خیلیا هم فکر میکنن تورس تنبله، درصورتیکه قضیه بیشتر اینه که بیگدار به آب نمیزنه. ترجیح میده یه کارو آرومتر ولی درست انجام بده، تا اینکه فقط سریع جلو بره و بعد همهچیز خراب بشه.
تورس یه آرامش درونی خاص داره که خیلیا نمیفهمنش.
توی دنیایی که همه دائم درحال دویدن و رقابت کردن و ثابت کردن خودشونن، تورس معمولا اون آدمیه که بدون سر و صدا کارشو میکنه و سعی میکنه تعادلش رو حفظ کنه. ( همین آرامش گاهی بقیه رو کلافه میکنه چون اونا به هیجان و آشفتگی عادت دارن )
جمنایها رو به عنوانِ یه آدمِ حواسپرت یا حتی دورو قضاوت میکنن، چون نمیتونن بفهمن که یه آدم میتونه همزمان از چند زاویه مختلف به یه موضوع نگاه کنه. جمنای فقط به یه جواب یا یه دیدگاه قانع نمیشه و دوست داره همهچیزو بررسی کنه، سوال بپرسه و مدام چیزای جدید کشف کنه.
آدمها کنجکاوی و تغییرپذیری جمنای رو با سطحی بودن اشتباه میگیرن. چون جمنای دائم درحال حرف زدن، یاد گرفتن، عوض کردن فضا یا رفتن سراغ موضوعات مختلفه. و ممکنه به نظر بیاد تمرکز نداره ولی میتونم بگم که ذهنش همیشه فعاله و مدام دنبال اطلاعات و تجربهها و ایدههای تازه میگرده.
برای همین جمنای با آدمای مختلف راحت ارتباط میگیره و میتونه با هرکسی دربارهی یه چیزی حرف بزنه.
کنسرها رو زیادی احساساتی یا مودی صدا میکنن، چون نمیتونن درک کنن که یه آدم واقعاً احساساتش رو عمیق تجربه کنه. کنسر از اون آدماییه که حال و هوای آدمها و وایبشون و فضای اطرافش رو سریع میفهمه ( حتی وقتی کسی چیزی به زبون نمیاره ) برای همین چیزایی رو حس میکنه که شاید بقیه اصلاً متوجهش نشن.
بقیه مهربونی و مراقبت کردن یا حساس بودن کنسر رو با ضعف اشتباه میگیرن :( درصورتی که کنسر یه قدرت عاطفی و غریزهی محافظت خیلی قویی داره. کنسر وقتی کسی براش مهم باشه واقعاً هوای طرف رو داره و تا جایی که بتونه از آدمای نزدیکش مراقبت میکنه.
کنسرها زودتر از بقیه ناراحتی و فشار یا غم پنهان آدمها رو میفهمن.
مثلا ممکنه کنسر ممکنه وارد یه جمع بشه و بدون اینکه حرف خاصی زده بشه حس کنه اوضاع خوب نیست یا یکی حالش گرفتهست. این باعث میشه بعضیا فکر کنن زیادی واکنش نشون میده.
ولی درواقع فقط نسبت به احساسات و انرژی اطرافش آگاهتره.