کتابی با طعم نسکافه؛
بچه شاید براتون سوال باشه ملمیتوم چیه، ملمیتوم یه سرزمینی که تو واقعیت وجود نداره:"[
که مال منه بیشتر موقعه ها اونجام بعد شخصیتایی که دوسشون دارم اونجان یه چندتایی از دوستامم اونجان: فِلک، وینیو مینوس(بهش میگن وینی یا وین{تنها کسی که از نسل سینیوس ها باقی مونده} )، ایکوی سینتی (ایک یا ایکی صداش میکنن [نامرد رفیق صمیمی وینیه] )، ژلیزا پرین (همون ژلیزا{ایک خیلی ازش خوشش میاد} )، یوکا(خیلی مظلوم و در این حال رو دوستاش خیلی غیرت شدید داره)، میناس (اولین کسی که وین رو به ملمیتوم آورد و دیدش، سنش کمه، من ازش خوشم میاد دوست خیلی خوب برای هر کسی).
خیلی زیادن اصلا ولی حالا چهار پنج تاشونو گفتم گفتم دیگه و اینکه...
حوصلم نیس تایپ کنم /:
{#Malum_Iuvenis}
کتابی با طعم نسکافه؛
بچه شاید براتون سوال باشه ملمیتوم چیه، ملمیتوم یه سرزمینی که تو واقعیت وجود نداره:"[ که مال منه بیشت
کلا جزئیات خیلی داره ولی اینم بگم که آدمای عادی نمیتونن برن اونجا به هیچ وجه (یه وجه داره اونم اینکه استاد پیرس بلدهه برای دو انسان فقط، دریچه رو باز کنه)
{#Malum_Iuvenis}
کتابی با طعم نسکافه؛
اینم سیتا ماسک زده نترسین (یه رگش عربه) ایکی لهجشو مسخره میکنه (بعضی موقعه ها) اونم با پا میره تو صو
تازه از هیچکسم نمیترسه(عمه آرتینا)
حتی از فِلک(یه قارچ غول پیکر بوگندو و مهربون و شوخ طبع) دندونای فلک اصلا...
وای
#Malum_Iuvenis