eitaa logo
کانال نوای عاشقان
23.6هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.1هزار ویدیو
616 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات مدیر کانال نوای عاشقان کربلایی هادی صالحی @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. تو فرزند حسینی وبه عالم سروری داری تو را جبریل هم گوید رخ پیغمبری داری لباس رزم میپوشی وقار حیدری داری میان مه رخان اما ،تو روی دیگری داری که من ازکودکی گشتم گرفتارت علی اکبر شکسته پشت تاریکی زمژگان سیاه تو غلامانت همه سائل به یک گوشه نگاه تو وغم را از دل عالم برد آن روی ماه تو خدا کرده هنرمندی چه میباشد گناه تو که فتنه دردلم کردی به رخسارت علی اکبر * گرفتار خودش کرده مرا پیغمبر رویت هزاران غمزه میبارد زناوکهای ابرویت هزاران آینه داری به زیر طاق گیسویت که حاتم هم شده سائل به همراهم سر کویت که شاید منتخب گردد به دیدارت علی اکبر * من آن صیدم که دردام سرزلفت به زنجیرم زخوانت لقمه ای خوردم که تا روز ابد سیرم وتاج نوکریت را چو شاهان روی سر گیرم سر کویت بمانم تا به لطف خود کنی پیرم نرانی عبد بیچاره زدربارت علی اکبر * به روی بام احسانت کریمانه علم داری به مانند عموی خود،حسن،خوان کرم داری که احمد هرچه را دارد،کنارهم،توهم داری به ظاهر زآنچه اودارد نبوت را تو کم داری وعطر احمدی بارد زگفتارت علی اکبر عقابت را به میدان جنون مستانه میراندی رجز رادر دل دشمن تو حیدر وار میخواندی عدو در ترک میدانت وتو مردانه میماندی ومحشر کردی و اورا به روی خاک غلطاندی تحیر مانده در چشمان زپیکارت علی اکبر ** دو پای آسمان خم شد به قد قامت به جزم تو چه تکبیری بلند شد از حرم هنگام عزم تو وبرپا گشت طوفانی زمیدانگاه رزم تو پیمبر جامی آورده برای رزم وبزم تو کسی آگه نمیگردد زاسرارت علی اکبر @emame3vom .
تقدیم به منتظران ظهور بنگر دور و بر کعبه پر از قابیل است خنجر آل سعود است و سر هابیل است لشکر ابرهه در مکه سوار فیل است به لب اهل یمن زمزمهٔ تعجیل است 🤔(به یمن مینگرم کز تو بیاید خبری) لشکر ابر هه  از مکه   برون  میآید داعش از خیمه گه لشکر دون میآید هر طرف مینگرم  دیو جنون میآید از بد حادثه از چشم تو خون میآید (گرچه توخونجگر از حادثه ی میخ ودری) کاش در امر فرج باعث تعجیل شویم تو بیایی و  به امر   تو ابابیل   شویم یا که بر روی سر ابرهه سجیل  شویم اف به ما باد که درمعرکه هابیل شویم (تا که فرمان زشما هست و زما امربری) بنگر  باز که این طائفه   سلمان  دارد که به سلمانی اوشد که مسلمان دارد وبه قرآن   وجودی   تو ایمان    دارد سایهٔ دست شما را به سر ایران دارد (زین سبب حمله براین خاک ندارد اثری ) در خزانیم، ولی، مست  بهاریم هنوز مست از گردش چشمان نگاریم هنوز واگر وعده رسد، پای  قراریم   هنوز بس که ما بغض دل از حرمله داریم هنوز (که از آن داغ زده سینة ما را شرری) باورم هست بیایی ،نظرم خواهی کرد یا بر آن عهدکه خواندم خبرم خواهی کرد یا به دنبال رُخت در بدرم خواهی کرد تانمازی که اقامه به حرم خواهی کرد (سرخوشم،بعد نمازت به رخم مینگری) به مظلومیت امیرالمومنین علی علیه السلام 🔰🌴🔰 😢عجل لولیک الفرج🤲 @navaye_asheghaan
یک مثنوی قدیمی تقدیم حضورتان ما ز تاریخ مدینه خسته ایم ‌ غصه دار دستهای بسته ایم ما زتاریخ جمل آزرده ایم زخم صفین و جمل را خورده ایم این دیار ما دیار کوفه نیست شهر ما اصلا کنار کوفه نیست ما زسلمان درس خود آموختیم چشم بر  لبهای مولا  دوختیم باز صفینی  اگر برپا شود بر فراز نیزه ها قرآن رود مردم نامهربانی نیستیم جان مولا نهروانی نیستیم بازاگر یکباره عاشورا شود ابن مرجان دگر پیدا شود کوفه دل را خرابت میکنیم پای دل را در رکابت میکنیم   یاحسینی گفته میدان می‌رویم نه به یک جان با دو صد جان می رویم سینه ی طاغوت ها را می دریم هان یزیدان را به مسلخ میبریم گرچه آقاجان زحالم خسته‌ای ما به امرت تو به ما دل بسته ای یک اشاره بس ، به  وحدت میرسیم سر بجُنبانی ،به سر خدمت رسیم خوب و بد بودیم اگر آماده‌ایم دل به هل من ناصر تو داده‌ایم کی عبور از کوی جمعه می کنی مرکبت راسوی جمعه می کنی رهزن دل های صدها قافله کی؟ کجا کم می شود این فاصله؟ ترسم آخر عمر من پایان رسد شهد دیدار تو بر خوبان رسد ای سراسر شور و احساس و دعا مهدی ای آیینه‌ی  ایزدنما در نماز خود دعایم می کنی شامل عفو  خدایم می کنی هر که در دنیا و محشر بی کس است ذره ای از مهر تو  او را بس است آرزویم در کنارت ماندن است یک نماز جمعه با تو خواندن است کِلک استاد ازل بر دل نوشت مهر تو راه میانبر تا بهشت
تقدیم به نگار امام حسن علیه السلام حضرت قاسم سلام الله علیه 🌺🌺🌺🌺ا🌺🌺🌺🌺 دارم به سر فکر غزل ،حیَّ علی خیرالعمل باید که از هر مصرع چشمت بسازم یک غزل خَیر است در چشمان تو رزق است در دستان تو ای قامت حُسن وکرم وی تا به سر خیرُالعمل چشم تو باب القبله ام از چشم تو کم گفته ام وقتی مسلمان گشتم از چشم تواز روز ازل داری نسب را از منا، وی مشتق از آل کسا ابن الکرم ابن الحسن ای اهل احلا من عسل سبزین قبا داری به تن، عمامه چون بستی به سر از این جهت باید کنم تشبیه رویت بر زُحل تو کاملی من ناقصم من در ازل تو در قِدَم هرچه بگویم وصف تو گویا که گفتم از بدل دارد عسل می ریزد از اعماق کندوی تنت وقتی عموجانت حسین آمدفشردت در بغل شهزاده ای و ذوالمنن ؛جای زره برتن کفن تیغی به کف چرخانده ورفتی به میدان جدل در یک نظر مثل علی در یک نگه مثل حسن دشمن نمی‌داند تویی ،فتاح خیبر یا جمل؟ ان تنکرونی گفتی و سبطُ النبی الموتمن گفتا به لرزه دشمنت یالَلعجب،یا لَلْاَجل چین بر دو ابرو میزنی فریاد یا هو می زنی مانند عباس آمدی در قلب میدان مثل یل شهزاده ای این جای خودپیکار تو در جای خود گفتی که«احلا من عسل»این جمله شد ضرب المثل خواهم که بر درگاهتان دارای یک منسب شوم یا نوکر "قنبر" شوم یا خاک راهش لااقل @navaye_asheghaan