارعلقمه دستش جداکردند      بُـوَد شیرم حـلالِ او ای نورعین      که عاقبت شده فداییِ حسین 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 زینبم ای بـانـوی بـی قـرینه چرا تـو آه مـی کشی ز سینه زینب من،خوش آمدی از سفـر گـریه نکـن خبر چـه داری مگر؟ در این سفرچه دیده ای زینبم؟ چقـدر رنـگ پـریده ای زینبم؟ ز گــریـه ات دل مــرا بــرده ای چرا لباس غـم بـه تن کرده ای؟ چرا پر از غصه و رنج و دردی بـرادرت حسین را چـه کـردی از چه تو حیرانی و سر گشته ای چه شدکه بی حسین برگشته ای؟ ببین کـه جـانم آمـده بـر لبم حسین من چه شد مگر زینبم؟ از آن زمان که دیده ات گشودی دمـی تـو از حسین جـدا نبـودی نگـو دگـر خـزان شده بهارم نگو کـه مـن دگـر حسین ندارم نگو که بافته های من رشته شد نگو نگو حسین من کشته شد بگوچه شد قاسم و اکبرم نیست در بغـل ربـاب اصغـرم نیسـت زینب من بگو سرت چه آمد؟ کو«عون» و«عبداله»و کو«محمد»؟ فاطمه ی قافله ات پس چه شد رقیه ی سه ساله ات پس چه شد زینب من، چرا علم دست توست؟ پرچم کاروان غم دست توست نیاید این غصه به باور من کجاست عباس دلاور من اگرحسین کشته شد ای دل کبود مگر اباالفضل من آنجا نبود؟ جـان بــه لبم آمـده نـور عینم فقط نگو کشته شده حسینم مادر من مادر دلسوز من شد پس از این تیره دگر روز من مادر من قلب مرا دریدند دو دست عباس تو را بریدند تیر که تا به مشک عباس خورد بـرادرم قبـلِ شهـادتش مُـرد یکی عمود بـه فـرق نـازنین زد تیـر بـه چشـم او ز راه کین زد ز داغ او مشک وعلم گریه کرد حسین گریه کرد، حرم گریه کرد حسین شد غریب و بی علمدار میـان کـوفیان شـده گـرفتار تا که اباالفضل تو از حال رفت حسین دگر بسوی گودال رفت حسین را به قتل صبر کشته اند بخاک وخون پیکرش آغشته اند جسـم بــرادر مــرا دریـدند بـا لب تشنه سر او بریدند سر حسینم از قفا جدا شد نـاله ی «مداح» خـدا خدا شد 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 مـدینه ای مـدینه ای مـدینه غـم عـالم دَکِـردنه مـه سینه از اینجه بُوردمه با شه برارون اِسا که بِمومه دل دارمه پر خون از اینجه که شیمه داشتمه وقار مِـه دور و وَر دَهینه پنـج تـا برار اگــه اینجـوری زمینگیر بَهیـمه ازداغ شِه حسین جان پیر بَهیمه دیگه پرپر بَهییه مه گل یاس نـا اکبـر دارمـه نـا قـاسم و عبـاس مه زخم سینه ره نمک بَزونه عجب دارمه چه مه دم درنشونه مـدینه بـی حسین صفا ندارنی دیگـه زینـب وِسّـه جــا نـدارنی چی جواب بَهووم شِه جان مار ره کـه بَکـوشتنه مـه جـان بـرار ره بخـون «مداح» امـان از دل زینب چنـه غـم بَهییه حـاصـل زینب 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 رقیه جان ته دا بمیره عمه الهی من ته قروون چتی طاقت بیارم من ته غمه غـریـب محـله و خـرابـه کنـار تـه مظلومی ره مـن زار بزنم زار مـه جـان بـرار زا تـه غـم بَمـیرم دعا هاکن که تا من هم بمیرم دواره غم و غصه رو بموعه مه تیر بخرده دل اَی تو بموعه رقیه چِشّه بـاز هاکن گل من چتی من تره بِهلّم خاک بِن بمیرم تـه چِـش بِـن سیـو قیله تـه جـان تـن همه جـا کهو نیله چهل منزل روز وشو چو بخردی بمیرم که ته وِشنا بی بَمردی بمیرم که غریبی جان هدایی مـره کِشنه آخـر ایـن جـدایی اِسـا ونِـه شـه سر سر ره بَـروشم کفـن نــدارمـه تـا تـه تـن دَپـوشم الهی ته درد و بلا مه سینه چتـی بـدون تـه بـورم مـدینه «مداح»جان تِسّه در بُوره زار زار کــه خـرابـه کنـار بَیّـه تــه مـزار 🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭 @navaye_asheghaan
  🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀 آمد برادر «۲» دلخسته دربرت غمدیده خواهرت همسنگر تو«۲» فرزند مادرت غمدیده خواهرت ای یـادگـارِ «۲» زهـرا و مـرتضی یکدم سر از خاک بردار و از وفـا فــریـاد زینـب، گـردیـده یـا اَخـا ای جان فدای«۲» جسم مطهرت                  غمدیده خواهرت چل روزِه زینب صدساله شد حسین چل روزه کـارِ او نـالـه شـد حسین چشمانش ازخون پُر لاله شد حسین قامت خمیده«۲» گـردیده زائـرت غمدیده زائرت گر پیر و خسته ،گر قد خمیده است بـدتـر ز کـربلا در شام و دیـده است از هـر یهـودی طعنـه شنیـده است این نیمه جان را«۲» آورده در برت                    غمدیده خواهرت آه ای حسین جان، پـاک و مطهری گــردیم فـدایت، کـه پــاره پیکـری ای شـاه عـالم، ســردار بـی سـری رأست به نیزه«۲»هم دیده دخترت                    غمدیده خواهرت پیروزی ات را، زینب سبـب شـده از دردِ داغ، تـو جـان به لب شده گـریـان بـرای، تـو روز وشب شده شـد باغبــانِ«۲» گلهـای احمـرت                   غمدیده خواهرت تیـغ زبـانِ، زینب چـو ذوالفقار در شام وکوفه، بنمـوده کار زار آل اومیّـه، شـد تیـره روزگــار گردیده همچون«۲»سردار لشکرت غمدیده خواهرت گر زینب تو، خصم اومَیّـه شد خونین جگر از، داغ رقیه شـد خورد وخوراکش،افغان وناله شد بنگر به حال«۲» رنجور ومضطرت                 غمدیده خواهرت آمد برادر «۲» دلخسته دربرت                 غمدیده خواهرت همسنگر تو«۲» فرزند مادرت                  غمدیده خواهرت کرده قیامت«۲» در راه داورت غمدیده خواهرت گردیده زائر«۲» بر قبرت انورت                    غمدیده خواهرت 🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀 @navaye_asheghaan
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀 حسین جان داغ مادرراتوهم دیدی منم دیدم اگرهجرپیمبرراتوهم دیدی منم دیدم شبی که مسجدکوفه پدردرخون خود غلتید غم جانسوزحیدر راتوهم دیدی منم دیدم جگرهای حسن آنشب درون تشت یادت هست میان خون شناورراتوهم دیدی منم دیدم چوعزم کربلاکردی برایت همسفربودم غم گلهای پرپرراتوهم دیدی منم دیدم میان یک عبابردی جوان اِرباً اِربایت تن صدچاک اکبرراتوهم دیدی منم دیدم درآن هنگامه ای که دست عباست زتن افتاد اگرداغ برادر راتوهم دیدی منم دیدم گمان هرگزنمی کردم که اصغرتشنه برگردد اگراین مرغ بی سرراتوهم دیدی منم دیدم تورا باضربه های ناجوانمردانه می کُشتند درآن سواشک مادرراتوهم دیدی منم دیدم به هنگامی که قرآن خوانده ای و خیزران خوردی ز طفلان دیدۀ تر راتوهم دیدی منم دیدم برادر معجر ما پرچم پیروزی ما بود زسرهاحفظ معجرراتوهم دیدی منم دیدم کناررأس خونینت رقیه عاقبت دِق کرد تن بی جان دخترراتوهم دیدی منم دیدم غُل وزنجیربرزین العبادت گریه می کردند اگررنجیده پیکرراتوهم دیدی منم دیدم خجالت کرده آبم پیش زنهامی زدندما را جسارتهای بی مَر راتوهم دیدی منم دیدم حسین جان تاکه صحبت ازکنیزی شد دگرمُردم شماتتهای کافررا توهم دیدی منم دیدم تورادرکربلاکشتندمرادرشام، اَمان از شام پریشان حال خواهرراتوهم دیدی منم دیدم میان این همه غمهاحسین داغ توپیرم کرد به مَحمل می زدم سرراتوهم دیدی منم دیدم شرارآه جانسوزم فتاده در دل «مداح» که بردلهازدآذرراتوهم دیدی منم دیدم 🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀     @navaye_asheghaan