نــــــازح | Nazeh
سربازان فردای #کربلا🌱 #کاردست #نسل_حسینی @nazeh313
📚روایت نسلی با سربندهای سبز
در میان صدای نوای "یا حسین"
قدمهای کوچک، محکم و بیتردید بر زمین میکوبند.
سربند بستهاند، چون عهد بستهاند.
در صفوف کوچکشان، نشانهای از سپاه فرداست؛
آن روز که زمین دیگر تاب ظلم ندارد
و عدالت از راه خواهد رسید،
همینها پرچم را به دوش خواهند کشید؛
همینهایی که امروز، با صدای کودکانهشان فریاد میزنند:
«یا اباعبدالله»
کسی چه میداند؟
شاید کودک دیروزِ عاشورا هم
روزی با همین شوق در کوچهها دویده بود...
#نسل_حسینی
@nazeh313
حاج محمود کریمی لالایی رباب.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
شبِتاسوعاست . . .
امشبحرمماهندارد💔:)
شبِقبلعاشورا؛
ابیعبداللهجلویخیمهها
قدممیزدند،
کسیراسراغِبرادرمیفرستند
عباسبهسمتِاومیرود .
- بامنامریداشتیدمولایِمن:)؟
ابیعبداللهدستِعباسشراگرفت
- عباسجان؟
مگرمن،برادرِتونیستم؟
شانههایعباسلرزید . .
باصدایآرامیگفت؛
- هستیدمولا .
- پسچرامرامولاخطابمیکنی؟
چرابهمنبرادرنمیگویی؟
- هروقتجانمرافدایشما
کردم،بهخودمجراتمیدهم
کهشمارابرادرصداکنم .
فقطبههنگامِشهادت💔:))
ابیعبداللهسربازهایِملونِ
یزیدراکنارزد؛
چشمشبهبرادرشافتاد . .
برادریبادستانِبریده،
چشمِتیرخوردهوسینهایدریده !
گوییجانزِقلبشرفت . .
فریادیزدکههمهپابهفرارگذاشتند !
ابیعبداللهدرکنارِپیکرِ
چاکچاکِعباسزانوزد؛
دستشمیلرزید . .
- جانِبرادرچهبرسرِ
توآوردند💔:)؟
- برادر،مرامیبخشی؟
ازگوشهیچشمِسالمِ
عباس،قطرهیاشکیچکید
ونفسشرفت . .
- کمرمشکستعباس . .
بیپناهشدمبرادرجانم💔:)
سرِبرادربهسینهفشرد،
دادزد؛
- خدایا !
آنجابودکهروبهآسمان،
فریادکشید؛
- کیستمرایاریکند💔:)؟
علمدار
نازِ مجنون را اگر در کوي لیلا ميکِشند،
نازِ دستانِ تو را دستانِ زهـرا(س)ميکِشد...