eitaa logo
ندای اردکان
3هزار دنبال‌کننده
46.2هزار عکس
20.4هزار ویدیو
172 فایل
کانال عمومی ارتباط با مدیر کانال: @Habibakbari1359
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق، خوب دیدن است؛ خوب چشیدن؛ خوب بوییدن؛ خوب زمزمه کردن؛ و خوب لمس کردن. عشق، مجموعه‌ای از تجربه‌های زنده‌ی دائم طاهرانه است؛ و این همه نه فقط تعریف عشق است که تعریف زندگی هم هست.... 📘 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
قلب‌هایتان را از حقارتِ کینه تُهی کنید و با عظمتِ عشق پُر کنید زیرا که عشق، چون عقاب است. بالا می‌پَرَد و دور؛ بی‌اعتنا به حقیرانِ در روح. کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه می‌پَرَد و سنگین. جُز مُردار، به هیچ چیز نمی‌اندیشد. برای عشق، ناب‌ترین، شور است و زندگی و نشاط. برای لاشخور، خوب‌ترین، جسدی‌ست متلاشی ... 📘 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
تو وقتی می‌بینی که من افسرده ام نباید بگذری، سکوت کنی، یا فقط همدردی کنی؛ بنا کننده ی شادیهای من باش! مگر چقدر وقت داریم؟ یک قطره ایم که میچکیم در تنِ کویر و تمام می شویم ... 📘 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
بهار پیش از آن که حادثه ای در طبیعت باشد، حادثه ای است در قلب آدمی و پیش از آن که در طبیعت محسوس باشد در حسی انسانی وقوع می‌یابد ... 📗 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می‌شود، و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز ؛ بهانه‌ها جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند. 📗 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
🍉 انبار کوچک، مملو از بی‌مصرف‌ها و به دردنخورها، مملو از چیزهایی که همیشه گفته‌ایم: یک روز احتمال دارد به کار بیاید، دیگر از اینها پیدا نمی‌شود، برای بچهٔ بعدی، به دردِ سفر می‌خورد. چمدان‌هایی که چفت و بست آنها شکسته. گلدان ترک خورده‌ای که یادگار عمو جان است. روروَکِ اولی. پوتین‌های کهنهٔ دومی. خدای من! همه را باید دور ریخت. انبار را باید خالیِ خالی کرد. همین‌هاست که زندگی را از شکل می‌اندازد. همین‌هاست که زندگی را کهنه می‌کند. موریانه خورده. بید زده. کپک زده. درهم شکسته. بی ‌سر و ته. رنگ و رو رفته. ما فقط کهنگی‌ها را پس‌انداز می‌کنیم. ما پاسدارانِ از شکل افتادگی‌ها هستیم. جای عشق کجاست؟ فریاد نزن، به زمزمه بگو: جای عشق کجاست؟ لابه‌لای این همه آشغال، چطور باید پی عشق بگردم، بی‌آنکه به خاطره برخورد کنم؟ @neday_ardakan🔷
📚 نادر ابراهیمی در کتاب خانه ای برای شب با مقدمه ای طولانی و زیبا در مورد هسته اصلی داستان سخن می‌گوید و هدف اصلی خود را از نوشتن این داستان بیان می‌کند. 📗 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
شب‌ها آنقدر به‌هم شبیهَ‌ند که آدم میتواند یکشنبه را با چهارشنبه اشتباه کند. هیجان و ماجرا از زندگیِ همه‌ی ما رانده شده و در وسائل ارتباط جمعی اجتماع کرده. جنگ، آنجاست، ماجرا، آنجا، عشق، آنجا، و رنج نیز آنجا - در تصویر، در صوت و در حروفِ ریز و درشت. زندگی، جریانِ ساده‌ی مکرّری دارد. 📕 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
در زمان ما خنده ارزان نیست. خنده از ته دل! تا بخواهی پوزخند و زهرخند و ریش‌خند اما یک خنده‌ی پاک ... کاش می‌جستی، قایمش می‌کردی و به دیوار اتاقت می‌کوبیدی! 📕 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
عشق، یک عکس یادگاری نیست. عشق، محصولِ ترس از تنها ماندن نیست. عشق، فرزند اضطراب نیست. عشق، آویختنِ بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن میرسد نیست. عشق، یک تَوَهُّم بازیگوشانه‌ی تَن گرایانه نیست. عشق، گرانبهاترین کالای مصرفی جهان است. یک کاسه آبِ خنک، برای تشنه‌ی همیشه تشنه. 📕 یک عاشقانه ی آرام ✍🏻 @neday_ardakan🔷
من اعتقاد دارم که یک بخش بسیار زیبا و دلنشین زندگی، رؤیاپردازی‌های مربوط به آینده است و غوطه خوردن در دریای مواج و خروشان آرزوها؛ فقط به یک شرط: به شرط آنکه ارتباط واقعیت با رؤیا و ارتباط عمل با اندیشه قطع نشود. بر بال‌های سپید و پهناور این خیال بلند پرواز نشستن، و با آن به دور، دور، دورترین نقطه‌ها سفر کردن، چقدر شیرینِ شیرین است و چقدر خوب خستگی‌ها را از تن و روح آدمی می‌تکاند. _ بله… البته باز هم به همان شرط: به شرط آنکه در بازگشت، گیوه‌هایت را وَربکشی و بخواهی که به هر ترتیب که هست، یک قدم، فقط یک قدم، به سوی آن مقصد باورنکردنی، آن خیالِ بلورین، آن جعبه رنگ صدهزار رنگ، و آن عطر پاشیده برداری. از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. 📕 ✍🏻 @neday_ardakan🔷
غم، هرگز عقب نمی‌نشیند مگر آن که به عقب برانی‌اش، نمی‌گریزد مگر آن که بگریزانی اش، آرام نمی‌گیرد مگر آن که بی‌رحمانه سرکوبش کنی ... 📕 ✍🏻 @neday_ardakan🔷