eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
444 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5987714675876301135.mp3
1.44M
@majmaozakerine ۹۹ سلام الله علیها ای یاس قد کمونم / تویی آروم جونم بمیرم من برا تو / خانوم خونم سنی نداری زهرا / خیلی جوونی زهرا میمیرم من بعد تو / میدونی زهرا میدونم که چقدر دردات زیاده مدارا میکنی با زخم پهلوت نگاهت رو نگیر از من عزیزم خودم دیدم زدن بد جور به بازوت من و ببخش عزیزم - دستای من رو بستن جلو چشام گله من - حرمتتو شکستن گریه نکن عزیزم / نمیتونم ببینم میخوام امشب تا صبح پیش تو بشینم بعد سه (دو) ماه میبینم / تو کار خونه کردی به سختی موی زینب / رو شونه کردی شب و روز پیش تو اشکام میباره برا دردات که درمونی نداره رو شونت کم بخوابون زینبت رو آخه دستات دیگه جونی نداره دیدم میون بستر - افتاده بودی زهرا کفن ها رو به زینب - تو داده بودی زهرا .
‍ 🍂زبانحال مولانا امیر المومنین علیه السلام در کنار بستر همسر مهربانش🍂 یاتما ای بلبل گلشن/اوره گیم آلیشدی غمدن بیله یوز دوتما علیدن/فاطمه عم اوغلووام من دور نازیله یاتما بیله دورمنی آغلاتما بیله دورگون کیمی باتما بیله دور یانیرام من ___________ یاتما ای خسته نگاریم/قالمیوب صبرو قراریم سنه دیلخوشام بولورسن/اویان ای وفالی یاریم دور چوخدی دیلده محنیم دورکمگیم یوخدی منیم دور قویما سولسون چمنیم دور یانیرام من ___________ ای پرستوی مدینه/ سنی یوردی اهل کینه یوخ دوزوم فراقه گیتمه/ رحم ایله بو دل حزینه دور گورنجه غصّه لیم دور من عم اوغلون علیم دور قویما اشکی اَلیم دور یانیرام من _________ روبه قبله یاتما راحت/یوخدی دیلده تاب و طاقت قاپیمیز اَلولاناندان/سندن اولوشام خجالت دور مندن اوز دوتما بیله دور قویما قدّیم بوکوله دور دم غنیمتدی هله دور یانیرام من ______ (بیکَسم) ای گُل طاها/سنی دیلدن سالیب اعدا آل قوجاقه بو حسینی/آز قالور جان ویره زهرا دور بالالار قویما سولا دور قویما غم قلبه دولا دور دردیمه یوخدی دوا دور یانیرام من التماس دعای فرج ✍شعر از: کربلایی مهدی عبادی
درخواست نزول غذای بهشتی در یکی از روزهای سخت زندگی که گرسنگی بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله فشار آورد، حضرت فاطمه علیها السلام وضو گرفت و پس از خواندن دو رکعت نماز دست به دعا برداشت و عرض کرد: «یا الهی و سیدی هذا محمد نبیک و هذا علی ابن عم نبیک الهی انزل علینا مائدة من السماء کما انزلتها علی بنی اسرائیل اکلوا منها و کفرو بها، اللهم انزلها علینا فانا بها مؤمنون». خدایا! سرورا! این پیغمبر تو محمد صلی الله علیه و آله است و این علی علیه السلام پسر عموی پیغمبر توست. ای خدای من! مائده ای از آسمان برایشان بفرست، چنانکه بر بنی اسرائیل فرستادی و آنان از آن غذا خوردند و ناسپاسی کردند، ای پروردگار من! آن مائده را بر ما فرو فرست که ما در قبال آن مؤمنانیم. ناگهان ظرفی از غذا و طعام بهشتی نازل شد که بوی عطر آن منزل علی علیه السلام را معطر ساخت، امام علی علیه السلام پرسید: أنی لک هذا؟ این غذای عطرآگین از کجاست؟ قالت: هو من عندالله. فقال النبی صلی الله علیه و آله: الحمدلله الذی ارانی بنتا مثلها کمثل مریم «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قالت هو من عندالله»(15) فاطمه علیها السلام پاسخ داد: از جانب پروردگار است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حمد و ستایش خداوندی را که دختری به من عطا فرمود، مانند حضرت مریم که «هرگاه زکریای پیغمبر در محراب عبادت او حاضر می شد، پیش او خوردنی می یافت. می گفت: این ها از کجاست؟ مریم جواب می داد: از جانب پروردگار». (16) (16) بحار الانوار، ج 35، ص 251؛ تفسیر فرات کوفی، ص 199 ؛ احقاق الحق، ج 10، ص 322. 🍃🍃🌾🍃🍃🌾
مناقب و مصائب علی علیه السلام سلمان می گوید: روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کردیم: یا رسول الله! خلیفه بعد از تو کیست؟ بفرمایید تا او را بشناسیم؟ فرمود: ای سلمان! ابوذر و مقداد و ابوایوب انصاری را نزد من بیاور. در این هنگام ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله پشت در حجره بود. حضرت فرمود: گواه باشید و سخن مرا بفهمید که علی بن ابی طالب وصی و وارث من و قاضی دین من و ذخیره من است. اوست فارق بین حق و باطل و اوست امیر و حکمران مسلمین و امام پرهیزگاران، و پیشوای سفید چهرگان، و حامل لوای پروردگار عالم در محشر، خلیفه بعد از من او و فرزندانش بعد از او هستند. سپس از پسرم حسین ائمه نه گانه که آنان راهنمایان و هدایت شدگان تا روز قیامت هستند. از انکار امتم نسبت به برادرم و همدستی آنان علیه او و ستم آنان بر او و گرفتن حق او به خدا شکوه می کنم. سلمان می گوید: عرض کردیم: یا رسول الله! این خواهد شد؟ فرمود: بلی. بعد از آنکه از غیظ پر شد، مظلوم کشته می شود، و به این مصائب و ستمها صبر می کند. سلمان می گوید: وقتی فاطمه علیها السلام این سخنان را شنید جلو آمد و با حال گریه پشت پرده قرار گرفت. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم! چرا گریه می کنی؟ عرض کرد: آنچه درباره پسر عمویت و فرزندانم گفتید شنیدم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تو نیز ظلم می شود و از حقت کنار زده می شوی. تو اول کسی از خاندانم هستی که به من ملحق می شوی، یا فاطمه! من در صلح و صفا هستم با کسی که با تو در صلح و صفا است، و در ستیز هستم با کسی که با تو در ستیز است. تو را به خداوند تعالی و به جبرئیل و به مؤمنین شایسته می سپارم. فاطمه عرض کرد: منظور از مؤمنین شایسته کیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب. (6) (6) الیقین، سید بن طاووس، ص 487، باب 195. 🌿🌼🍃🌿🌼🍃
🌷 امیرالمومنین امام على (عليه السلام) : ✍ كسى كه را به فردا حواله دهد ، از هجوم مرگ در معرض بزرگترين خطر است ! 📚 ميزان الحكمه ، ج۲ ☀️
من بحر نهفته در سبویم فریاد شکسته در گلویم بحری شده ام تمام گوهر در مدح و ثنای کفو حیدر آن شمسۀ عالم هدایت پیوند رسالت و ولایت او کوثر و نور و قدر و طاهاست او مریم یازده مسیحاست گلواژهء وحی بر لب اوست صد لیلۀ قدر هر شب اوست وقتی به نماز بست قامت کردند فرشتگان قیامت دیدند خدای بی نیازش فخریّه نموده بر نمازش چون پرتو حق که تابد از طور تابید شبی ز چادرش نور زآن نور که بود نور ایمان هفتاد یهود شد مسلمان از عصمت او حجاب جوشد جز او که ز کور چهره پوشد؟ حیدر که امامت و ولایت دارد به جهان بی نهایت چون فاطمه اش دُر سخن سُفت رازی ز کمال خویشتن گفت حیرت زده رو به قهقرا رفت یکباره به نزد مصطفی رفت احمد که ز قصّه بود آگاه لبخند زد و شکفت ناگاه کای کّل علوم را تجسّم بنشین به برم بزن تبّسم کاین راز نگفته با تو گویم زهراست محمّد و من اویم با این همه داشت دستش آماس گرداند ز بس به خانه دستاس چون ذات خدای خود یگانه با فضّه شریک کار خانه فردوس گدای فضه اوست خاک کف پای فضه اوست ای منطق تو پیام قرآن بر هر نفست سلام قرآن قرآن به تو قلب خود گشوده مشتاق تلاوت تو بوده ای دختر نور و کفو یاسین ای بضعهء خاتم النبیین تو لیلهء قدر کبریایی تو مادر کل انبیایی قرآن به فضیلتت گواه است هر لحظهء تو هزار ماه است ای حامل وحی هم کلامت خوانند پیمبران امامت کوثر نمی از محبت تو تطهیر گواه عصمت تو تهلیل تو بهترین شهادت تسبیح تو بهترین عبادت ای ملک خدا مدینهء تو جنت نفسی ز سینهء تو یک خوشه ز خرمنت کرامت  یـک غنچه ز دامنـت امـامت یک قطره ز اشک توست کوثر یک سایه ز قامت تو محشر یک حکم تو را هزار طاعت یک اجر محبتت شفاعت سرمایـۀ ما ولایت توست آن هم همه از عنایت توست بانوی همیشۀ جهان‌ها عمر تو فراتر از زمان‌ها هر نکته که حاجت بیان است از تربـت مخفی‌ات عیان است با آنکه به خاک بی نشانی خورشید هزار کهکشانی هرچند که قبر تو نهان است خاک تو فراتر از جهان است بر عرشۀ فُلکِ تو فَلَک چیست در وُسعتِ مُلکِ تو مَلَک چیست ارکان وجود محکم از توست ملک و ملکوت عالم از توست مسکین تو ای ملیکۀ دین صد باغ فدک دهد به مسکین بالله به بهشت ناز داری تو کی به فدک نیاز داری تو بهر علی قیام کردی خود را سپر امام کردی احقاق فدک برای این بود کآن در ید دشمنان دین بود دشمن ز شما فدک ستاند تا دست علی تهی بماند تو یار امام راستینی تو دست خدا در آستینی جز دست خدا کسی نشاید کز دست علی گره گشاید از فتنهء شوم اهرمن ها قرآن و علی شدند تنها در شهر مقدس مدینه شد باز دوباره باب کینه از فتنه به دوششان حطب ها بدذات تر از ابولهب ها در بیت رسول پا نهادند در را به غضب فشار دادند دردا که تو را به خانه کشتند با ضربت تازیانه کشتند خاکم به دهن، به ضرب سیلی خورشید مدینه گشت نیلی تا چند کنایه و اشاره؟! والله شکست گوشواره فریاد که پاره شد گلویم بگذار همان به پرده گویم تاریکی محض نور را کشت شیطان به بهشت حور را کشت پاداش رسول، خوش ادا شد یک آیه ز کوثرش جدا شد آن آیه در نهفته ات بود محسن گل ناشکفته ات بود ای آه نهان درون سینه ای تیرگی شب مدینه تو گریۀ مخفیانه دیدی تو دفن بدن شبانه دیدی مولا ز فراق خونجگر بود از هر شب خود غریب تر بود می ریخت سرشک بر عذارش می کرد نگه به قبر یارش کای قبر، امید حیدر است این پاکیزه گل پیمبر است این جانان من است این تن پاک آرام به بر بگیرش ای خاک.... استاد حاج غلامرضا سازگار 🥀🥀🥀🥀🥀
ای کاش آه عمرِ مرا سر بیاوَرَد یا یار رفته را دمِ آخر بیاوَرَد ای کاش باز پا شود اینبار فاطمه آبی برای شستنِ حیدر بیاوَرَد ای کاش ردِ خونِ تو می‌شُست فضه‌ات یا محرمی به خانه‌ی من در بیاوَرَد آتش گرفته لانه‌ام و هیچکس که نیست مرحم برای زخمِ کبوتر بیاوَرَد دیدی چگونه جفتِ مرا بی هوا زدن بالت شکست داد مرا در بیاوَرَد من چند بار شسته‌ام هم نیامده ای وای اگر که زخمِ تو سر بر بیاوَرَد در زیرِ نورِ ماه کبودیت دیدنی است باید که فضه چادر و معجر بیاوَرَد این یک کفن کم است جراحات خونی است باید که چند تکه‌ی دیگر بیاوَرَد رفته حسن به گریه که سلمان خبر کند تا او مرا به دوشِ ابوذر بیاوَرَد غرق تَرَک تویی و به جبریل گفته‌ام تابوت را چو ابر روی پَر بیاورد آهسته میروی به رویِ بالِ جبرئیل تاکه تو را کنارِ پیمبر بیاوَرَد من که توان نداشتم ای کاش دستِ او این میخ را زِ پهلوی تو در بیاوَرَد حسن لطفی 🍂🌿🍃🍂🌿🍃
ببار ای آسمونِ ابری من برای من برای بچه‌هامون منم دارم برای تو می‌بارم چقد مثل همه حالِ چشامون دیگه دستام، هم بالا نمیاد نمیشه پاک کنم اشک چشاتو نریز اینقدر، حرفاتو رو بغضت بگو من هم بدونم غصه‌هاتو ما که از هم چیزی پنهون نداریم منم میگم همه درد دلا رو فقط یه چند تا زخمه که بمونه خودت می‌بینی فردا شب اونا رو برای اینکه تو سالم بمونی همه چی‌مو روی پاهات می‌ریزم امیرالمومنینِ من تو خوب باش ! تو خوب باشی منم خوبم عزیزم همین فردا یه کم نون می‌پزم تا پس از من سفره‌تون خالی نمونه موهای دخترم رو هم می‌بافم با این دستام اگر چه نیمه جونه ببین بغضش رو داره قورت میده با خنده‌ت کامِ تلخش رو عسل کن نذار تا حس کنه خالیه پشتش جای زانوت، زینب رو بغل کن خدا مرگم بده داره می‌لرزه داره با خودخوری‌هاش سیر میشه چه باری روی دوشش مونده طفلی حسن داره با رازش پیر میشه همه دلشوره‌هام مال حسینه حواست باشه‌ها، زود تشنه میشه شبا بالا سرش یادت بمونه بذار یه کاسه آب باشه همیشه آخه تو کربلا تشنه‌ش میذارن به روی بچه‌هاش آب و می‌بندن نبین اینجا من و تو بغض کردیم تو اونجا به لبِ خشکش می‌خندن همینکه یاد روضه‌هاش می‌افتم حالم بدتر میشه‌؛ هی میرم از حال حلالم کن که میرم از کنارت قرار بعدیِ ما توی گودال ... رضا قاسمی 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
⭕️ 🔸پیامبر اکرم (ص): 🔹آيا شما را به چيزى با فضيلت‏تر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاه نكنم؟ آن چيز اصلاح ميان مردم است، زيرا تيره شدن رابطه ميان مردم ريشه ‏كن كننده دين است. ( نهج الفصاحه،ص۲۴۰، ح‏ ۴۵۸ ) 🌻🌻🌻
آتش گرفتی ناگهان آتش گرفتم با ناله ات تا آسمان آتش گرفتم در پیش چشم دشمنان آتش گرفتی در پیش چشم دشمنان آتش گرفتم همسایه دیدند پشت در فتادی با خنده همسایگان آتش گرفتم در بین آتش ذکر لبهایت علی بود والله زهرا آن زمان آتش گرفتم پشت در خانه لگد خوردی بمیرم من با نگاه دیگران آتش گرفتم از کوچه ها رد میشوم با دیده تر با طعنه های این و آن آتش گرفتم این خانه را آتش زدن آتش گرفتی آتش گرفتم پیش من آتش گرفتی... محمد حبیب زاده 🍂🍂🍂🍂
بر غم پیدا و بر درد نهانم گریه کن بر مصیبت های من آرام جانم گریه کن حرف دارد بر من و بر گریه ام همسایه ام بر من و بر غربت اشک روانم گریه کن عمر با هم بودن ما کمتر از ده سال بود در بهار زندگی مان بر خزانم گریه کن با تو گرچه بسته ام لب از سخن گفتن علی باش با زبان گریه هم زبانم گریه کن کودکانم در نیامدن هنوز از آب و گل آه بر بی مادری کودکانم گریه کن میخ در پهلو شکست از من ولی گشتم کمان زیر بار غصه، بر قد کمانم گریه کن وقت غسل من که ناغافل تو دستت می خورد بر کبودی های نقش بازوانم گریه کن می شوی دلتنگ من، من می شوم دلتنگ تو شب به شب بیا به قبر بی نشانم گریه کن رسول رشیدی راد 🥀🥀🥀🥀