#درد_دل_با_امام_زمان_عج
#در_غوغای_فتنه_ها
#یا_مولا_ادرکنی
برای آمدنت، التماس باید کرد
چه گریه ها به کبودیِ یاس باید کرد
برای آمدنت، همنشینِ غمهائیم
تمامِ عمر، پیِ انتقامِ زهرائیم
برای آمدنت، اُمتی شده مظلوم
ز حقِ خویش، چنان مادرت شده محروم
برای آمدنت، جنگ های تحمیلی
نشانده بر رخِ ما، مثلِ مادرت سیلی
برای آمدنت، شِعب ها تحمل شد
و از عنایت تو، خارها همه گُل شد
برای آمدنت، خونِ دل اگر خواهی
ببین که همچو علی، حفر شد ز دل چاهی
برای آمدنت، خونِ صبر جوشیده
امامِِ راحلمان، جامِ زهر نوشیده
برای آمدنت، فتنه ها گذشت از سر
هزار فِرقه مهیا، به جنگِ یک کشور
برای آمدنت، پاره پاره حنجرها
نِگر به صحنِ خیابان، که سوخت پیکرها
برای آمدنت، کشته ها اگر لازم
فدائیِ تو ز فهمیده هاست، تا قاسم
برای آمدنت، جان و سر دهیم آسان
هنوز کشته دهیم، از زُراریِ سلمان
برای آمدنت، لشکری شده مجروح
برای آنکه شود، عقده ی فرج مفتوح
برای آمدنت، جان چه قابل ای بفدات
بپای مقدمِ تو، جان بِضاعتی مُزجات
برای آمدنت رهبرم فراخوانده...
بیا که من به تو گویم، سلام فرمانده
فدای آمدنت، گفته اند آمده ای
هزار و چارصد و یک شد و نیامده ای
بیا که مادرت از پشت در ترا خوانَد
بیا که جدِ غریبت، ز نیزه ها خوانَد
بیا که با تو، به هر دیده نور میآید
صدای قاریِ تان، از تنور میآید
هنوز چادرِ خاکی در انتظار، بیا
هنوز بینِ غلافِ تو ذوالفقار بیا
هنوز حرفِ اسیریِ عمه اَت زینب
میانِ مجلسِ نامحرمان، به شام و حلب
هنوز غصه ی شامِ بلا و هیزی هست
هنوز روضه تشت و غم کنیزی هست
#صلوات 👉
.
#یا_مولا_ادرکنی
#درد_دل_شیعیان_با_امام_المسلمین
میرود غم، فارغ از رنج و تعب خواهیم شد
میرسد نصرت، ز شادی در طرب خواهیم شد
دستِ غیبی هست در عالم، که میبخشد امید
ما به ملتها، توسل را سبب خواهیم شد
چون به اَلخَلقُ عِیالُ الله، داریم اعتقاد
در رهِ خدمتگزاری منتخب خواهیم شد
از سرِ شب تا سحرها التماسش میکنیم
آشنا با اشکِ اهلِ نیمهشب خواهیم شد
راهِ صدساله به لطفش، یکشبه طِی میشود
عاقبت هم بر شهادت منتسب خواهیم شد
کِی فقط دستِ دعا داریم در ایوان طلا
در عمل ما پیرو شاه نجف خواهیم شد
نام فرزندان خود را، با علی زینَت دهیم
در مسیرِ بندگی، صاحب لقب خواهیم شد
بر ضریحِ خاکِ پایش، بوسهی ما واجب است
فارغ از این بوسههای مستحب خواهیم شد
حمزه گونه، ضربه بر خصمِ پیمبر میزنیم
باعثِ نابودیِ هر بولهب خواهیم شد
شیوهی عمّار بودن، روز و شب رزمندگیست
در اطاعت از ولی، بیتاب و تب خواهیم شد
ما به هر قیمت که باشد، یارِ مظلومان شویم
در مصافِ ظالمان، کوهِ غضب خواهیم شد
ما مسلمان و امامُ المسلمین مولای ماست
در غمِ مظلوم، با اصل و نسب خواهیم شد
شیعه نه، حتی اگر دینِ مسیحی داشتیم
با نفَسهای مسیحایش، وهب خواهیم شد
سیرهی جدِّ غریبش، دل ز عثمانی بَرَد
کِی زهیرِ کوی آن، عالی نسب خواهیم شد
داغ نشناسیم در یاریِ اَحباب الحسین
موسمِ خرماپَزانِ غم، رُطَب خواهیم شد
فاتح و پیروزِ خرمشهرها خواهیم ماند
گه شلمچه، گاه تا شام و حلب خواهیم شد
جادهی بیت المقدس، شاهراهش کربلاست
بر نمازِ مسجدُالاقصی، سبب خواهیم شد
بر ابوفاضل قسم، در کارزارِ امتحان
تابعِ ارباب، چون میرِ ادب خواهیم شد
زیرِ آوارِ بلایا، چارهای جز صبر نیست
همچو زینب شاکرِ درگاهِ رب خواهیم شد
گفت زینب: یارسوالله حسینت کشته شد
در میانِ خاک و خون، نورِ دو عینت کشته شد
یارسوالله!
صلی' عَلَیکَ مَلیکُ السَّماء
هذا حسینُن بِالعَراء
مَسلوبُ العِمامَةِ وَالرِّداء
مُقَطَّعُ الاَعضاء
مَقطوعَ الرَّاسِ مِنَ القَفا
وَبَناتُکَ سَبایا
وَاِلیَ اللهِ المتشکی'
#حاج_محمود_ژولیده ✍
#طوفان_الاقصی
@navaye_asheghaan
.
#مناجات
#یا_مولا_ادرکنی
دستی خوش است سوی قنوتِ دعای تو
دستی دگر، ملازمِ بندِ عبای تو
سوزِ دعا همیشه اجابت نمیشود
جز آنکه داشت شور و نوا، با ولای تو
حالی که درهم است چو گیسوی درهمت
باید تمسکی، سوی موی رهای تو
دلدادگی و عاشقی و سرسپردگی
ثابت نمیشوند، بجز پیش پای تو
دلتنگِ روی ماهِ تو، مَردِ شهادت است
هرگز به دوست، ره نبرد مدعای تو
ناقابل است جانِ من، اما بخر مرا
حیف است صرفِ عمرِ گِران، جز برای تو
تا با تو زندگی نکنم، بندگی محال
از من خدا نمیگذرد، جز رضای تو
با شهرِ پرگناه، دلت را شکسته ایم
ما قاصریم، زین غمِ بی منتهای تو
ما را بخاطر گلِ روی علی ببخش
بگذر ز ما، به صاحبِ ایوان طلای تو
ما را بجز هوای نجف مبتلا مکن
سخت است بی تو، همنفَسی در هوای تو
ما ناامید از نفَسِ روضه نیستیم
چشمِ امیدِ ماست، سوی کربلای تو
یک بانو از مدینه به قم آمد و ندید
در قم به غیر شیعه، بجز آشنای تو
یک بانو از مدینه به گودالِ خون رسید
وای از اسیریِ همهی عمههای تو
تا آن زمان، که عمه اسارت نرفته بود
اینسان نبود درد و بلا، برمَلای تو
کعب نی و هجوم به ایتام یکطرف
وای از نگاهِ شوم، به شام بلای تو
#امام_زمان
#محمود_ژولیده ✍
.............
افزوده شد بر غیبتت یک سال دیگر هم
بد میشود هر سالِ بی تو ؛ بلکه بدتر هم
شد کاسههای صبرمان لبریز از غصه
از شعرهای گریهدار هجر ، دفتر هم
خسته شدیم از رنج، از تبعیض، از غارت
کی میزنی پس این بساط ظلم را برهم ؟!
سینه زدیم از ماتم ارباب ، هر شب را
از داغ هجران تو کوبیدیم ، بر سر هم
شرمندهایم آقا که بین این همه نوکر
حتی نداری یار و یک ناچیز لشکر هم
تو در کنار مایی و هستیم نابینا
گفتی اناالمظلوم، نشنیدیم، پس کر هم
هر چند ، گاهی بیخیال روز موعودیم
اما تمام ترسمان این است، آخر هم ...
گویند : که در آرزوی دیدن رویت ...
مُردند ، از هجران تو یک قومِ دیگر هم
#رضا_قاسمی✍
.
@navaye_asheghaan
.
#یا_مولا_ادرکنی
غمخوارِ تو هستیم، شاید یار تو باشیم
داریم امیدِ اینکه، از انصار تو باشیم
از بدوِ ماهِ غم، میانِ خیمه ات هستیم
با آرزوی اینکه، هیئت دار تو باشیم
وقتِ ورودِ کاروانِ کربلا گفتیم:
بگذار ما گریه کنِ سالار تو باشیم
از روز عاشورای او تبدارِ گودالیم
شاید به عاشورای تو خونبار تو باشیم
بازار کوفه، آبروی عترتت را برد
پس ما عزادارِ سرِ بازار تو باشیم
در ماتمِ شامِ بلا، مُردیم از غیرت
تا جان نثارِ عترتِ اطهار تو باشیم
بزمِ شرابِ دشمنان، آتش به دلها زد
میخواستیم آنروز آتشبار تو باشیم
داغ خرابه، کرد عالم را خرابِ خود
ایکاش میشد، اشک چشمِ زار تو باشیم
تا اربعین، همراه با زینب نوا کردیم
تا همسفر با کاروان سالار تو باشیم
حالا که آمد قافله، در شهر پیغمبر
با روضه های کربلا دلدار تو باشیم
گفتی که یا جدا، شبانه روز میگِریم
بگذار ما هم تا ابد همکار تو باشیم
وقتی ندای یالثاراتِ تو میآید
رخصت بده در صحنه، هم پیکار تو باشیم
#مناجات_با_امام_زمان
#محمود_ژولیده ✍
.
#یا_مولا_ادرکنی
یا صاحب الزمان، چقدَر گریه میکنی
شب زنده دار، تا به سحر گریه میکنی
حق داری ای عزیز دلِ آل فاطمه
بر پهلوی شکسته اگر گریه میکنی
بر بازویی که دادِ علی را بلند کرد
زیرِ غلاف و ضربهی در گریه میکنی
وقتی نشد عمو حسنَت، بینِ کوچهها
دستش رسد به دفعِ خطر گریه میکنی
بر آن مصیبتی که چهل سال مجتبی
گرئید بیصدا به سحر گریه میکنی
بر غنچهای که سقط شد از کفوِ مرتضی
حتی ندید روی پسر گریه میکنی
بر قطرهای که از نوکِ مسمار میچکد
بر زخمِ سینه، خونِ جگر گریه میکنی
پرسی ز دربِ خانه و دیوارِ کوچه نیز
این در چه سخت دیده اثر گریه میکنی
از دردهای مادرِ مظلومه روز و شب
وز دستمالِ بسته به سر گریه میکنی
بر خطبهای که هیچکس آنرا نکرد درک
جز از خواص، چند نفر گریه میکنی
گاهی به کعبه، گاه نجف، گاه کربلا
بر مادرِ خمیده کمر گریه میکنی
عمری برای خانه نشینیِ جدّ خویش
بر حیدرِ بدونِ سپر گریه میکنی
تقدیر بود غسلِ شبانه برای او
تا صبح زین قضا و قدَر گریه میکنی
هر روز و شب، به یاسِ کبودِ مدینه ات
تا علقمه به اشکِ قمر گریه میکنی
#یا_مولا_ادرکنی
شعر:حاج محمود ژولیده
@navaye_asheghaan
#یا_مولا_ادرکنی
بیا ای زادهی طاها، ضیاء دیدهی مولا
رسان مرهم بر این دلها، بجانِ مادرت زهرا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
صفای جانِ پیغمبر، شفابخشِ غمِ مادر
بحق غنچهی پرپر، بیا ای چارهی غمها
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
همه سر در گریبانیم، که غمخوار غریبانیم
ز درد و غم پریشانیم، تویی درمانِ دردِ ما
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
بیا ای ماهِ محرومان، برس بر دادِ مظلومان
قسم بر آهِ معصومان، ببین اوضاعِ این دنیا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
نه لبخندی به لب مانده، نه ما را روز و شب مانده
فقط دستِ طلب مانده، اجابت کن دعاها را
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
هزاران کشته میبینیم، بخون آغشته میبینیم
ز کشته پشته میبینیم، امان از فتنهی اعدا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
تو میبینی غریبان را، غم و درد یتیمان را
شهیدان را اسیران را، غریب و بیکس و تنها
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
تو با غم آشنا هستی، پر از درد و بلا هستی
تو بهرِ کربلا هستی ولیِ دم، بیا آقا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
تو دانی غصه یعنی چه، به خانه شعله یعنی چه
به خیمه حمله یعنی چه، میانِ از آتشِ دلها
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
امان از ضربهی سیلی، فغان از چهرهی نیلی
نه تقدیری نه تجلیلی، از این حقِ ذَوِی القربا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
تو از زخمِ جبین دانی، غمِ سقطِ جنین دانی
امیرالمؤمنین دانی، چرا شد یکّه و تنها
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
چو مادر گیر کرد آنجا، و فضه دیر کرد آنجا
علی را پیر کرد آنجا، عزای غنچهی زهرا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
نه زهرا در امان مانده، نه زینب در امان مانده
همه در شعلهها حیران، حرم تا قتلگه یکجا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
تو دانی ظلمِ عدوان را، تَهِ گودال عطشان را
هجوم سمّ اسبان را، تنِ او پخش در صحرا
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
به نیزه حنجری پاره، به صحرا زینب آواره
ز کف داده رهِ چاره، بیا ای چارهسازِ ما
مدد ای یوسف زهرا
مدد ای یوسف زهرا
#یا_مولا_ادرکنی
شعر:حاج محمود ژولیده
@navaye_asheghaan
#یا_مولا_ادرکنی
یا صاحب الزمان، چقدَر گریه میکنی
شب زنده دار، تا به سحر گریه میکنی
حق داری ای عزیز دلِ آل فاطمه
بر پهلوی شکسته اگر گریه میکنی
بر بازویی که دادِ علی را بلند کرد
زیرِ غلاف و ضربهی در گریه میکنی
وقتی نشد عمو حسنَت، بینِ کوچهها
دستش رسد به دفعِ خطر گریه میکنی
بر آن مصیبتی که چهل سال مجتبی
گرئید بیصدا به سحر گریه میکنی
بر غنچهای که سقط شد از کفوِ مرتضی
حتی ندید روی پسر گریه میکنی
بر قطرهای که از نوکِ مسمار میچکد
بر زخمِ سینه، خونِ جگر گریه میکنی
پرسی ز دربِ خانه و دیوارِ کوچه نیز
این در چه سخت دیده اثر گریه میکنی
از دردهای مادرِ مظلومه روز و شب
وز دستمالِ بسته به سر گریه میکنی
بر خطبهای که هیچکس آنرا نکرد درک
جز از خواص، چند نفر گریه میکنی
گاهی به کعبه، گاه نجف، گاه کربلا
بر مادرِ خمیده کمر گریه میکنی
عمری برای خانه نشینیِ جدّ خویش
بر حیدرِ بدونِ سپر گریه میکنی
تقدیر بود غسلِ شبانه برای او
تا صبح زین قضا و قدَر گریه میکنی
هر روز و شب، به یاسِ کبودِ مدینه ات
تا علقمه به اشکِ قمر گریه میکنی
#یا_مولا_ادرکنی
شعر:حاج محمود ژولیده
@navaye_asheghaan
#یا_مولا_ادرکنی
تا تویی صاحب عزا، گریه ی ما مَرهم توست
ناله و زمزمه تا هست، همه همدم توست
ماتمِ جدِ غریبت، غمِ دیرینه ی ماست
چشمِ ما، چشمه ی جوشانِ غم و ماتم توست
همه ذراتِ جهان، گریه کنِ جدِ تواَند
همه تسبیحِ فلک، ناله برای غم توست
حاجتی در دلِ ما نیست، بجز یاریِ تو
ارزشِ ما به همین همرهیِ هردم توست
سالی یکبار حسینی شدنم، کافی نیست
نوکر آن است که پیوسته دلش محرم توست
با تو گشتیم ملازم که رهَت گم نشود
وَرنَه دل مَحرمِ تو نیست، که نامحرم توست
خط به خط، جبهه به جبهه، همه جا یارِ توئیم
سحرِ آمدنت، بیعتِ ما محکم توست
یارِ یارانِ تو بودن، اثرِ طاعتِ ماست
راهِ پیروزیِ ما، پیرویِ ملزم توست
□ □ □
گفتی از داغِ حرم، شام و سحر میگِریی
چشمِ ما نیز کمی گریه کنِ نم نم توست
ناله ی ما بخدا از نفَس گرم شماست
وَرنَه دل یکسره، هرچند بنالد کم توست
تکیه بر کعبه دهی و ز عطش میخوانی
یاد لبهای ترک خورده، نوا و دم توست
غصه ی عمه ی مضروبه، ز یادت نرود
داغِ یک روضه ی مکشوفه، همیشه غم توست
دختری گفت: بپاخیز و ببین یااَبَتاه...
دستِ نامحرم و اُوباش، سوی محرم توست
تازیانه به سر و روی حرم میبارند
خواهرت منتظرِ یاریِ آخر دم توست
مادرت منتظرِ آمدنت مانده هنوز
انتقام حرمِ آل علی مرهم توست
#یا_مولا_ادرکنی
@navaye_asheghaan
.
#یا_مولا_ادرکنی
سال نو شد، ولی از یار نیامد خبری
همچنان ماند به سر، سایهی هر دردسری
گرچه، ای قافله هنگامِ فرج نزدیک است
باید از دستِ دعا، کم نگذارد نفری
"سالها میگذرد حادثهها میآید"
دارد این عمر، چسان میشود آخر سپری؟
یوسفِ فاطمه راضیست ز کارم، یا خیر؟
یا شود مادر او واسطه، با یک نظری؟
در شبِ قدر، گرفتیم رضایت از یار
تا همه داشته باشیم، به راهش اثری
قلبِ عالم همه، در دستِ عزیزِ زهراست
تا رسد صبحِ فرج، بعدِ دعای سحری
مادرش فاطمه، پیوسته دعاگویش هست
قلبِ او هست، به دستانِ ولای پدری
بر سرش دستِ خدا، دستِ خدا کیست؟ علی
میرسد، از نفَسِ شاهِ ولایت خبری
او ز کعبه، سوی ایوانِ نجف میآید
ذوالفقارِ علوی بندَد و سربندِ سری
ذکرِ آن منتقم این است به لب: یازهرا
که از این رمزگشایی، برسد هر ظفری
ما، در این راه قرار است؛ هزینه بدهیم
هست، عنوانِ شهادت به رکابش، هنری
همه بایست، که یارانِ ولایت باشیم
تا نمانیم از این قافله، در بیخبری
جانِ عالم، همه قربانِ ولیالله است
اُمَّتی نذرِ امام است، به وقتِ خطری
خطِّ اول، یمن و غزه و لبنان و عراق
همچو ایران، همه هستند به مهدی سپری
عهدِ خود را شهدا، خوب وفا کرده و ما...
منتظِر مانده به راهش، که رسد منتظَری
□ □ □
به اباالفضل قسم، دست ز عهدَش نکشیم
به علمدار که نه دست بِماندَش، نه سری
مَشک و چشم و دلِ عباس، که بر تیر نشست
دستِ او شد قلم و، دستِ دگر بر کمری
#امام_زمان
فروردین۱۴۰۴/ماه رمضان۱۴۴۶
#محمود_ژولیده ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#اِنّا_عَلَی_العَهد
عاشقانِ جمالِ دلجوی یار
گِره وامیشود، ز ابروی یار
بار بَندید همرهان، سوی یار
میرسد از دیارِمان، بوی یار
میرسد، نغمهی اَنَا المَهدی
رو شود، وعدهی عَلَی العَهدی
آزمون، آزمونِ عشّاق است
روزِ اخلاص، روزِ اخلاق است
هر که بر وصلِ یار، مشتاق است
سر به کف، در صفوفِ میثاق است
چه نیازی به رفتنِ جبهه ست
وطن امروز، ماندنِ جبهه ست
امتحان، امتحانِ همدردیست
جنگ، هنگامهی جوانمردیست
دور ماندن ز دوست، نامردیست
شبرُوان! انتهای شَبگردیست
سحرِ روزگار، نزدیک است
دیدنِ روی یار، نزدیک است
بخدا، بوی یار میآید
حیدرِ روزگار میآید
باز، دُل دُل سوار میآید
هُوهُوی، ذوالفقار میآید
بشنوید از کرانهی غربی
نعرهی مرگِ دشمنِ حربی
مُشتِ صهیون، که خودبخود واشد
پیشِ دنیای غرب، رسوا شد
نَفَسی، از سوی مسیحا شد
روزگارِ فرارِ اعدا شد
این دعای امامِ قائم بود
خونِ مظلوم، خصمِ ظالم بود
حال، وقتِ هجومِ شیران است
نوبتِ حملهی دلیران است
خانهی عنکبوت ویران است
مَحوِ صهیون، بدستِ ایران است
بنگرید، اِقتدارِ ایران را
وعدهی صادقِ شهیدان را
میرسد این ندا، ز رفتنها
که مبادا علی، شود تنها
گرچه هستیم، صیدِ آهنها
پای کاریم، با تو و منها
اصل، ماندن به پای کارِ علیست
عصرِ ما، عصرِ اقتدارِ علیست
خیلی از دوستان اِعاده شدند
از قطارِ زمان، پیاده شدند
بیبصیرت شدند و ساده شدند
راهیِ انحرافِ جاده شدند
وطن امروز، در مقاومت است
استقامت، پیِ مداومت است
خوب شد، ما ز کوفیان نشدیم
از ولیِ خدا، نهان نشدیم
پشتِ مسلم، دوان دوان نشدیم
دشمنِ حیدرِ زمان نشدیم
دلِ ما خوب شد، حسینی ماند
یارِ رهبر، پس از خمینی ماند
خوب شد دربدر نشد، سرها
روی نیزه نرفت، معجرها
نکِشیدند، موی دخترها
نشِکستند، پشتِ لشکرها
هر عزیزی که کشته شد، چه غم است
دستِ سردارِ دیگری، علَم است
ای علمدارِ خیمهها، عباس
نظری کن به جبههها، عباس
هست اگر داغِ کشتهها، عباس
مددی لحظه لحظهها، عباس
جبههها شور و شِین، میخواهد
قَهرِ ذُخرُالحسین، میخواهد
#یا_مولا_ادرکنی
#محمود_ژولیده ✍
خرداد۱۴۰۴/ذیحجه۱۴۴۶
@navaye_asheghaan
.
#یا_مولا_ادرکنی
#غزل_امام_زمان_ارواحنا_فداه
#با_گریز_روضهی_بین_راه
ای غمِ وصلِ روی تو، مایهی سرفرازیاَم
گر زِ تو دور ماندهاَم، نیست زِ بی نیازیاَم
طفلِ گریزپایم و دستِ مرا گرفتهای
چون پدری مُراقبی، گرچه به فکر بازیاَم
تو نگرانِ نوکری، من بِزنَم به هر دری
اینهمه غصه میخوری، من به غمِ مجازیاَم
سوز و گدازِ رایگان، دادهای از کرَم مرا
تا بدهی تو صِیقلَم، اینهمه میگدازیاَم
صبح به صبح میشوم، طالبِ نورِ روی تو
شام به شام تیرهاَم، باز تو مینوازیاَم
قدرِ محبتِ ترا، کاش که میشناختم
تا نشوند خیر و شر، یک عملِ موازیاَم
گر همه عاشقان ترا، نالهی همزمان کنند
گم نشود به محضرت، نغمهی عشقبازیاَم
خود غرض از مزاحمت، دردِ دلی به یار بود
نیست ز گفتگوی خود، قصدِ زبان درازیاَم
کِی شَوم از عنایتت، چون شهدا خوش عاقبت
تا که بگویی از تو ای، کشتهی عشق راضیاَم
کاش که چون مدافعان، دفعِ خطر کنم زِ دین
تا به مسیرِ کربلا، همرهِ خویش سازیاَم
□ □ □
قافلهای میانِ رَه، راهیِ کوی قتلگه
باز به گوشِ دل رسد، زمزمهی حجازیاَم
منزلِ آخری عجب، صوتِ اذانِ نافذی
تازه جوانِ کاروان، کرده چه دلنوازیاَم
بانگِ جَرس تَنیده با، گریهی طفلِ شیرخوار
نغمهی طفل گویَدَم، تشنهی دستِ نازیاَم
آنکه به شانهی عمو، رفته به خوابِ ناز کیست؟
دخترکی که میدهد، درسِ یتیم نوازیاَم
خواهری از نظارهی، روی برادرش گریست
تا به قیامت از همین نگاه، مادرش گریست
#غزل #امام_زمان ارواحنا_فداه
#محمود_ژولیده ✍
.
@navaye_asheghaan