کنسرها زودتر از بقیه ناراحتی و فشار یا غم پنهان آدمها رو میفهمن.
مثلا ممکنه کنسر ممکنه وارد یه جمع بشه و بدون اینکه حرف خاصی زده بشه حس کنه اوضاع خوب نیست یا یکی حالش گرفتهست. این باعث میشه بعضیا فکر کنن زیادی واکنش نشون میده.
ولی درواقع فقط نسبت به احساسات و انرژی اطرافش آگاهتره.
آدما لئوها رو خودخواه یا تشنهی توجه میدونن چون حضورِ لئو اونقدری پررنگه که نمیتونن باورش کنن. لئو انرژی و اعتمادبهنفس و گرمایی داره که توی هر جمعی دیده میشه، و این برای بعضیا ممکنه زیادی به چشم بیاد. ولی بیشتر وقتا قضیه خودنمایی نیست ، فقط لئو خودش رو پنهان نمیکنه. همین.
لئو ترجیح میده احساسات و سلیقه و شخصیتش رو کامل و واضح نشون بده. برای همین ممکنه بعضیا فکر کنن زیادی نمایشی رفتار میکنه ( ولی واقعیت اینه که لئو فقط راحتتر از بقیه خودش رو ابراز میکنه )
و غرور لئو رو اشتباه میفهمن.
فکر میکنن فقط میخواد مرکز توجه باشه درصورتیکه بخش زیادی از اون اعتمادبهنفس باعث میشه به بقیه هم حس خوب بده :) لئو از اون آدماییه که وقتی وارد یه جمع میشه سعی میکنه فضا رو گرمتر و شادتر یا پرانرژیتر کنه و خیلی وقتا ناخواسته به بقیه هم جرئت میده خودشون باشن.
ویرگوها رو ریزبینِ وسواسی یا زیادی انتقادی صدا میکنن چون بقیه معمولاً حوصلهی دیدن جزئیات رو ندارن. برای همین وقتی ویرگو به چیزهای کوچیک دقت میکنه یا ایرادها رو میبینه فکر میکنن داره سختگیری میکنه )
و فکر میکنن ویرگو بی احساسه. اما ویرگو وقتی به کسی یا چیزی اهمیت بده، سعی میکنه درستش کنه، بهترش کنه یا حداقل از خراب شدنش جلوگیری کنه. این نوع مراقبت کردنش بیشتر عملی و رفتاریه و با احساسات اونقدر نشونش نمیده
لیبراها رو خیلی مردد میدونن چون از بیرون اینطور به نظر میاد که بین چند انتخاب گیر میکنن و سخت تصمیم میگیرن. ( ولی لیبراها دارن همهی جوانب رو میسنجن و سعی میکنن بیعدالتی یا یکطرفه بودن تصمیم رو به حداقل برسونن. یا حداقل ضررش رو. )
لیبرا حتی دنبال درگیری یا تنش هم نیست برای همین قبل از هر تصمیمی سعی میکنه فضا رو بفهمه و بین طرفها تعادل ایجاد کنه. و خیلیا این لطافت لیبرا رو با یه رفتار فیک اشتباه میگیرن.