eitaa logo
ندای تهذیب
8هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.9هزار ویدیو
960 فایل
کانال رسمی معاونت تهذیب و تربیت حوزه‌های علمیه اداره قرآن و حدیث @msn200 دبیرخانه امور معرفتی @iman135110 اداره مشاوره @ENamazizade پیشنهادات و انتقادات @kovsar140 سایت‌‌ها: tahzib.ismc.ir hojre-nama.ir nedaye-tahzib.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره ۱۱ 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» مقیاس برای سنجش اخلاق نیک و بد / قسمت اول🌷 مقیاس برای سنجش اخلاق نیک و بد مقیاس برای سنجش اخلاق نیک و بد مفاهیم اخلاقی، همه روشن و آشکار نیستند، البته بعضی مانند شجاعت، سخاوت و فداکاری، چنان روشن می باشند که هیچ کس در فضیلت بودن آنها تردید نمی کند و نقطه مقابل آنها (ترس، بخل و خودخواهی) بطور وضوح جزء رذائل است. ولی بعضی دیگر ممکن است از نظر فضیلت یا رذیلت بودن مورد بحث و تردید واقع گردد، بنابراین بدون در دست داشتن یک مقیاس سنجش واضح، نمی توان مباحث اخلاقی را تعقیب کرد. مثلًا امروز بعضی از دانشمندان مادی همچون «برتراند راسل» معتقدند: «اگر از انجام عملی- هر عمل که باشد- زیانی متوجه دیگران نشود دلیلی نداریم که ارتکاب آن را محکوم کنیم و نمی توان عملی را تنها به زعم اینکه فلان مذهب قدیمی «تابو» (منظور منهیاتی است که بدون دلیل در مذاهب یا سنتهای قدیمی وجود داشته) زشت شناخته است محکوم ساخت؛ فقط باید سود و زیان کار را حساب آورد». نامبرده به دنبال این عقیده بسیاری از اخلاق و اعمال شنیع را از نظر اینکه زیانی به دیگری نمی رساند تجویز می کند (مانند اعمال منافی عفت با جنس مخالف و موافق! در صورتی که به رضایت طرفین باشد). عده ای دیگر از مادیها مانند کمونیستها معتقدند بسیاری از اصول اخلاقی کهن، مولود اقتصاد سرمایه داری بوده و با از میان رفتن آن اصول، از بین می رود و لذا آنها اخلاق را منحصر به اموری می دانند که به ایجاد یا ادامه انقلاب کارگری (پرولتاریا) کمک کند! زمزمه های دیگر از ناحیه بعضی افراد که پیرو مکتب خاصی نیستند درباره بعضی از مسایل اخلاقی (مانند حیا و عفت) نشان می دهد که در بحثهای اخلاقی خود بطور قطع نیازمند به یک مقیاس روشن می باشیم. بنابراین باید دید مقیاس سنجش در این موارد چیست و چگونه می توان تشخیص داد فلان عمل جنبه اخلاقی و فضیلت دارد، یا ضد اخلاق و رذیلت است؟ اگر بخواهیم از نظر دینی و مذهبی در این زمینه بحث کنیم تکلیف ما کاملًا روشن است، زیرا پس از آنکه حقانیت اسلام را به دلایل قطعی شناختیم برای ارزیابی اصول فضائل و رذائل اخلاقی باید به مدارک قطعی که در قرآن و سنت وجود دارد مراجعه نماییم ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.com
شماره ۱۲ 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» مقیاس برای سنجش اخلاق نیک و بد🌷 مقیاس برای سنجش اخلاق نیک و بد (قسمت دوم 👇👇👇) و اما از نظر عقلی باید یک اصل را در نظر بگیریم و آن اینکه: «هرگونه عامل اخلاقی که به تکامل وجودی انسان کمک کند، فضیلت و هر عاملی که او را به انحطاط می کشاند رذیلت می باشد». ولی باید توجه داشت که انسان تنها از جنبه مادی و احتیاجات اولیه این زندگی نباید مورد مطالعه قرار گیرد، بلکه باید جنبه های معنوی و روحانی که بیشتر افتخارات انسان در آن خلاصه می شود و زندگی مادی نیز وسیله ای برای نیل به آن است کاملًا مورد توجه قرار گیرد. بنابراین ممکن است یک عمل زشت و ناپسند تولید زحمتی برای دیگران نکند، اما از نظر انسانی و جنبه های معنوی موجب انحطاط و سقوط شخص مرتکب شونده باشد. مسلماً چنین عملی جزء رذائل خواهد بود. کسانی که تنها به جنبه های مادی می نگرند در حقیقت نیمی از وجود انسان (نیمِ کمتر و کوچکتر) را شناخته اند در حالی که اصول اخلاقی باید بر اساس شناسایی تمام وجود انسان (اعم از جسم و روح) مورد بررسی قرار گیرد. و از آن بدتر اخلاق کمونیستی است که نه تنها جنبه های معنوی انسان را نادیده گرفته بلکه در جنبه های مادی نیز تنها به یک قسمت (قسمت اقتصاد) چشم دوخته و انسان را از این نظر مورد مطالعه قرار داده است. بدیهی است اینگونه مکتبهای اخلاقی چون توأم با واقع بینی و انسان شناسی صحیح نیست، نمی تواند آثار صحیحی بوجود آورد و مسلماً آنها در راه شناسایی فضایل و رذائل اخلاقی گرفتار اشتباهات بزرگی خواهند شد. بنابراین، اساس صحیح عقلانی و منطقی در بررسی اصول اخلاقی همان است که گفته شد، باید همواره تکامل وجود انسان را در تمام جنبه ها مورد توجه قرار دهیم و آنچه را به آن کمک می کند از دیگر امور بشناسیم و فضائل و رذائل را بر طبق آن مورد بررسی قرار دهیم. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.com
شماره ۱3 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق🌷 اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق / قسمت اول👇👇👇 آیا تهذیب نفس و بدست آوردن فضائل اخلاقی در اجتماع، بهتر ممکن است یا در گوشه گیری و انزوا؟ این سؤالی است که بسیاری از خود می کنند. عده ای معتقدند انسان هرچه منزوی تر باشد از نظر اخلاقی سالمتر خواهد بود، زیرا بسیاری از انحرافات و رذائل اخلاقی و یا اکثر آنها هنگام برخورد با دیگران بروز می کند. حسد، تکبر، دروغ، غیبت، بهتان، ریا و کینه توزی و امثال اینها همه بر اثر آمیزش با دیگران دامنگیر انسان می شود؛ کسی که با مردم سر و کار ندارد نه غیبت می کند و نه غیبت می شنود؛ نه به کسی حسد می ورزد و نه محسود دیگران می گردد؛ نه مبتلا به ریاکاری می شود و نه دروغ و نه کینه توزی و سوءظن پیدا می کند. طرفداران انزوا و گوشه گیری که در میان آنها بعضی از علمای اخلاق و جمعی از زهّاد و عبّاد معروف دیده می شوند علاوه بر دلیل فوق دلائل دیگری هم بر فضیلت این عمل و تأثیر آن در بهبود اخلاق دارند. آنها می گویند: انسان هنگام گوشه گیری بهتر می تواند عبادت خدا کند و با حضور قلب به درگاهش مناجات و راز و نیاز نماید؛ بهتر می تواند در اسرار آفرینش و در رشته های مختلف علوم تفکر و اندیشه کند و حقایق را از غیر آن تشخیص دهد؛ حبّ و بغضها و تشاجرها و جدال و مرائها که مانع از درک حقایق و واقعیات است در حال انزوا کمتر وجود دارد و لذا بسیاری از متفکران بزرگ در گوشه گیری و انزوا بسر می بردند. علاوه بر این هنگام معاشرت و آمیزش با مردم، انسان غالباً با صحنه هایی روبه رو می گردد که برای او وظایف سنگینی ایجاد می نماید و بسیار می شود که انسان در انجام آن وظایف کوتاهی کرده و در نتیجه منحرف می گردد، مثلًا موقع معاشرت و زندگی در اجتماع غالباً با منکرات و خلافکاریها و ترک معروفهایی روبه رو می شویم که وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ایجاب می کند به مبارزه برخیزیم، در حالی که اطمینان نداریم همیشه وظیفه خود را در این قسمت انجام دهیم پس چه بهتر که انزوا را اختیار کرده و از زیر بار این مسؤولیتها رهایی یابیم! از همه اینها گذشته در آیات و روایاتی مدح عزلت و گوشه گیری دیده می شود، به عنوان نمونه به چند آیه و روایت زیر توجه می کنیم. 1- (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ اسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَ کُلّاً جَعَلْنا نَبِیّاً)(سوره مریم( 19) آیه 49) هنگامی که از آنان و آنچه غیر خدا می پرستیدند کناره گیری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هریک را پیامبری (بزرگ) قرار دادیم. این آیه دلالت دارد که موهبت فرزندانی که پیامبر باشند به ابراهیم هنگام عزلت و کناره گیری بوده است. 2- (وَ اذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَما یَعْبُدُونَ الَّااللَّهَ فَأْوُوا الَی الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ)(سوره کهف( 18) آیه 16) و (به آنها گفتیم:) هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می پرستند کناره گیری کردید، به غار پناه برید، که پروردگارتان (سایه) رحمتش را بر شما می گستراند. این آیه نیز دلالت دارد که اصحاب کهف پس از انزوا و گوشه گیری از اجتماع، مشمول لطف الهی شدند. 3- «قِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: ایُّ النّاسِ افْضَلُ؟ قالَ: مُؤْمِنٌ مُجاهِدٌ بِنَفْسِهِ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ تَعالی قِیلَ: ثُمَّ مَنْ؟ قالَ: رَجُلٌ مُعْتَزِلٌ فِی شِعْبٍ مِنَ الشِّعابِ یَعْبُدُ رَبَّهُ وَیَدَعُ النّاسَ فِی شَرِّهِ»(فیض کاشانی، محجه البیضاء 4/ 9. راوی حدیث ابوسعید خدری است و در حواشی احیاء العلوم آمده:« این حدیث متفق علیه است».) به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردند: چه کسی از همه مردم بالاتر است؟ فرمود: فرد باایمانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کند. پرسیدند: پس از او چه کسی افضل است؟ فرمود: کسی که در درّه کوهی از مردم کناره گیری کرده خدا را پرستش می کند و مردم از شرّ او درامانند!. این روایت نیز مقام انزوا و عزلت را بعد از مقام جهاد قرار داده و ستوده است. 4- در مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده که فرمود: «صاحِبُ الْعُزْلَهِ مُتَحَصِّنُ بِحِصْنِ اللَّهِ وَمُحْتَرِسٌ بِحَراسَتِهِ فَیا طُوبی لِمَنْ تَفَرَّدَ بِهِ سِرّاً وَعَلانِیَهً»(مجلسی، بحار الانوار 70/ 110) گوشه گیران در قلعه الهی و تحت حفاظت پروردگار می باشند، خوشا به حال آنها که در آشکار و نهان با خدایند. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.com
شماره ۱4 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق🌷 زیانهای گوشه گیری و انزوا/ قسمت دوم👇👇👇 در برابر منافع و فوایدی که در بالا برای عزلت و انزوا ذکر گردید زیانهای متعددی در تنهایی و فواید زیادی در معاشرت است که آنها را می توان دلایل برتری و فضیلت معاشرت شمرد: 1- نخستین چیزی که اهمیت و ارزش معاشرت را روشن می سازد این است که کسب غالب ملکات فاضله اخلاقی تنها در اجتماع میسر است و در تنهایی ممکن نیست، زیرا بیشتر این ملکات مربوط به طرز روابط با یکدیگر می باشد. تواضع و فروتنی و محبت و ایثار و عفو و گذشت و سخاوت و بردباری و کظم غیظ و عاطفه و ترحم و تملک نفس و... در چگونگی روابط و مناسبات انسانها پیدا می شود و برای کسب این فضائل حتماً باید در دل اجتماع زندگی نمود. از این گذشته سلامتی از مفاسد اخلاقی از قبیل حسد، تکبر، دروغ، غیبت و... بواسطه انزوا و گوشه گیری، در حقیقت فضیلت و افتخار نیست؛ بلکه از قبیل «منتفی به انتفاء موضوع» است و درست به این می ماند که شخصی برای رهایی از آلودگی به اعمال منافی عفت خود را با وسایلی محروم سازد، گرچه چنین شخصی از این آلودگی محفوظ می ماند ولی این نوع پاکدامنی فضیلت نیست بلکه سلامت است. فضیلت این است که انسان در اجتماع زندگی کند و در لحظات حساس یوسف وار تا لب پرتگاه برود و تسلط خود را بر نفس خویش حفظ نماید و بازگردد (البته نه اینکه انسان عمداً و با دست خویش چنین صحنه هایی را ایجاد نماید). بنابراین برای کسب ملکات فاضله که مقیاس ارزشهای انسانی محسوب می شوند راهی جز این نیست که در اجتماع زندگی کنیم و با مردم معاشرت داشته باشیم. و به عبارت دیگر این صفات برجسته از طریق مبارزه با شهوات و عوامل فساد بدست می آید، همانطور که استحکام و قدرت چوبهای جنگلی بواسطه پرورش در میان طوفانهای سخت حوادث است و اگر در گوشه انزوا و در محیطی دربسته و محدود پرورش یابند آن استحکام را از دست می دهند، همچنین افراد منزوی و گوشه گیر قدرتهای روحی و اخلاقی خود را تدریجاً از دست خواهند داد. شاید حدیث زیر نیز اشاره به همین حقیقت باشد: در زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی از مسلمانان برای عبادت به کوهی رفته و از مردم کناره گیری نموده بود، وی را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آوردند حضرت به او فرمود: «لا تَفْعَلْ انْتَ وَلا احَدٌ مِنْکُمْ، لَصَبْرُ احَدِکُمْ فِی بَعْضِ مَواطِنِ الْاسْلامِ خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ احَدِکُمْ ارْبَعِینَ عاماً»(فیض کاشانی، محجّه البیضاء 4/ 7.) نه تو و نه هیچ یک از مسلمانان چنین نکنید، چه اینکه صبر و استقامت یکی از شما در یکی از محیطهای اسلامی بهتر از چهل سال عبادت است. از این سخن پاسخ استدلال اول طرفداران انزوا روشن گردید. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
شماره ۱5 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق🌷 زیانهای گوشه گیری و انزوا/ قسمت سوم👇👇👇 2- تنهایی و عزلت مایه بسیاری از انحرافات فکری و اعوجاج سلیقه است، زیرا انسان هر قدر هم خوش فکر و با ذوق و پرمایه باشد باز دارای اشتباهاتی است، این اشتباهات جز در برخورد با دیگران آشکار نمی گردد، در معاشرت خیلی زود انسان به اشتباهات خود پی می برد، ولی در «گوشه تنهایی» چون راهی برای اصلاح آنها نیست انسان به مسیرهای انحرافی خود ادامه می دهد و مانند کسی که از بیراهه می رود هرچه جلوتر برود فاصله او از جاده اصلی بیشتر می گردد، و گاهی همان یک فکر انحرافی را پایه استنباطات دیگری قرار داده و تدریجاً انبوهی از اشتباهات مغز او را فرا می گیرد و افکار او را به کلی از ارزش می اندازد. از این بیان ضمناً پاسخ استدلال دیگر طرفداران انزوا- که می گویند: تفکر در گوشه تنهایی بهتر میسر است- روشن می گردد، زیرا خطر انحراف در تنهایی خیلی بیشتر است. 3- عیب بزرگ دیگری که در عزلت دامنگیر انسان می شود مسأله «عُجب و خودپسندی» است، انسان روی غریزه حب ذات معمولًا به خود و آثار خود بیش از اندازه علاقه مند است و غریزه «حبّ ذات» در واقع مانند یک ذرّه بین، با قدرت بزرگ نمایی خود، افکار و اعمال انسان را در نظرش بزرگتر از آنچه هست جلوه می دهد. به علاوه عیوب شخص را نیز کوچکتر از آنچه هست نشان می دهد و مجموع این دو جهت، عامل «عجب و خودپسندی» است. محیط عزلت و تنهایی محیط بسیار مساعد برای پرورش بذر این صفت رذیله می باشد. ولی انسان با معاشرت و زندگی با دیگران خود را آنچنان که هست می شناسد، به میزان واقعی کمالات و فضایل خود واقف می گردد و از عیوب خویش با خبر می شود و ضمناً با افرادی که از او برجسته تر و دارای کمالات بیشتری هستند روبه رو می گردد و در نتیجه پی به نقص خود می برد و همین موضوع ریشه عجب را در او قطع می کند و یا به حداقل می رساند. و لذا بسیار دیده شده که افراد گوشه گیر و منزوی ادعاهای بزرگ و گاهی عجیب کرده اند که همگی حاکی از عجب و خودبینی شدید آنها بوده است. ضمناً از این بیان یکی دیگر از فواید بزرگ معاشرت با مردم روشن گردیده و آن تشخیص عیوب خویش است، مردم- بخصوص آنها که با ما روابط دوستانه ندارند یا دشمن هستند- آیینه خوبی برای عیوب ما محسوب می شوند که شاید اگر آنها نباشند بسیاری از عیوب ما، برای همیشه، بر ما مخفی بماند. اگر ما در گوشه تنهایی بسر بریم این آیینه را شکسته ایم و قیافه روحی ما همچون قیافه ناموزون کسانی خواهد بود که هرگز نگاه در آیینه نمی کنند! ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
شماره ۱6 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق🌷 زیانهای گوشه گیری و انزوا/ قسمت چهارم👇👇👇 4- سوءظن به بندگان خدا: یکی دیگر از عیوب گوشه گیری و انزوا، سوءظن به مردم است و در حقیقت این از آثار «عجب» می باشد که دامنگیر این گونه افراد می شود، زیرا انسان پس از ابتلا به «خودبینی شدید» و اعتقاد افراطی به خویش و عدم مشاهده واکنش مناسب از مردم (تقدیر و قدردانی به اندازه ای که این افراد انتظار دارند) کم کم این فکر در آنها پیدا می شود که مردم در قضاوت خود گرفتار اشتباه، سوء نیت، سوء تشخیص، غرض ورزی و بی اعتنایی به ارزشها می باشند و چنین مردم حق نشناس و مغرض و بی اعتنا به فضائل، مردمی فاسد و گمراه و منحرف هستند و شایسته هیچ گونه معاشرت و آمیزش نمی باشند. به این ترتیب گوشه گیری خود عاملی برای تشدید گوشه گیری و تقویت این روحیه و فاصله گرفتن بیشتر از مردم می گردد. 5- کج خلقی و عصبانیت: افراد گوشه گیر، کج خلق و عصبانی بار می آیند و تحمل آنها در مقابل برخوردهای ناراحت کننده با مردم بسیار کم است؛ ممکن است با مشاهده مختصر ناملایمی یا با شنیدن جمله ای که موافق میل آنها نباشد، ناراحت شوند و به اصطلاح از کوره دررفته و عکس العملهای خشونت آمیزی نشان دهند- البته این حکم عمومیت ندارد ولی در بسیاری از موارد دیده می شود. اما در مقابل؛ افراد معاشرتی غالباً ملایم و خوش خلق هستند و کمتر عصبانی می شوند. دلیل این موضوع نیز روشن است؛ حوصله و تحمل معمولًا بر اثر ممارست و مواجه شدن با ناملایمات و عادت کردن روح با آنها پیدا می شود، و چون زندگی اجتماعی طبعاً آمیخته با برخوردهای ناراحت کننده است، انسان را تدریجاً پرحوصله بار می آورد. علاوه بر آن افراد منزوی غالباً کم نشاط هستند، بسیار کم می خندند، کمتر شوخی می کنند، در برابر خستگی ها کمتر تفریح دارند و زندگی آنها یکنواخت و خسته کننده است. همین موضوع تعادل روحی آنها را به هم زده یک نوع ناراحتی در آنان ایجاد می نماید؛ و اگر عقده هایی پیدا کنند چون وسیله ای برای گشودن آنها در اختیار ندارند همواره در یک نوع نگرانی و ناراحتی روانی بسر می برند، و این موضوع بر عصبانیت و کج خلقی آنان می افزاید. 6- محرومیت از علوم و تجارب: بسیاری از علوم و دانشهاست که باید از دهان بزرگان و روش آنها و الهام گرفتن از طرز تفکر آنان بدست آورد؛ بدیهی است این گونه علوم را تنها از طریق معاشرت می توان تحصیل نمود، و پختگی و تجربه های گوناگون را در گوشه انزوا نمی توان تحصیل کرد، بلکه راه آن زندگی در دل اجتماع است؛ این را هم می دانیم که ثمره زندگی چیزی جز تجربه های مفید و سودمند نیست. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
شماره ۱7 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» اثر انزوا و گوشه گیری در اخلاق🌷 موارد استثنایی که انزوا در آن جایز است👇👇👇 در اینجا ذکر یک نکته لازم به نظر می رسد و آن اینکه: با اینکه اساس زندگی هر انسانی باید بر پایه معاشرت و آمیزش با مردم باشد ولی باز موارد استثنایی پیش می آید که در آن چاره ای جز انزوا و قطع معاشرت یا لااقل تقلیل معاشرت نیست و آن در صورتی است که انسان در محیطهای بسیار مسموم و فاسدی قرار گیرد که از معاشرت در آن چیزی جز انحراف و آلودگی عاید او نشود؛ البته از چنین اجتماع و چنین محیطی باید دوری کرد همانطور که از یک اجتماع آلوده به بیماریهای واگیردار دوری می کنیم. اعتزال و کناره گیری ابراهیم علیه السلام یا اصحاب کهف نیز از این قبیل موارد بوده است. گفتار امام صادق علیه السلام به سفیان ثوری نیز اشاره به همین حقیقت است، آنجا که فرمود: «فَسَدَ الزَّمانُ وَتَغَیَّرَ الْاخْوانُ فَرَأَیْتُ الْانْفِرادَ اسْکَنَ لِلْفُؤادِ»(مجلسی، بحار الانوار 47/ 60.) زمانه فاسد شده و دوستان دگرگون شده اند، لذا گوشه گیری را آرامبخش تر دیدم. و از اینجا پاسخ بسیاری از دلایل طرفداران انزوا روشن می گردد. همچنین در مواردی که انسان دارای سوءخلق باشد که قادر به ترک آن نیست عزلت او برای حفظ مردم از سوءخلق خود، پسندیده است. حدیث «رجل معتزل فی شعب من الشعاب...» که در ادله طرفداران انزوا نقل کردیم شاید اشاره به همین گونه افراد باشد. نکته دیگری که ذکر آن لازم است اینکه: انسان در عین معاشرت با مردم باید بعضی از ساعات شب و روز را در حال انزوا و تنهایی بسر برد تا در این ساعات بتواند به فکر و مطالعه عمیق بپردازد و فراغت برای عبادت و توجه مخصوص و خالی از هرگونه شک و ریا نسبت به خداوند حاصل نماید، بسیاری از بزرگان در برنامه زندگی روزانه چنین ساعاتی را داشته اند و ممکن است قسمتی از روایات عزلت نیز اشاره به همین معنی بوده باشد. بنابراین نخستین اصل در زندگی انسان معاشرت است، و انزوا و عزلت موارد خاصی دارد. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
شماره ۱8 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» مراقبه و محاسبه یا بررسی انگیزه ها و نتایج🌷 مراقبه و محاسبه یا بررسی انگیزه ها و نتایج 👇👇👇 علمای اخلاق در کتب خود لزوم این دو اصل را در تحصیل ملکات فاضله اخلاقی و نجات از رذائل، تأکید کرده اند، و مسلماً بدون این دو هیچ کس نمی تواند مراتب تکامل روحی و اخلاقی را بپیماید. «مراقبت» همان توجه کامل به چگونگی اعمال و کارها قبل از انجام آن است و «محاسبه» مربوط به بررسی نتیجه و آثار عمل پس از انجام آن می باشد. گاه می شود مختصر غفلت و بی خبری از خود، در یکی از این دو مرحله، انسان را گرفتار سرنوشت شومی می سازد که رهایی از آن به آسانی ممکن نیست. حال روح انسان در این قسمت درست مانند جسم است انسان، برای حفظ سلامت جسم خود ناچار است مراقبتهای مختلف بهداشتی داشته باشد، پیش از خوردن هر نوع غذا و زندگی در هر محیط باید در اموری که ممکن است سرچشمه بیماریهای گوناگون گردد دقت کند. گاهی انسان مجبور است برای پیشگیری از بیماریها تزریق واکسن کند. گاهی باید رژیمهای خاصی از نظر غذا و غیره را بپذیرد و گاه و بی گاه خود را برای معاینات دقیق طبی در اختیار پزشکان حاذق بگذارد و پس از ابتلای به بیماری و درمان آن تا مدتی باید برای جبران نقاهت و رفع آثار سوء آن، به تقویت بنیه خویش بپردازد. برای مبارزه با انحرافات اخلاقی و کسب سلامت روح نیز رعایت تمام این امور لازم است. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
شماره ۱9 🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» مراقبه و محاسبه یا بررسی انگیزه ها و نتایج🌷 مراقبه و محاسبه یا بررسی انگیزه ها و نتایج (قسمت دوم) 👇👇👇 بطور کلی انسانی که علاقه مند به تحصیل ملکات فاضله اخلاقی است باید جهات زیر را در نظر بگیرد: 1- باید همیشه مراقب حال خود باشد و بداند قبل از او، در همه حال، خدا ناظر و مراقب اوست، قرآن مجید می فرماید (أَفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلی کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ)(سوره رعد( 13) آیه 33)، از این آیه استفاده می شود که خداوند مانند کسی که بالای سر انسان ایستاده باشد نگهبان و مراقب اوست. و نیز می فرماید: (انَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً)(سوره نساء( 4) آیه 1) خداوند مراقب (اعمال) شماست. و در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: «اعْبُدِ اللَّهَ کَا نَّکَ تَراهُ فَانْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَانَّهُ یَراکَ»(مجلسی بحارالانوار 72/ 279) آنچنان پرستش خدا کن که گویی او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو رامی بیند. جالب توجه اینکه این حدیث در تفسیر کلمه «احسان» در آیه شریفه (انَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسانِ)(سوره نحل( 16) آیه 90) خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد. وارد شده یعنی؛ سرچشمه تمام نیکیها همان «مراقبت» است. 2- باید پیش از هر سخن و هر عمل در انگیزه و نتیجه و پایان آن به دقت مطالعه کند چنانکه در خبر وارد شده: «انَّهُ یُنْشَرُ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ حَرَکَهٍ مِنْ حَرَکاتِهِ وَانْ صَغُرَتْ ثَلاثَهُ دَواوِینَ: الْاوَّلُ لِمَ؛ الثَّانِی کَیْفَ؛ الثَّالِثُ لِمَنْ»(احیاء العلوم و محجّه البیضاء) هنگام انجام هر عمل هرقدر هم کوچک باشد، سه دفتر برای ثبت خصوصیات آن گشوده می شود: دفتر اول بعنوان چرا؛ و دوم چگونه؟ و سوم برای چه کس می باشد. یعنی در دفتر نخستین انگیزه های عمل، و در دوم کیفیت عمل، و در سوم منظور و هدف نهایی آن ثبت می گردد. مسلماً توجه به چنین حقیقتی انسان را در برابر کارهای خلاف کنترل خواهد نمود. 3- همه روزه باید پس از انجام کارهای روزانه اعمال خود را تحت محاسبه دقیق قرار دهد. چنانچه گناه و خطا و خلافی از او سرزده برای اینکه ریشه دار نشود و بصورت یک حالت روحی در نیاید هرچه زودتر آثار آن را از دل و روح خود بشوید به این طریق که در عواقب شوم آن کار بیندیشد و خود را سرزنش و ملامت کند و تصمیم لازم برای مراقبت و کنترل شدیدتر در آینده اتخاذ نماید و به همان مقدار که کار خلاف مرتکب شده اعمال نیک انجام دهد تا نورانیت و صفای دل و جان او به حال اول برگردد و مانند کسی که از بیماری جسمی برمی خیزد، باید مدتی به تقویت بنیه ایمان و روح و معنویت خود بپردازد (حقیقت توبه نیز چیزی جز اینها نیست). موضوع «محاسبه و جبران عمل» بقدری لازم است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: «انِّی لَاسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاتُوبُ الَیْهِ فِی الْیَوْمِ سَبْعِینَ مَرَّهً»(فیض کاشانی، محجّه البیضاء 2/ 315.) من همه روز هفتاد بار استغفار و توبه می کنم. ناگفته پیداست توبه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از گناه نیست بلکه از چگونگی طاعتهاست! ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» شماره 20🌷 زبان ترجمان دل و کلید شخصیت است 👇👇👇 اصلاح «زبان» و گفتار از آن جهت اهمیت فوق العاده در بحثهای اخلاقی بخود گرفته که زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیت انسان است و مهمترین دریچه ای می باشد که به روح انسان گشوده می شود. به عبارت روشنتر، آنچه در صفحه روح بشر نقش می بندد (اعم از پدیده های فکری و عاطفی و احساساتی) قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابه لای گفته های او خودنمایی می کند. اگر در گذشته اطبا قسمت مهمی از اعتدال و انحراف مزاج را از چگونگی زبان تشخیص می دادند، روانکاوان امروز بیشتر مسایل روانی را در خلال گفتگوهای افراد، جستجو می کنند! روی این جهات است که علمای اخلاق اهمیت خاصی برای اصلاح زبان قائل هستند و اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می دانند. در احادیث اهل بیت علیهم السلام نیز این حقیقت در ضمن بیانات کوتاه و جالبی بیان شده است. دو جمله زیر که به ترتیب از امیرمؤمنان علی علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است شاهد گویای این مدعاست: 1- «الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ»( نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 148.) انسان زیر زبان خود پنهان است! یعنی نه تنها شخصیت علمی بلکه شخصیت اخلاقی و اجتماعی و بطور کلی شخصیت انسانی او زیر زبان اوست و تا سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. 2- «لا یَسْتَقِیمُ ایمانُ عَبْدٍ حَتّی یَسْتَقِیمَ قَلْبُهُ، وَلا یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّی یَسْتَقِیمَ لِسانُهُ»(مجلسی، بحار الانوار 75/ 262. و محجّه البیضاء 5/ 193.) استقامت و راستی ایمان، بدون استقامت و راستی قلب ممکن نیست، و آن نیز بدون استقامت و راستی زبان وجود پیدا نخواهد کرد. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
🌷زندگی در پرتو اخلاق »»»» شماره 21🌷 سی گناه بزرگ که از زبان سرچشمه می گیرد 👇👇👇 اهمیت اصلاح زبان آنگاه آشکارتر می گردد که بدانیم قسمت مهمی از گناهان، مانند قسمت مهمی از اعمال نیک بوسیله زبان انجام می گیرد. مرحوم «فیض» در کتاب «محجه البیضاء» و «غزالی» در «احیاء العلوم» بحث بسیار مشروحی تحت عنوان «گناهان زبان» ذکر کرده اند، از جمله غزالی بیست نوع انحراف و گناه برای زبان نقل نموده است بدین ترتیب: 1- گفتگو در اموری که به انسان مربوط نیست. 2- سخنان زیاد و بیهوده گویی. 3- گفتگو در امور باطل مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده. 4- جدال و مراء (خرده گیری و اعتراض بر دیگران به منظورهای غلط مانند تحقیر دیگران یا اظهار فضل خود). 5- خصومت و نزاع و لجاج در کلام. 6- تصنع در سخن و تکلف در سجع و مانند آن. 7- بد زبانی و دشنام. 8- لعن کردن. 9- غنا و اشعار غلط. 10- افراط در مزاح. 11- سخریه و استهزاء. 12- افشاء اسرار دیگران. 13- وعده دروغ. 14- دروغ در گفتار و قسم. 15- غیبت. 16- سخن چینی. 17- نفاق در سخن (زبان دوگانه داشتن). 18- مدح بیجا. 19- غفلت از دقایق و لوازم سخن و خطاهایی که از این رهگذر دامنگیر انسان شود. 20- سؤالات عوام از مسایل پیچیده مربوط به عقاید که درک آنها از عهده او خارج است. ناگفته پیداست که آفات و انحرافات زبان منحصر به آنچه «غزالی» شماره کرده نیست بلکه آنچه در کلام او ذکر شده تنها قسمت مهمی از آن است و شاید نظر او هم غیر از این نبوده، مثلًا امور زیر نیز از انحرافات زبان است که در گفتار او نیامده است: 1- تهمت زدن. 2- شهادت به باطل. 3- خودستایی. 4- اشاعه فحشا و نشر شایعات بی اساس و اکاذیب اگرچه بعنوان احتمال باشد. 5- خشونت در سخن. 6- اصرار بیجا (مانند کار بنی اسرائیل و امثال آن). 7- ایذاء دیگران با گفتار خود. 8- مذمت کسی که سزاوار نکوهش نیست. 9- کفران نعمت با زبان. 10- تبلیغ باطل و تشویق به گناه. البته بعضی از آنچه در بالا ذکر شد ممکن است مندرج در بعضی دیگر شود (مثلًا وعده دروغ و شهادت به باطل را می توان داخل در مطلق دروغ دانست) و نیز پاره ای از آنها اختصاص به زبان ندارد (مثلًا غیبت، ایذاء مؤمن، کفران نعمت و مانند اینها هم ممکن است با زبان تحقق یابد و هم بوسیله غیر از زبان). ولی آنچه جای تردید نیست این است که مسأله اصلاح زبان باید بعنوان یکی از مهمترین مسائل اخلاقی مورد مطالعه و تعلیم قرار گیرد. اهمیت این موضوع هنگامی روشنتر می شود که توجه به این حقیقت داشته باشیم که زبان سهلترین و ساده ترین و کم خرجترین وسیله ای است که در اختیار انسان قرار دارد، بعلاوه سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست و لذا باید به شدت مراقب آن بود و از این نظر می توان آن را به مواد مفیدی که قابلیت و قدرت انفجار شدید دارد تشبیه نمود، همانطور که انسان از چنان موادی به دقت مراقبت می کند باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد. ادامه دارد... 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir
اشتباه نشود، سکوت از قبیل عزلت و کناره گیری که موضوع گناه را از بین می برد نیست، بلکه یک نوع خودداری از گناه است و در مواردی که میل به بعضی از گناهان از قبیل غیبت، دروغ و... پیدا می کند، هرگاه خویشتن داری و سکوت اختیار نماید فضیلتی را علاوه بر سلامت برای خود کسب کرده است. این موضوع نیز ناگفته نماند که سکوت در مواردی که سخن گفتن لازم است، یکی از بزرگترین معایب محسوب می گردد و نشانه ضعف و زبونی و ناتوانی و عدم شهامت روحی و ترس از غیر خداست. 📍این را هم باید توجه داشت همانطور که بیشتر گناهان با زبان انجام می شود، قسمت مهمی از عبادات و اعمال نیک از قبیل ذکر خدا، ارشاد مردم، تعلیم و تربیت، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد با سخن و... بازبان انجام می گیرد. ادامه دارد... ♾♾♾♾♾♾ ✅ به بپیوندید: 🌻 @nedaye_tahzib 🌿 tahzib-howzeh.ir