eitaa logo
༅࿇༅🇮🇷نوای ذاکرین🇮🇷 ༅࿇༅
16.5هزار دنبال‌کننده
38 عکس
40 ویدیو
175 فایل
گلچین تخصصی و بروز اشعارونواهای مذهبی روضه،غزل مرثیه،نوحه وگریز،دودمه،ختم خوانی باحضورمداحان وشعرای آئینی👌آرامش راه اندازی کانال درتلگرام سال ۱۳۹۴ خادم و بانی و مداح چه فرقی دارد من فقط حاجتم این است که نوکرباشم Eitaa.com/navayehzakerin2 @Aaramesh42
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🦋 🦋 🔻«» سحرگاهی به شهر شاهدان«قم» رسیدم«جمکران» با خیل مردم دو رکعت عشق آوردم چو برجای خیالم آمد آن ماه دلآرای چو آمد در خیالم آن گل ماه کشید از عمق قلبم شعلهٔ آه درآمد در خیالم طاق اَبروش به‌فریاد آمد آن محراب مینوش ولی غایب شد از من زود آن ماه دلم برد ونهان گردید ناگاه «دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این معنا توان کرد!؟»(۱) به جانم جلوه‌ای کرد ونهان شد بهارم آمد و ناگه خزان شد بزد برقی ز کوی حضرت دوست که مغز استخوانم سوخت تا پوست جمالش جلوه‌ کرد وگشت مستور بزد برمن تتق چون چشمهٔ حور ولی افسوس! زودم گشت غایب شدم در حسرت و اندوه غالب چو آن«یوسف»که غایب گشت چاه بشد«یعقوب»دل در حسرت وآه چنان شد حالم از هجران مکدّر که حیران میکشیدم هرکجا سر پناه آوردم آخر آن سحرگاه بسوی دخت«موسی»عمهٔ ماه کشیدم سر به دامانی که بویش کشیده خیل دلها را بکویش برفتم زار و نالان خاک برسر به‌پابوس گل«موسی ابن‌جعفر» بگردم دور آن یک دانه دختر که در راه رضا گردیده‌ پرپر پناه آوردم آنجایی که ناکام بگیرد کام از جام دلارام درآن درگه که حاجاتت برآید دلت تنگت به انفاسش گشاید به درگاه گل «باب‌الحوائج» که علم دین به یُمنَش گشته رائج سلام! ای دختر«موسی ابن‌جعفر» شفیع زائرانت روز محشر! هلا! ای اُخت خورشید خراسان سحاب بخشش و دریای احسان! سلام! ای قبلۀ «اُمُّ‌القُریٰ» قم! که هستی کعبۀ آمال مردم من آن آوارۀ بی‌یار و غارم که جز کوی تو مأوائی ندارم اگر چه روسیاهی بی‌نوایم ولی مشتاق دیدار شمایم بضاعت نیست ما را جز همین جان اگر قابل بدانی، اینت! بستان! به‌روی بندهٔ مسکین‌ گشا در! «وامّا السائل لا قهرَ و تنهر!» تصدّق کن براین مسکین سائل! «جَزاک اللّه خیراً» خیر کامل! نما کیل مرا لبریز گندم! عزیز مصر ایمان! والی«قم!» به‌حق مادرت! «زهرای أطهر» به‌حق «نجمه»و«موسی‌ ابن‌جعفر» به حق ضامن آهو، رضایت! رضا ده! اذن ده! جانم فدایت ندارم جان پناهی جز پناهت به قربان تو و اجداد ماهت تو که احوال ما را، خوب دانی؛ مرنجان بنده را ای یار جانی! اگرچه زایری لایق نباشم تو عذاریی ومن وامق نباشم ندانم چون تویی و چیستم من؟ ولی دانی تو چی و کیستم من! اگرچه نی‌نوای بی‌نوایم ز احباب تو و آل خدایم به درگاهت غلامی روسیاهم ولی روشندل از آن روی ماهم بدون عشقتان یکدم مبادم که من از نوکران خانه زادم ز دیرینه تو را پابوس باشم به اُنس آن حرم مأنوس باشم منم آن سائل محروم شبگرد تویی آن مهربانوی جوانمرد منم دلخستهٔ دنیای غدّار شده دربند نفس خود گرفتار مکن دورم که من از چاکرانم غلام ریزه خوار آستانم مران که خستهٔ این روزگارم نباشد بی‌تو آرام و قرارم مران از درگهت این خسته جان را چنین درمانده بی‌خان ومان را اگر بد کرده‌ام«استغفرالله!» سلاحی نیستم جز ناله وآه ستم کردم به‌خود از ظلمت خویش ببخشایم که سرافکنده‌ام پیش اگر لایق نباشم رؤْیَت ماه گدا را نیست بار دیدن شاه ولی من آمدم تا پاک گردم ز خاکت برسر افلاک گردم هلا! ای وقت سختی دستگیرم رهایم کن که در نفسم اسیرم! مرا از خود مران ای مهربانم! که تبعید زمین از آسمانم من آن«ابن‌السَّبیل»روسیاهم پناهم ده! غریب وبی‌پناهم ترحم کن! به درویش قلندر مران این سائلت را از پس در! منم وامانده این راه پرپیچ ندارم در بساطم، هیچ جز هیچ خزان گردیده ایّام شبابم ز داغ دوستان خود کبابم منم وامانده از خیل شهیدان عقب افتاده از یاران ایمان اگر از نوکران خانه زادم تو از روز ازل بودی به یادم اگرچه خانه‌زادت هست بسیار مران این خانه زاد خستهٔ زار مران ای نازنین! این ناتوان را دریغ از او مدار! هرگز امان را مرا دریاب! ای بی‌بی عالم به نور علم وایمانم، کن آدم درآنروزی که کس از کس گریزد شفاعت کن مرا، در نزد ایزد که من از آشنایان قدیمم اگر خوابم ز اصحاب رقیمم منم از شاعران«نی‌نوایی» ز خیل عاشقان کربلایی منم آن خستهٔ افتاده از جان که مانده همچنان برعهد وپیمان منم که سالها در انتظارم که ساقی بشکند حال خمارم دمد ماه منیر ومهر تابان ز پشت تیره‌گون روزگاران ز پشت قرنها اندوه وحسرت بیاید کاشف غمها وعسرت همان فرّ الهی مهرموعود نژاده حیدر وسجیّه محمود جهان آرا و جان، خورشید سرمد جمال قائم آل محمّد(ص) خزانم گل نماید چون بهاران چوآید آن بهار روزگاران ‌ زند چهچه به شاخ گل هَزاران درآغوشش جوان گردند پیران خدایا کی شود ماهم درآید زمان تلخی هجران سرآید؟ به‌دور ماه مهرش جمع گردیم چو پروانه به‌گرد شمع گردیم شویم لبریز از مهر چو ماهش شود خالی دل از غم با نگاهش شود حاکم چون آن سلطان سرمد زند سکّه به نام پاک احمد چه نزدیکست آن روزخدایی که آید با نوای «نی‌نوایی» ☘ صلوات 💔 🔸۱)این بیت وامیست از خواجه حافظ (ره) 🗓۱۳۹۶/۲/۱۵