🍃
📚#سه_دقیقه_در_قیامت
#قسمت_پانزدهم
گفتند همه رفقای شما سالم هستند.
تعجب کردم، پس منظور از این ماجرا چه بود؟
من آنها را در حالی که با شهادت وارد برزخ شدند مشاهده کرده بودم.
چند روزی بعد از عمل وقتی حالم کمی بهتر شد مرخص شدم.اما فکرم به شدت مشغول بود.
یک روز برای این که حال و هوایم عوض شود با خانوم و بچه ها به بیرون رفتیم .به محض اینکه وارد بازار شدیم پسر یکی از دوستان را دیدم که از کنار ما رد شد و سلام کرد.
رنگم پرید! به همسرم گفتم: این فلانی نبود؟
همسرم گفت: آره خودش بود.
این جوان اعتیاد داشت و دائم دنبال کارهای خلاف بود .
برای به دست آوردن پول مواد همه کاری میکرد. گفتم این مگه نمرده؟ من خودم دیدمش که اوضاع و احوال خیلی خراب بود.
مرتب به ملائکه خدا التماس می کرد حتی من علت مرگش را هم میدانم.
خانومم با لبخند گفت: مطمئن هستی که اشتباه ندیدی؟حالا علت مرگش چی بود؟
گفتم اون بالای دکل مشغول دزدیدن کابل های فشار قوی برق بوده که برق اون رو میگیره و کشته میشه!
خانمم گفت: فعلا که سالم و سرحال بود.
آن شب وقتی برگشتیم خونه خیلی فکر کردم. پس نکند آن چیزهایی هم که من دیدم توهم بوده!
دو سه روز بعد خبر مرگ این جوان پخش شد. از دوست دیگرم که او را میشناخت سوال کردم ، گفت: بنده خدا تصادف کرده.
من بیشتر توی فکر فرو رفتم، چون من خودم این جوان را دیده بودم حال و روز خوشی نداشت.
اعمال، گناهان،دحق الناس.. حسابی گرفتارش کرده بود.
به همه التماس می کرد برایش کاری بکنند..
روز بعد یکی از بستگان به دیدنم آمد ایشان در اداره برق اصفهان مشغول به کار بود. لابلای صحبتها گفت: چند روز قبل یک جوان رفته بود بالای دکل برق تا کابل فشار قوی رو قطع کنه و بدزدد، همان بالا برق خشکش می کند!
خیره شدم به صورت مهمان و گفتم فلانی را میگویی؟
گفت : بله خودش، پرسیدم مطمئنی؟
گفت آره، خودم اومدم بالای سرش اما خانوادهاش به مردم چیز دیگه ای گفتند.
پس از ماجرایی که برای پسر معتاد اتفاق افتاد فهمیدم که من برخی از اتفاقات آینده نزدیک را هم دیدهام.
نمی دانستم چطور ممکن است لذا خدمت یکی از علما رفتم و این موارد را مطرح کردم.
ایشان هم اشاره کرد که در این حالت مکاشفه که شما بودی بحث زمان و مکان مطرح نبوده لذا بعید نیست که برخی موارد مربوط به آینده را دیده باشید.
بعد از این صحبت یقین کردم که ماجرای شهادت برخی همکاران من اتفاق خواهد افتاد.
یکی دو هفته بعد از بهبودی من پدرم در اثر یک سانحه از دنیا رفت.
خیلی ناراحت بودم، اما یاد حرف عموی خدا بیامرزم افتادم که گفت این باغ برای من و پدرت است و او به زودی به ما ملحق می شود...
در یکی از روزهای نقاهت سری به مسجد قدیمی محل زدم.
یکی از پیرمرد های قدیمی را دیدم .
سلام و علیک کردیم و وارد مسجد شدیم. یکباره یاد آن پیرمردی افتادم که به من تهمت زده بود و به خاطر رضایت من ثواب حسینیه اش را به من بخشید!
صحنه ناراحتی آن پیرمرد در مقابل چشمانم بود. با خودم گفتم:
باید پیگیری کنم ببینم این ماجرا چقدر صحت دارد؟ دوست داشتم حسینیه ای که به من بخشیده شده را از نزدیک ببینم.
به پیرمرد گفتم : فلانی رو یادتون هست همون که چهار سال پیش مرحوم شد؟
گفت: بله نور به قبرش ببارد .چقدر این مرد خوب بود. این آدم بی سر و صدا کار خیر می کرد. آدم درستی بود. مثل او کم پیدا می شود.
گفتم: بله اما خبر نداری این بنده خدا چیزی توی این شهر وقف کرده، مسجد حسینیه؟
گفت نمیدانم ولی فلانی با او خیلی رفیق بود از او بپرس .
بعد از نماز سراغ همان شخص را گرفتیم پیرمرد گفت:خدا رحمتش کند دوست نداشت کسی با خبر شود اما چون از دنیا رفته به شما میگویم.
سپس به سمت چپ مسجد اشاره کرد و گفت:
این حسینیه را میبینی همان حاج آقا که ذکر خیرش را کردی این حسینیه را ساخت و وقف کرد.
نمی دانی چقدر این حسینیه خیر و برکت دارد. الان هم داریم بنایی میکنیم و دیوار حسینیه را برمیداریم و وصلش می کنیم به مسجد تا فضا برای نماز بیشتر باشد.
بدون اینکه چیزی بگویم جواب سوالم را گرفتم.. سری به حسینیه زدم و برگشتم و پس از اطمینان از صحت مطلب، از حقم گذشتم و حسینیه را به بانی اصلی اش بخشیدم...
ادامه دارد...
@negin486970
📚#سه_دقیقه_در_قیامت
#قسمت_هفدهم
اما بعد به سرعت تمام کارهایم درست شد و اعزام شدم....
ناگفته نماند که بعد از ماجراهایی که در اتاق عمل برای من پیش آمد کل رفتار و اخلاق من تغییر کرد.
دیگر خیلی مراقب بودم تاکسی را نرنجانم .حق الناس و ... دیگر از آن شوخی ها و سرکار گذاشتن ها خبری نبود.
یکی دو شب قبل از عملیات رفقای صمیمی بنده که سالها با هم همکار بودیم دور هم جمع شدیم.
یکی از آنها گفت شنیدم که شما در اتاق عمل حالتی شبیه به مرگ پیدا کردید.خلاصه خیلی اصرار کرد که تعریف کنم اما قبول نکردم.
چون برای یکی دو نفر خیلی سربسته حرف زده بودم و آنها باور نکردند و به خاطر همین تصمیم گرفتم دیگر برای کسی حرفی نزنم.
جواد محمدی، سید یحیی براتی، سجاد مرادی، عبدالمهدی کاظمی، برادر مرتضی زارع و شاهسنایی در کنار هم مرا به یکی از اتاق ها بردند و اصرار کردند که باید تعریف کنی.
من کمی از ماجرا را گفتم، رفقا منقلب شدند..
خصوصاً در مسئله حق الناس و مقام شهادت!
چند روز بعد در یکی از عملیاتها حضور داشتم مجروح شدم و افتادم جراحت سطحی بود.
اما درست در تیررس دشمن افتاده بودم هیچ کس نمیتوانست به من نزدیک شود.
شهادتین را گفتم. منتظر بودم با یک گلوله از سوی تک تیرانداز تکفیری به شهادت برسم.
در این شرایط بحرانی جواد محمدی و مهدی کاظمی خودشان را به خطر انداختند و جلو آمدند.
آنها سریع من را به سنگر منتقل کردند. ناراحت شدم و گفتم: برای چه این کار را کردید ممکن بود همه ما را بزنند!
جواد گفت: تو باید بمانی و بگویی در آن سوی هستی چه دیدی ...
چند روز بعد ، در جلسه از من خواستند که از برزخ بگویم. نگاهی به چهره تک تک آنها کردم و گفتم چند نفر از شما فردا شهید می شوید...
سکوت عجیبی در جلسه حاکم شد. با نگاههای خود التماس میکردند که سکوت نکنم. من تمام آنچه را دیده بودم را گفتم.
از طرفی برای خودم نگران بودم نکند من در جمع اینها نباشم اما نه ان شالله که هستم.
جواد با اصرار از من سوال میکرد و من جواب میدادم.
در آخر گفت: چه چیزی بیشتر از همه آن طرف به درد ما میخورد؟
گفتم بعد از اهمیت به نماز و نیت الهی و خالصانه، هرچه می توانید برای خدا و بندگان خدا کار کنید..
روز بعد یادم هست که یکی از مسئولین جمهوری اسلامی در مورد مسائل نظامی اظهارنظری کرده بود که برای غربیها خوراک خوبی ایجاد شد...
خیلی از رزمندگان مدافع حرم از این صحبت ناراحت بودند.
جواد محمدی همان مسئول را به من نشان داد و گفت: میبینی پس فردا همین مسئولی که اینطور خون بچه ها را پایمال میکند از دنیا میرود و میگویند شهید شد!!
خیلی آرام گفتم: آقا جواد! من مرگ این آقا را دیدم..در همین سالها طوری از دنیا میرود که هیچ کاری نمیتوانند برایش انجام دهند!!
حتی نحوه مرگش هم نشان خواهد داد که از راه و رسم امام و شهدا فاصله داشته...
چند روز بعد آماده عملیات شدیم جیره جنگی را گرفتیم و تجهیزات را بستیم.
خودم را حسابی برای شهادت آماده کردم.
آرپیجی برداشتم و در کنار رفقایی که مطمئن بودم شهید میشوند قرار گرفتم.
گفتم اگر پیش اینها باشم بهتره احتمالا با تمام این افراد همگی با هم شهید میشویم.
جواد محمدی خودش را به من رساند و پیش من آمد و گفت داریم میریم برای عملیات و خیلی حساسیت منطقه بالاست.
او میخواست من را از همراهی با نیروها منصرف کند . گفتم چند نفر از این بچهها به زودی شهید میشوند از جمله بیشتر دوستانی که با هم بودیم میخواهم با آنها باشم بلکه به خاطر آنها توفیق داشته باشم.
هنوز چند قدمی نرفته بودیم که جواد محمدی با موتور جلو آمد و مرا صدا کرد! خیلی جدی گفت سوار شو باید از یک طرف دیگر خطشکن محور باشی...
ادامه دارد...
_______
@negin486970
@Aminikhaahسه دقيقه در قيامت ۱۷(1).mp3
زمان:
حجم:
15.2M
سه دقیقه در قیامت
قسمت7⃣1⃣
🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت
🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم
🔊 جلسه هفدهم
*ملائکه کتابت اعمال
*هر انسانی مَلَک حافظین دارد
*عالم ملائکه، عالم حقائق است نه اعتباریات
*نوشتن خدا که در قرآن با عبارت "کُتِبَ علیکم..." یاد شده، از چه جنسی است؟
*فرشتگان مصوّر
*ثبت تکوینی به چه معناست؟
*کتابت ملائک به چه صورت است؟
*مقصود از صورت فعل چیست؟
*آیا ملائکه علم به گناه دارند؟
*پنهان شدن ملائکه به چه معناست؟
*هر چه درجات انسان بالاتر برود، ملائکه ثبت اعمال او بالاتر میرود و لذا حسابرسی او هم سنگینتر است
*شرح روایتی در باب نقش ملائک در دیدار دو برادر مومن
*ملائکه حافظین، از چه چیزی محافظت میکنند؟
*پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته میشود به جز در سه مورد
*ملائکه قبض روح تحت امر حضرت عزرائیل(ع) و ملائکه کتابت اعمال تحت امر حضرت اسرافیل(ع) هستند
#مشهد
@Aminikhaahسه دقيقه در قيامت 01.(1).mp3
زمان:
حجم:
8.01M
🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت
🎙 استاد امینی خواه
🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم
🔊 جلسه اول
🔹 پای ثابت میز محاسبه در برزخ!
🔹 اگر میخواهی شهید شوی.....
🔹 چه چیز در برزخ معطلمان میکند؟!
🔹 چشم برزخی؛ خوب یا بد؟
🔹 عالم شگفت انگیز خیال
🔹 کتابی که از تجربه نزدیک به مرگ حاصل شد!
🔹 برنجی که از برزخ آمد!
🔹 چگونه اعمال، صورتهای برزخی را ماندگار میکند؟
🔹 محاکمه شوخی در محاسبه اعمال
🔹 با عینک فلسفه، به هستی بنگریم!
🔹 پرواز روح همان مرگ است؟
⏰مدت زمان ۳۰:۲۹
#مشهد
#فلسفه
#برزخ
@Aminikhaah02_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
17.07M
🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت
🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم
🔊 جلسه دوم
🎙 استاد امینی خواه
🔹 مرگ، رازی بزرگ دارد!
🔹 آیا NDE مخصوص جهان سوم است؟
🔹 برزخ هم برزخی دارد!
🔹 مردی که میتوانست، مرده را زنده کند!
🔹 توبه؛ فرایندی برای تبدیل همه زشتی ها به حسنات
🔹 از بن بست حق الناس ، رها شویم!
🔹 حقوق والدین، حق الناس است؟
🔹 عمود به عمود تا فرج
⏰ مدت زمان : ۳۹:۵۶
#توبه
#حق_الناس
@taalei_edu01_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
12.24M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه اول
🛑 «بهشون گفتم اینا رو نگا کن همه کاراشون فیلمه» به خاطر گفتن این جمله اون دنیا ممکنه چه توانی بدیم؟!
🛑 چشم برزخی منو بگیر
🛑فرق مرگ واقعی با این تجربیات چیست؟!
💠 معرفی کتاب سه دقیقه در قیامت
💠 شناخت ویژگی های عجیب و فوق العاده این کتاب
💠شناخت روند بحث
💠 ماجرای تالیف کتاب و شناخت شخصیت اصلی داستان
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu02_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
17.07M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه دوم
🛑میدونستی مرگ بادیگارد آدمه؟!
🛑وقت مرگ روح از کدام عضو بدن خارج میشود؟!
🛑داستان پزشک اطفالی که دختر خودشو چهار بار غرق کرد تا بفهمه اون دنیا چه خبره...
🛑 چرا برای فالو کردن کسی باید توبه کنم؟!
🛑عاق والدین بعد مرگ ممکنه؟!
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu01_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
12.24M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه اول
🛑 «بهشون گفتم اینا رو نگا کن همه کاراشون فیلمه» به خاطر گفتن این جمله اون دنیا ممکنه چه توانی بدیم؟!
🛑 چشم برزخی منو بگیر
🛑فرق مرگ واقعی با این تجربیات چیست؟!
💠 معرفی کتاب سه دقیقه در قیامت
💠 شناخت ویژگی های عجیب و فوق العاده این کتاب
💠شناخت روند بحث
💠 ماجرای تالیف کتاب و شناخت شخصیت اصلی داستان
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu02_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
17.07M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه دوم
🛑میدونستی مرگ بادیگارد آدمه؟!
🛑وقت مرگ روح از کدام عضو بدن خارج میشود؟!
🛑داستان پزشک اطفالی که دختر خودشو چهار بار غرق کرد تا بفهمه اون دنیا چه خبره...
🛑 چرا برای فالو کردن کسی باید توبه کنم؟!
🛑عاق والدین بعد مرگ ممکنه؟!
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu03_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
29.6M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه سوم
🛑چرا بریم قبرستون؟!
🛑هیچ چیز اتفاقی نیست...
🛑یاد مرگ درست و حسابی چجوریه؟!
🛑همه آدما حامله هستن مرد و زن نداره!
🛑کدوم عالم رو هر وقت یاد کنی او هم یادت میکنه؟!
🛑 داستان زنی که حضرت قمر بنی هاشم بهش استخاره یاد داد...
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu04_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
23.2M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه چهارم
🛑 چگونه چشم برزخی پیدا کنیم؟
🛑 مرگ چیه ؟
🛑ستونی که چون پیامبر بهشت تکیه نکرد فریاد زد!
#سه_دقیقه_در_قیامت
@taalei_edu05_se_daghighe_dar_ghiamat_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
24.12M
⭕️ شرح و بررسی کتاب « سه دقیقه در قیامت »
✅جلسه پنجم
🛑 حق الناس شهدا را هم گیر میندازه
🛑 تاثیر دعای زائر امام حسین
🛑 مرگ اختیاری چیست؟
#سه_دقیقه_در_قیامت