هدایت شده از قلعه مالویل-!
یک افسانه یونانی وجود داره در مورد دوشیزه ای به نام کلیتی. كلیتی دلباخته ی هلیوس خدای خورشید بود. هلیوس هم مدتی بهش عشق می ورزید، اما عشقش دوامی نداشت و بعد از مدتی او رو رها کرد. كلیتی که خیلی دل شکسته بود خودش رو برهنه كرد و به مدت نُه روز بدون غذا و نوشیدنی روی صخرهای می نشست و آرزو می کرد که دوباره هلیوس رو در حالی که سوار بر ارابهاش از آسمان میگذره ملاقات بکنه. بعد از گذشت نه روز خدایان دلشون برای کلیتی به رحم میاد و او رو به یک گل تبدیل می کنند که نگاهش به سمت خورشید خیره است. گل آفتابگردون همون کلیتی دل باختهای است که به تماشای عشقش،هلیوس نشسته.
تنها دزیزهی عاشق ژنرال
کتابی با طعم نسکافه؛
کتابی با طعم نسکافه ☕:]
خیلی قشنگه احساساتم میدونی اسم کامل قطعش چیه یا من درآوردیه؟
کتابی با طعم نسکافه؛
http://www.quotev.com/quiz/14529618/%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D
بی حواس لینکتو شخصیم یا پی وی میدی؟
کتابی با طعم نسکافه؛
آهسته تایپ میکند: کسی که با مهربانی شکستش داد. یافت نشد... _! Typing tardus: Qui eum benigne vici
دوستش داری...؟.
«پس بجای دیوانه شدن درست فکر کن»
Eam amas...?
Insanus est hic tibi, rectum putes!.
{#Malum_Iuvenis}؛؛