‹ بعضی وقتا مرورم کن . یادت بیار که چقدر واست جنگیدم ، چقدر واست دوییدم ، چقدر واست ذوق داشتم ، چقدر دوستتداشتم ، چقدر واقعی بودم ، و تو همهشو نابود کردی .
‹ یكنفر مدام سیگار میکشد ، زنی هنگام ِ آشپزی ترانهای غمگین زمزمه میکند ، دختری به بهانهی فیلم اشك میریزد ، پسری نیمهشب درخیابان پرسه میزند ، چیزی نیست فقط همه دلتنگیم ؛ همین .
‹ هرجا بد آوردی ، کم آوردی ، هرجا باختی ، هرجا برات نشد ، هرجا اعتمادت گ-ییده شد ، هرجا دوییدی و نرسیدی ، هرجا بد خورد تو ذوقت و ناامید شدی ، هرجا دلخوشیات و آرزوهات جلو چشمت پرپر شد ، یاد یه اقیانوس اشکی که برات ریختم بیفت .