ای همنفسِ سِرِّ نهان در سینهام،
ای که حضورَت قصیدهایست ناتمام.
از تو سخن گفتن، رها کردن واژهها در باد نیست؛
بلکه شنیدن زمزمهی کائنات در سکوتِ لبهای توست.
تو آن مهتابی هستی که در شبِ تارِ تردیدهایم میتابی،
و من، برکهای ساکنم که تصویرت را در اعماق خود زندانی کردهام.
پیش از تو، روزها تنها گذر زمان بودند،
و شبها، حجمی از انتظاری بیپایان.
اکنون اما، هر نفس، واژهایست که در دفترِ عشقمان مینویسم،
و هر پلک زدن، تکرارِ سوگندیست که به جان بستهایم.
تو آن نقشِ خیالینی که قلمِ سرنوشت با دقتِ یک هنرمندِ ازلی بر تار و پود هستیام کشیده است.
من هر روز در آیینهی چشمانت، خودِ زیباتر خویش را میبینم،
و میفهمم که عشق، نه یافتنِ نیمهی گمشده،
که کامل شدن در کنارِ تمامیتِ دیگریست.
بگذار باد این شعر را به گوشِ دنیا برساند:
تا ابد، در پیچوخمِ نور و سایه، راهِ من به تو ختم میشود.🪴✨
#دستنویس
تو نه یک فصل از زندگی من، که تمام تقویم منی. حضورت، مانند اولین نسیم بهاری در روزی سرد است؛ آرامشبخش، ضروری و پر از وعدهٔ شکوفایی. در چشمهای تو، من نه فقط یک نفر، بلکه تمام دنیایی را میبینم که همیشه در جستجویش بودم. دوست داشتنت، تنها کاری است که قلبم بدون هیچ تلاشی، بهترین انجامش میدهد
#دستنویس
وضع ما، در گردش دنیا چه فرقی میکند
زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی میکند
ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب
وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی میکند
سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی میکند؟
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند
هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست
خانه من با خیابان ها چه فرقی میکند
مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام
ماه پایین است یا بالا چه فرقی میکند؟
فرصت امروز هم با وعدۂ فردا گذشت
بی وفا! امروز یا فردا چه فرقی میکند؟...
#فاضل_نظری