eitaa logo
🇮🇷 ندای فطرت🇮🇷
1.4هزار دنبال‌کننده
116.5هزار عکس
86.8هزار ویدیو
588 فایل
ایستگاه آگاهی از اخبار روز؛ تحلیلهای سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی آیدی جهت پاسخ به سوالات و شبهات: 👇 @neda_ye_hagh ندای فطرت در پیام رسان بله: https://ble.ir/nedayefetratt
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 دقیق ترین و زیباترین تعبیر در غم از دست دادن علیه السلام در خطبه ۱۹۷ نهج البلاغه آخرین لحظات حیات شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اینچنین توصیف می نماید: وَ لَقَدْ قُبِضَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ـ وَ إِنَّ رَأْسَهُ لَعَلَى صَدْرِی. وَ لَقَدْ سَالَتْ نَفْسُهُ فِی کَفِّی، فَأَمْرَرْتُهَا عَلَى وَجْهِی. وَ لَقَدْ وَلِّیتُ غُسْلَه ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ـ وَ الْمَلاَئِکَةُ أَعْوَانِی، فَضَجَّتِ الدَّارُ وَ الاَْفْنِیَةُ. مَلاٌَ یَهْبطُ، وَ مَلاٌَ یَعْرُجُ، وَ مَا فَارَقَتْ سَمْعِی هَیْنَمَةٌ مِنْهُمْ. یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتَّى وَ ارَیْنَاهُ فِی ضَرِیحِهِ . فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنِّی حَیًّا وَ مَیِّتاً. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در حالى که سرش بر سینه ام قرار داشت، قبض روح شد، نفْس او در دستم روان گشت. سپس آن را به چهره کشیدم. من عهده دار غسل او بودم، در حالى که فرشتگان مرا یارى مى کردند. در و دیوار و صحن خانه، به ضجّه درآمده بودند. گروهى [از فرشتگان] به زمین مى آمدند و گروهى به آسمان مى رفتند و گوش من از صداى آنان که آهسته بر آن حضرت نماز مى خواندند، خالى نمى شد! تا زمانى که او را در قبر به خاک سپردیم. چه کسى به آن حضرت در حیات و مرگش از من سزاوارتر است؟ حدادپور_جهرمی
🔹سخنی کوتاه با متحصنین🔹 ✍ محمد رضا حدادپور جهرمی سلام علیکم و رحمت الله ان‌شاءالله در دنیا و آخرت روسپید و همواره مورد عنایات امام عصر ارواحنا فداه باشید. برای کسی که داغ و مصیبت اسفناک فرهنگی در کشور میبیند اما یا دانش مقابله ندارد و یا زورش به کسی نمیرسد و فقط درخواست اجرای دقیق قانون و حمایت از نهادهای قانون گذار و انقلابی را دارد، شاید در نگاه و مرحله اول، تحصن و پناه بردن به حرم امامزادگان شریف، تنها راهی است که به ذهنش می‌رسد. سپس چند شخصیت دینی و بزرگوار به آن جمع سر میزند و تفقدی میکند و اعضای آن جمع به خودشان می‌گویند که خیلی عالی شد. حداقلش این است که دغدغه خودمان را مطرح کردیم و نمیتوانیم ساکت و بی تفاوت بنشینیم. ان‌شاءالله خداوند متعال در فردای قیامت، اجر این حرکت آرام و به دور از هیاهو را به شما عنایت خواهد کند. اما عزیزان! بعنوان کمترین شاگرد مکتب دین که سالها در حوزه درس خوانده و همچنین علاقمند به مطالعات سیاسی و انقلابی است عرض میکنم که الان نه تنها تکلیف شرعی در خصوص ضرورت بست نشینی تحت این عنوان به گردن شما نیست بلکه نتیجه چندانی بدان مترتب نخواهد شد. چرا که در میدان جنگ ترکیبی و در شرایطی که ارتش آمریکا پس از سالها دو نیروی مهم «سایبری» و «شناختی» را به ارتش خود اضافه کرده و جهان اسلام و جهان کفر در حال حل معادلات پیچیده یکدیگر در عرصه های نرم هستند، صرفا با تاکید شما بانوان بزرگوار در تحصن مبنی بر وضع قانون صحیح و یا اجرای قوانین بر جا مانده ، مشکل ما حل نمی‌شود. مشکل پیچیده تر از این حرفهاست. چند پلن کوتاه و دم دستی از آنالیز اوضاع را در داستان تقسیم آوردم. ببینید چه خبر است و چقدر اوضاع حساس و ترکیبی است! فرض بفرمایید تحصن شما جواب داد و دو سه مطالبه ای که دارید نیم بند و نیمه و ناقص به آن عمل شد. آیا مقابله با حرکات پیچیده مهره های شطرنج استکبار محسوب می‌شود؟ آیا بعد روشنگری دارد و قرار است از حقیقتی مخفی پرده برداری کند؟ آیا رسانه ملی فشل و نهادهای فرهنگیِ دچار روزمرگی و برخی نهادهای ناظری که دچار اعمال سلیقه های شخصی هستند را اصلاح و یا رسوا می‌کند ؟ ما این همه قانون بر زمین مانده داریم. آیا صرفِ وضع قوانین جدید و یا حتی اجرای دقیق برخی از قوانینی که چنین دستخوش تفسیر اشتباه و یا اعمال سلیقه شده، مشکلاتمان را حل میکند؟ ما الان با زلزله ای به نام «هر قانونی که به نفعم نیست، اشتباه است» و «حاضرم برای اعلام انزجارم از قانون غلط هزینه بدهم» مواجهیم! آیا این موج را با تحصن و یا امضای طومارهای متعدد و ارسال به این و آن میتوان جمع کرد؟ و ده ها نکته دیگر که از ترس اتهام سیاه نمایی، عدم ذکرش بهتر است. نظر بنده این است و ممکن است نپذیرید اما بنظر حقیر، راهش تحصن نیست. کسانی که دولت مورد علاقه شان و مجلس مورد اعتمادشان سر کار باشند اما مجبور باشند برای حاکمیت سخن خداوند و قانون اساسی در گوشه ای تحصن کنند، قطعا یک گوشه کار می‌لنگد! شک نکنید. متوجه منظورم هستید؟ به جای تحصن، بگردید و انگشت روی نقاط اصلی درد بگذارید و فرزندانتان را جوری بار بیاورید که دانا و توانا بشوند و بروند آن نقاط را در دست بگیرند و مدیریت کنند. تحصن شما عزیزان در حد تلنگری که زدید و غلیان غیرت دینیتون رو بروز دادید کافی بود. بیش از این نتیجه‌ی جدیدی نخواهد داشت. نوح از طوفان و‌ بلای بزرگی که در راه بود خبر داشت اما تحصن نکرد. اقدام به ساختن کشتی کرد و نسل بشر و سایر موجودات را نجات داد. خدا حفظتون کنه. ان‌شاءالله همیشه مورد عنایت مادر سادات سلام الله علیها باشید. @Mohamadrezahadadpour
🔷 سال 120تا 128 قمری جابر بن یزید جُعفی به دستور امام باقر عليه السلام خود را به ديوانگي زد و در صحن مسجد كوفه بچه ها را دور خود جمع مي‌كرد. اتفاقاً چند روز از جريان جنون جابر نگذشته بود كه از سوي هشام بن عبدالملك به والي كوفه فرماني رسيد كه: «جابر بن يزيد جعفي را گردن بزن و سرش را پيش من بفرست!» والي كوفه پس از قرائت نامه از اطرافيانش درباره جابر پرس و جو كرد. آنان گفتند: «او مردي فاضل، دانشمند و محدث و اهل بحث و نظر است، ولي اخيراً ديوانه شده و اينك در صحن مسجد همراه بچه ها، اسب سواري مي كند.» والي شخصاً موضوع را تعقيب كرد و ديد كه جابر، سوار بر چوبي شده و بازي مي كند. وقتی دید جابر در سر پیری به چه روزی افتاده گفت: «سپاس خدا را كه مرا از قتل اين مرد رهايي بخشيد.» 🔷 سال 180 تا 190 قمری نیمه شب، بهلول با امام کاظم علیه السلام در حاشیه شهر به طور مخفیانه ملاقات کرد. بهلول گفت: «به امر شما با ده نفرشان مناظره کردم.» -بله. خبر پیروزی تو به دربار عباسیان رسیده. این کار تو سبب از رونق افتادن تمام آن ده نفری شد که کاندید ریاست دستگاه قضای عباسیان بودند. -بله. شکست و عجز آنها در نزد مردم و شاگردانشان محرز شد. -به زودی این مقام را به تو پیشنهاد می‌کنند. -لابد تا پس از این که مرا به این مقام منصوب کردند، بتوانند از من حکم قتل شما را بگیرند و اینگونه شیعه را وادار به امام کُشی کنند. -هم این، و هم این که تو را سپر همه اعتراضاتی کنند که از سوی شیعیان و علویان به عباسیان میشود. -تکلیف چیست سرورم؟ -به سیره استادت ... جابر بن یزید جعفی عمل کن. دو روز گذشت. ماموران حکومتی با جوایز و هدایای فراوان به خانه بهلول رفتند. وقتی در زدند، فرزندش در را باز کرد. -با پدرت ... فخر شیعیان ... قاضی القُضات عباسیان کار داریم. -پدرم قاضی القُضات شد؟ عجب! -چرا تعجب میکنی؟ انگار از مقام و منزل علمی و معنوی پدرت بی خبری! -بی خبر نیستم. اما بهتر است نگاهی به پشت سرتان بکنید. وقتی همه رو برگرداندند، دیدند بهلول لباس کهنه ای به تن کرده و مثلا بر چوب بزرگی سوار شده و او را هی میکند. فرماندهی که خیال میکرد از آن روز وظیفه اش محافظت از قاضی القُضات عباسیان خواهد بود، با تعجب پرسید: «جناب بهلول چه میکنید؟! این خلاف شان شماست!» بهلول جواب داد: «مگر کوری؟ خلیفه بازی میکنم!» فرمانده با تعجب پرسید: «پس کو خلیفه؟!» بهلول اشاره به چوبی کرد که لای پایش قرار داده بود و او را هی میکرد. گفت: «اینا. الان من سوار خلیفه ام و ساعتی دیگر، خلیفه سوار من خواهد شد.» و این چنین بود که فرمانده ناامید شد و خبر دیوانگی بهلول را به دربار رساند. و از آن روز، بهلول تا ده سال، یعنی تا سال 190 هجری، با زبان و هیبت دیوانگان، از هر فرصتی برای بی آبرو کردن عباسیان استفاده کرد تا اینکه با همان حال از دنیا رفت. @Mohamadrezahadadpour
مادربزرگم با وحشت گفت: یعنی آن مرد قرار است در گودال زیرزمین حبس شود؟! فکر نمیکردم خانه ام زندان شود و از حالا من و تو و بچه ها بشویم زندان بان! سندی گفت: حق ندارید به طرف مطامیر بروید. روزی نصف نان و جرئه ای آب از بالا ... از سوراخی که از درش ساخته ایم، به قعر آن بینداز و برو! مادربزرگم میگفت از وقتی آن مرد در سیاه چال خانه ما حبس شد، قلبم آرام و قرار نداشت. وقتی سندی در خانه نبود، به نزدیکی‌های زیرزمین میرفتم. هر روز آن مرد، وقتی از عبادتهایش فارغ میشد، با سوز و آه، شروع به خواندن ابیات و اشعاری میکرد که جان را میسوزاند. در یکی از ابیاتش خود را موسی بن جعفر معرفی کرده بود. مادر بزرگم به مادرم گفته بود که شنیدم که چند مرتبه در اشعارش خود را موسی بن معرفی کرد. روزها از پیِ هم میگذشت و مادربزرگم هر روز، به محض رفتن سندی از خانه، خود را به پشت درِ مطامیر میرساند و به مناجات و اشعار موسی بن جعفر گوش میداد. تا این که کم‌کم طبع شعر مادربزرگم گل کرد و شروع به سرودن اشعاری در مناقب موسی بن جعفر کرد. مادرم میگفت وقتی مادرش برای آنان لالایی میخوانده، از موسی بن جعفر میگفته. از اجداد معصومش که در اشعار موسی بن جعفر بوده برای مادرم و دیگر بچه هایش میخوانده. تا این که این طبع لطیف را سینه به سینه از مادربزرگم به مادرم و از مادرم به من منتقل شد و به همین خاطر است که اکثر اشعارم در مدح موسی بن جعفر است. هر کدام از شاگردان طکشاجم خود را به گوشه ای از کلاس درس انداخته بود و مشغول ناله و گریه بودند. اما از آن روایت جانسوز، خودِ طکشاجم که در سنین پیری به سر میبرد، بیشتر از همه خُرد شده بود و اشک میریخت. وقتی شاگردان کنار رفتند و طکشاجم میخواست از مسجد خارج شود این جملات را زیر لب میگفت و آهسته آهسته قدم برمیداشت و مسجد را ترک کرد: «اگر آن مادربزرگ نبود، اگر محبت آن زندانی در قعر سجون به دل مادربزرگان نمی‌افتاد ... نه ما طعم اسلام می‌چشیدیم و نه لذت شیعه بودن ... و نه سینه‌مان مملو از علوم آل محمد میشد. رحمت و غفران الهی به آن مادربزرگ و آن لالایی ها و ... درود بی حد و حصر پروردگار عالم به موسی بن جعفر و اجداد و اولاد طاهرینش.» @Mohamadrezahadadpour
🔹اولین مواجهه من با امام حسن علیه السلام ✍ محمد رضا حدادپور جهرمی امشب، میلاد مسعود امام حسن مجتبی علیه السلام است.🌹 اولین مواجهه من با ایشان بسیار دردناک بود. اولین بار با مقوله زندگانی و دوران سیاسی امام حسن، که یادمه دو سه روز حالم بد بود، به مطالعه این جمله برمیگرده که یاران و خواص حضرت به معاویه(قطب استکبار جهانی در طول سی سال) نوشتند: «بگو مجتبی را زنده میخواهی یا مرده؟!» منو میگین؟ خدا شاهده یادم نمیره تا چند روز حالم بد بود از این جمله. فکر کنم پایه دو یا سه حوزه بودم. سالها ماه صفر با همین یک خط، روضه می‌گرفتم برای خودم و حتی وقتی نیمه ماه رمضان میشد و مجلس جشن بود و کلی باید خوش میگذشت، یهو وسط جلسه یاد این جمله میفتادم و حالم پیش خودم دگرگون میشد. این دگرگونی که میگم، یه چیز صرفا احساسی نبودا. یه چیزی مثل خرد شدن از درون، و یا وحشت از تکرار تاریخ و یا یه چیزی تو این مایه ها که خیلی نمیشه درباره اش پیش کسی حرف زد. خلاصه سالها گذشت. تا اینکه کم‌کم پایه ده تموم شد و رفتم درس خارج و ارشد حوزه هم دفاع کردم و فضای زندگیم به سمت تدریس و تبلیغ رفت و دیدم باید درباره بعضی مقولات بنویسم و ... تا سال ۹۸ سال ۹۸ دیدم نمیتونم دیگه تحلیلی که از زندگانی و شرایط اجتماعی زندگی امام حسن دارم تحمل کنم. بارها با اساتید و علما مطرح کرده بودم. منابع را شخم زده بودم. بالغ از نود درصد حرفایی که درباره امام حسن داشتم، جاش روی منبرها نبود. اگرم میگفتی، متهم می‌شدی و خیلی ها منظور بد برمی‌داشتند و دردسر میشد. تا اینکه تصمیم گرفتم دقیقا همان چیزی که در ذهنم بالغ بر ۱۵ سال کار سالانه شکل گرفته، در لباس یک سناریو و داستان بنویسم. شاید تنها مستند داستانی که سه بار طرحش بزرگ و بزرگتر نوشتم همین موضوع امام حسن بود که الان به اسم کتاب چاپ شده. این کتاب، پازل اول از پازل سه تکه ای هست که تو ذهنمه و از امام حسن خواستم زنده بمونم و توفیق پیدا کنم دو جلد بعدش را هم بنویسم. اما همین کتاب خب اگر یادتون باشه، متنی که در کانالم منتشر کردم، برای عده ای جای نگرانی داشت. منم به نگرانی مخاطبم مخصوصا اگر بدونم آدمای فرهیخته و اساتید هستند خداییش احترام میگذارم و گارد بسته ندارم. بالاخره قراره برای اسلام و انقلاب بنویسیم. برای هوای نفس و دنیا که نیست. تصمیم گرفتم نگرانی ها را برطرف کنم و بعد از اینکه با سه چهار نفر از اساتید بسیار کاربلد و مهربان صحبت کردم، شد همین متنی که الان چاپ شده و بحمدلله الان هم رفته برای چاپ ششم یا هفتم. دقیق یادم نیست. برگردیم به اصل حرفم. به محض نوشتن این کتاب، و حتی یه مدت هم گذشت و باهاش زندگی کردم و توقع داشتم بهم آرامش بده و بار سنگین اون جمله ای که پدرمو در آورده بود از قلبم برداره، که دیدم زهی خیال باطل! اون جمله باعث شد پانزده سال بعدش کتاب چرا تو بنویسم اما از بعد از نوشتن اون کتاب، دیگه با یه جمله مواجه نبودم. بلکه یه کتاب نسبتا قطور از مفصل شده اون روضه افتاده تو زندگیم که داره صفحه به صفحه اش اعصابمو خرد می‌کنه و آه میکشم. نمیدونم چرا اینو براتون گفتم ولی دوست داشتم بدونین گاهی یه جمله میشه یه کتاب و همون کتاب میشه بهانه روضه کل عمر آدم برای یکی از جذاب ترین و مظلوم ترین و بسیار کریم و مهربان ترین امامی که ... آه یا حسن 😭😭
10.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش حرف هایی که امام جمعه محترم چهاردانگه زدند بیشتر می شنیدیم. اما عده ای در شهر های بزرگ تر انگار دغدغه های دیگه‌ای دارند با این که به مرکز نزدیک ترند و راحت‌تر می‌توانند از بزرگ‌رسانه نظام اسلامی که نمازجمعه‌ها هستند استفاده کنند. اگر کسی به امام‌جمعه بزرگوار چهاردانگه دسترسی دارد، سلام گرم بنده را خدمت ایشان برساند.
برای مردم برای کشور برای سُفره های خالی و برای حال بهتر برای اون شبی که بنزین... برای نیامدنِ کسی که شنبه فهمید برای خنده های روی اعصابِ برای نیامدن یکی بدتر ... برای ندیدنِ صف‌های مرغ و ... برای ندیدنِ صف برنج و شکر ... برای ندیدن روزایی که روغن ... نداشتیم و برای نخریدن به قیمتِ فزون تر... برای اونایی که سرمایه‌هاشون با گرونیِ بورس و دلار و ارز سوخت... فی‌المثل با دلار سه تومن اومدن و دادن با دلار سی تومن گرون‌تر... برای ۸۰۰ تا کشته کرونا برای تعطیلی مدارس و جاده ها یادته که نفت ما اینقدر نخریدن که رسید فروش ما به روزی ۲۰۰ هزار تا برای دختر بیکار وزیر روحانی!! یادته نساختن مسکنِ آخوندی برای بیکاری هفت تپه و ارج و هپکو یادته مدیریت سیل از اتاقِ روحانی؟!! یادته ظریفی که گفته بود بلده زبان دنیا از خودش قشنگ‌تر یادته که فرداش تو مونیخ... مونده بود بدون سوختِ برگشت؟!!! برای اونایی که هشت سال از جوانیشون حتی آب و نونشون گره زدند به برجام برای قیمتای نجومی که هر روز و ساعت می‌ریخت از من و تو برگات و برگام یادته که ۶۰ تُن طلا تو دو سال حیف و میل و خورده شد و یه آبم روش یادته قطعی مکرر آب اهواز و ... یادته این چیزا یا میگی یادم تو را فرامووووووش؟! برای مردم و برای کشور برای خودرو برای صنعت برای موشک برای عزت خاک و جان و مال و زندگیمون با رأی ندادن به و به خونه فرستادن ظریف و آخوندی میگم یه بزرررررگ به ادامه راه ✍ نویسنده: 🇮🇷 رأی ما 🇮🇷 کانال @Mohamadrezahadadpour
سلام علیکم یه زمانهایی یادم هست که برخی از اصلاح طلبان نانجیب دنبال این بودن که آقای رئیسی یه اشتباه کوچیک کنه تا آبروش رو همه جا ببرن وبعضی هاشون هم واقعا چنین می‌کردند تا به دیگران القا کنند که او بی سواد است و مثلا تحقیرش کنند. الان خود اصلاح طلبان به بلایی گرفتار شده اند که اگر ما بخواهیم جبران کنیم وانتقام بگیریم و آبرو ریزی کنیم، زمینه برایمان فراهم است. گرچه متاسفانه برخی از به اصطلاح متدینین دارن درگروهها و کانالاشون این کار رو انجام میدن. یعنی از کوچکترین اشتباهی برای کوبیدن پزشکیان استفاده می کنند که به نظرم کار بسیار اشتباهی است. به هرحال او الان رئیس جمهور همه مردم است نه یک گروه خاصی لذا تمسخر او، تمسخر کل نظام وانقلاب است. واصولا اخلاق اسلامی ومنش رهبری چنین اجازه ای به ما نمی دهد که مقابله به مثل کنیم. ازیک طرف خرسندیم که درمیان بعضی از افرادی که خیلی مقید به مبانی شرعی ودینی نیستند و سر کار آمده اند و بعضا دست چب وراستشان هم ازهم نمی کنند، رئیس جمهور مملکت آیات قرآن و کلمات نهج البلاغه می خواند و از طرفی بعضا دچار فراموشی می‌شود و بنده بارها به طلاب هم گفته ام که آقای پزشکیان که خطیب و منبری و حوزوی نبوده و نیست بلکه پزشک است لذا نبایستی او را با خطبا وحوزوی ها یا آقای رئیسی مقایسه کنیم. درهمین حدی هم که هست قابل تقدیر است. لذا به نظر می رسد که بایستی به جای مشغول شدن به حواشی سخنرانی‌ها و یا طرز راه رفتن و دست دادن ایشان، هرکسی در هرجایی که هست کمکی کند به موفقیت دولت و حل مشکلات مردم که رهبری فرمودند موفقیت دولت موفقیت همه ما هست. این هم در شرایطی که که دشمنان ما دندان تیز کرده اند جهت ضربه زدن به جمهوری اسلامی. ◀️ کانال @Mohamadrezahadadpour
✍ پس از حوادث سال ۴۲، روحانیون مبارز دورهمی‌هایی مخفی برای ساماندهی روند مبارزات، برنامه‌ریزی منبرها و توزیع اعلامیه‌ها و ... داشتند که پنجشنبه‌ها به صورت چرخشی در خانه اعضا برگزار می‌شد. آیت‌الله مهدوی کنی، امامی کاشانی، شیخ فضل‌الله محلاتی، هاشمی رفسنجانی، شیخ جعفر شجونی و چند نفر دیگر معمولاً در جلسه‌ها شرکت داشتند. به گفته این جلسات در سالهای ۴۷ - ۴۸ حلقه اصلی را شکل داد. ساواک از همان ابتدا در جریان جزئیات گفتگوهای این جلسات بود و گزارش‌های آن را با عنوان «جلسات هفتگی عده‌ای از روحانیون» می‌نوشت. اعضا هم با خیال راحت برنامه‌ها و اهداف خود را بر زبان می‌آوردند، غافل از آنکه همیشه ساواک یک قدم از آنها جلوتر است. سال ۵۱ وقتی اکثر اعضای جلسه دستگیر و بازجویی شدند، شهید محلاتی متوجه شد که اطلاع دقیق ساواک از جزئیات گفتگوهای مخفی جلسه فقط با وجود امکان‌پذیر است. این شد که در شهریور ۵۱ و پس از آزادی از زندان جلسات هفتگی را مدتی تعطیل کردند. حدسشان درست بود. نفوذی یکی از روحانیون از اعضای جلسه بود. مدیر مدرسه عالی سپهسالار؛ شیخ حسین کاشانی. باورشان نمی‌شد. شخصیتی پای کار که معمولا در جلسات غایب نمی‌شد. در بعضی اسناد می‌بینیم که وقتی اعضای جلسه برای کاری پول وسط می‌گذاشتند، او بیشتر از بقیه سهیم می‌شد. پس از ۵۱ که دایره اعضای جلسات محدودتر شد، تصمیمات از چشم ساواک دور ماند و البته ساواک هم بیشترشان را به گوشه و کنار کشور تبعید کرد. (برای مشاهده سند ر.ک: آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی به روایت اسناد ساواک ص ۲۳۷ و کتاب خاطرات و مبارزات شهید محلاتی) *مراقب نفوذی های دشمن در میان خود باشیم...* نفوذی هایی که: ۱. از من و شما داغتر هستند ۲. بیشترین ادعای انقلاب و اسلام را دارند ۳. بی‌رحمانه به جان اعتماد و آرامش مردم می‌تازند ۴. مملو از خشم و نفرت اند ۵. همه را خائن و دزد و نفوذی و واداده میدانند الا دایره محدود خودشان و ... ◀️ کانال @Mohamadrezahadadpour
تغییر معنای نماز جمعه (تعبیری بسیار معنادار از رهبر فرزانه انقلاب) حضرت امام خامنه‌ای عزیز، یکی از نکات برجسته درباره مرحوم شهید آل‌هاشم را تغییر معنای نماز جمعه خواندند و خاطرنشان کردند: مرحوم آل‌هاشم از زمانی که به امامت جمعه تبریز منصوب شد این نماز را از یک عمل عبادی صِرف به یک عمل جامع عبادی، معنوی، خدماتی و مردمی تبدیل کرد. ◀️ کانال @Mohamadrezahadadpour
4.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ عصبانیت خبرگزاری‌های رسمی اسرائیل و حمله به شبکه سه/ تصاویری که از کودکان غزه نشان دادند هوش مصنوعی‌ است! خبرگزاری اسرائیلی “کیکار هشبات” که متعلق به حریدی‌ها و متعصبین صهیونیست است، در گزارشی با تیتر: “برنامه شرم‌آور در ایران به زبان عبری” و با ابراز خشم نسبت به نشان دادن “ستاره داوود شکسته شده” در حسینیه معلی٬ نسبت به استفاده از پرچم‌های فلسطین و حزب‌الله لبنان و تصاویر شهدای مقاومت و‌ همچنین حضور دختران با چادر در این برنامه اظهار عصبانیت کرد! این پایگاه خبری در ادامه گزارش خود با ابراز خشم از این برنامه که “پیامی را به زبان عبری پخش کرده و با استفاده از جملات کتاب مقدس یهودیان جنایت‌های صهیونیست‌ها را در تمامی این سالها محکوم کرده” با ادعایی مضحک اعلام کرد که تمامی عکس‌های کودکان کشته شده در غزه که در این برنامه به نمایش آمده، جعلی و ساخته شده با هوش مصنوعی هستند! 👈 👈 ✍ کانال @Mohamadrezahadadpour
⛔️ نکات مهم ویژه اربعین ۱. به هیچ وجه تنهایی سفر نکنید. البته توصیه موکد میکنم که با هر کسی همسفر نشوید. با کسانی مسافرت کنید که مطمئن و عاقل و متوجه شرایط سفرِ خارج از کشور باشند. ۲. از آوردن مدارک و کارت های غیر ضروری، مخصوصا کارت شناسایی محل کار و عبور و مرور شهرک ها و مناطق خاص و... پرهیز کنید. ۳. سفره دلتون را پیش هر کسی(ایرانی و غیر ایرانی نداره) باز نکنید. مخصوصا خانم ها و علی الخصوص کسانی که از خانواده نیروهای مسلح و مشاغل خاص هستند. ۴. از وای‌فاهای رایگان که در بعضی عمودها و موکب ها قرار داده شده ترجیحاً استفاده نکنید. نیروهای امنیتی و استخبارات عراق و دیگر سرویس های جاسوسی دنیا به شدت فعال هستند و هر اطلاعاتی را به راحتی و رایگان از گوشی های همراه شما سرقت خواهند کرد. ۵. از مسیرهای غیر متعارف و ناشناس و خلوت عبور نکنید. پیشنهاد هر کسی را برای استقرار و شب ماندن در منزلش نپذیرید. ۶. اگر خدایی نکرده گرفتار شدید و یا شما را به مکان دولتی منتقل کردند با صبر و شکیبایی تلاش کنید مسئله حل بشود. از هر گونه تندی و تنش خودداری کنید. ۷. هنگام عبور از مرز، دقت کنید تا مهر ورود و خروج در گذرنامه شما حتما ثبت شده باشد. ۸. از دراختیار قرار دادن اطلاعات شخصی خودتان به افرادی که شناختی از آنان ندارید، خودداری کنید. ۹. از پذیرش بسته‌های امانی افراد ناشناس اجتناب کنید. 👈 ۱۰. فکر نکنید با یکی دو ساعت بحث و جدل با گروه های افراطی شیعی و یمانی و انگلیسی و... قرار است به راه راست هدایت شوند. اصلا این فرصت باارزش معنوی را پای آنها حرام نکنید. ۱۱. هر جا رفتید و مهمان هر عراقی که شدید، فورا از او درباره مقتدا صدر و جریانات عراق و ... نپرسید و حساسیت ایجاد نکنید. ما مهمان هستیم. ۱۲. از هر شخص و صدایی که فورا در اجتماعات، کلمات و سخنان تحریک آمیز سیاسی و یا ناسیونالیستی مطرح میکند دوری کنید و اهمیت ندهید. مثلا اگر در مرز، کسی بخاطر گرمی هوا و صف های طولانی و کند بودن خدمات و... توهین به دولت و نظام کرد و یا اسمی از عرب و عجم و یا ترک و لر و ... آورد ، به او بی محلی کنید تا نتواند معرکه بگیرد و به چرندیاتش ادامه دهد. •┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈• @nedaye_fetrat