2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌وقتی سریع القلم سرنا را از سر گشادش مینوازد: با دشمنان مروت، با دوستان جدایی 📝محمدجواد نجفی 🔗متن
♦️#سریعالقلم کرهٔ زمین را میچرخاند، هر نقطه در برابر چشمانش قرار بگیرد را در گوگل جستوجو میکند، مزایایش را هدف راهبردی تعریف میکند و معایبش را نادیده میگیرد. در جهانی سست و نسبی شده که هنوز نظم آمریکایی سرمایهداری بر آن حاکم است، این مزایا و معایب هم جهت مشخص آمریکایی دارند.
🔸️واقعیت برای توصیههای توسعهای سریعالقلم آنقدرها اهمیت ندارد. در صورتی که واقعیت مجموع مزایا و معایب است و اگر قرار است توسعهای رقم بخورد باید براساس واقعیت، بوم و مجموع مزایا و معایب باشد.
🔸️ ترکیه اگر چه در نظم جهانی تعریف شده، عضو ناتو و کشوری سکولار است، میزبان بیلگیتس و ماسک و رفقاست، اما نظامی سرکوبگر دارد که هر وقت مصلحت باشد، پاکسازی، یکدستسازی و تصفیه سیاسی انجام میدهد؛ شبیه سال 2016 با آن اعداد و ارقام عجیب از زندانی و اخراجی و تبعیدی. عربستان اگر چه کشوری رو به *توسعه* است و نه تنها شاهانش با اپستینیها عکس خصوصی دارند بلکه سهامدار بسیاری از این شرکتها هستند و به دلیل منابع انرژی گسترده همیشه موقعیت مکانی جذابی برای سرمایهگذاری و تاسیس شرکتهای فناورانه است. اما همین عربستان تجربه قتل و چرخ خاشقچی و کشتن و ناپدید کردن مخالفان سیاسی دارد. سریعالقلم پیشتر هم گفته بود که سیاست خارجه جمهوری اسلامی باید تغییر کند تا در توسعه از عربستان عقب نماند. سریعالقلم نمیداند سیاستخارجی و سیاستداخلی نیز یک پکیج واقعی و مرتبط و هم راستا هستند.
🔸️ترکیه، عربستان، امارات، کشور کوچکی در شاخ آفریقا یا دهکدهای در شمال اروپا مهم نیست. مزایای هر کدام که در جهت تامین منافع آمریکا است مطلوب سریعالقلمها و غربزدهها است. ایران باید اینگونه باشد. ایران آرمانی اینها جمع تمام مزایای آمریکایی است. وقتی مطلوب آمریکا باشید به راحتی میتوان از معایبتان چشمپوشی کرد. واقعیت ایران هم باید به این سمت تغییر کند تا منافعی را تامین کند و اگر خدای آمریکایی خواست، منفعتی هم کسب کنید.
🔸️مهمانان دفتر اردوغان امثال ایلان ماسک هستند و این حسرت فراوان دارد برای سریعالقلمی که کنفرانسهایش را با خاطرات کوتاه از برخوردهای شخصی با راکفلر و دوستان پر میکند. رابطه ایلان ماسک با ایران اما متفاوت است. خاطره ایرانیان از ایلان، چیست؟ اسناد وزارت دادگستری آمریکا نشان میدهد ارتش این کشور از هوش مصنوعی «گروک» برای حمله به ایران استفاده کرده است. حالا سریعالقلم تجویز میکند که ایران دوستانش را عوض کند و با دشمنانش بنای دوستی بریزد. حشد عراق و حزب خدا لبنان را رها کند که در #جنگ همراهش جنگیدند و خون دادند و با کسی دوستی کند که علیهاش جنگید و بمبارانش کرد.
🔸️او پا را فراتر میگذارد و در مصاحبهاش در مجله آگاهینو عادیسازی با رژیم صهیونیستی را پیشنهاد میدهد. او معتقد است لابی اسراییل بخشی از آمریکا است و تا با رژیم صهیونیستی دوست نباشیم، نمیتوانیم روابط عادی با آمریکا داشته باشیم.
🔸️ #ایران دوستیهایی عمیق در سراسر منطقه ایجاد کرده که در جنگ مشخص شد این دوستیها چگونه به کمکش آمد. انسان ایرانی بر اساس واقعیت موجود خود، منطقه و جهان، چیزی تاسیس کرده است که نقطه قوتش است و در بحرانها به کمکش میآید. اما این دوستی نه تنها در جهت منافع آمریکایی نیست بلکه برعکس بر علیه منافع آمریکایی است. این دوستی در نگاه سریعالقلم در دسته معایب قرار میگیرد و برای موفقیت باید عوضش کرد.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🆔️ @newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌بازخوانی انتقادی نظریه «جامعه کلنگی» از کورتکس مغز تا بنبستهای تئوریک 📝 سیدعلی حسینی 🔗متن #نوآ
📝 سیدعلی حسینی
♦️مقدمه:در فضای تحلیلهای اجتماعی و تاریخی معاصر، هر اندازه تلاش کنیم تا به سوی رویکردهای میانرشتهای و دادهمحور حرکت کنیم، باز هم شاهد بازگشت به نظریات کلان و تکعاملی نیمه قرن پیش هستیم. در این میان، نظریه «جامعه کلنگی» یا «جامعه کوتاهمدت» همایون کاتوزیان، به دلیل جذابیت استعاری و ارائه پاسخی سریع به معضل توسعهنیافتگی ایران، همچنان در برخی محافل مورد استناد قرار میگیرد. اگرچه تاریخ مصرف این دست نظریات کلان که بر پایه تقابلهای دوتایی بنا شدهاند، مدتهاست که به پایان رسیده است، اما متأسفانه هنوز در فضای مجازی به عنوان رفرنسی برای تبیین وضعیت موجود به کار میرود. به همین سبب، ضروری است این نظریه را نه به عنوان یک حقیقت مطلق، بلکه به عنوان فرضیهای که در کنار نظریات مشابهی همچون «نظریه کورتکس» دکتر محسن رنانی سعی در ریشهیابی مشکلات دارند، مورد نقد قرار دهیم تا تفاوت میان «استعارههای تحلیل» و «واقعیتهای جامعهشناختی» مشخص شود.
🔸تبیین نظریه: منطق «کوتاهمدت بودن» کاتوزیان مدعی است که ساختار سیاسی ایران بر پایه «استبداد» بنا شده و این وضعیت، امنیت مالکیت را از بین برده است. نتیجه این وضعیت، شکلگیری جامعهای است که در آن هیچکس برای آینده بلندمدت برنامهریزی نمیکند، زیرا میداند هر لحظه ممکن است با یک «کلنگ» (تغییر ناگهانی قدرت)، تمام دستاوردهایش تخریب شود. از نظر او، این «کوتاهمدت بودن» مانع از انباشت سرمایه و تداوم نهادی شده است.
🔸️ نقد اول: تداوم در برابر گسست (فقدان دیدگاه تاریخی)
بزرگترین نقطه ضعف نظریه جامعه کلنگی، نادیده گرفتن «تداومهای ساختاری» است. کاتوزیان بر گسستها تأکید میکند، اما تاریخ ایران تداومهای شگفتآوری را نشان میدهد. از نظام دیوانسالاری ساسانی تا ساختارهای اداری دوران اسلامی و حتی تداوم هویت زبانی و فرهنگی در برابر موجهای مهاجرتی و تغییرات سلسلهای، همگی نشان میدهند که ایران هرگز «از صفر» شروع نکرده است.
اگر جامعه ایران واقعاً «کلنگی» بود، ما با گسستهای مطلق روبرو بودیم، در حالی که در واقعیت، لایههای اداری و بوروکراتیک ایران (که کاتوزیان خود در برخی آثار به آنها اشاره میکند) همواره به عنوان ضربهگیر در برابر تغییرات ناگهانی عمل کردهاند. در واقع، تداوم بوروکراسی ایرانی، نقطه مقابل نظریه جامعه کلنگی است.
🔸️ نقد دوم: تقلیلگرایی اقتصادی و زیستشناختی
کاتوزیان علل توسعهنیافتگی را در ساختار سیاسی (استبداد) جستجو میکند. در سالهای اخیر، برخی دیگر از اندیشمندان مانند دکتر محسن رنانی با طرح «نظریه کورتکس»، این بحث را به لایههای پیچیدهتری برده و مدعیاند که ساختار توسعهنیافتگی حتی در لایههای مغزی و رفتاری ما (عدم شکلگیری کورتکس برای تفکر بلندمدت) ریشه دوانده است. اگرچه این نگاهها لایههای جدیدی از بحران را آشکار میکنند، اما نقد مشترک به هر دو (کاتوزیان و رنانی) این است که با تقلیل دادن مسائل کلان ساختاری به یک عامل واحد (خواه استبداد سیاسی باشد، خواه عدم تکامل کورتکس مغزی)، عملاً نقش پویای جامعه، تعاملات جهانی و استراتژیهای پیچیده طبقات اجتماعی برای بقا را نادیده میگیرند.
🔸️نقد سوم: ذاتگرایی و استثناگرایی
نظریه جامعه کلنگی نوعی «استثناگرایی ایرانی» را ترویج میکند؛ گویی ایران دارای خصلتی ذاتی است که آن را از سایر جوامع متمایز میکند. این نگاه، تأثیرات استعمار، موقعیت ژئوپلیتیک و تحولات جهانی را به حاشیه میراند. بررسی تطبیقی نشان میدهد که بسیاری از کشورها گسستهای مشابهی را تجربه کردهاند، اما این گسستها منجر به «کلنگی شدن» همیشگی نشدهاند.
🔸نقد چهارم: پیامد روانشناختی و تقدیرگرایی
ترویج این نظریات در فضای معاصر، خطر «تقدیرگرایی» (Fatalism) را همراه دارد. وقتی به مخاطب گفته شود که ما در جامعهای کلنگی هستیم یا کورتکس مغزی ما توان توسعه ندارد، این پیام القا میشود که هر تلاشی برای اصلاحات بلندمدت محکوم به شکست است. این رویکرد، کنشگری اجتماعی را به جای تحریم ساختارهای غلط، به سمت ناامیدی یا پذیرش انفعال سوق میدهد.
♦️جمعبندی: تلاش همایون کاتوزیان برای تحلیل بیثباتیهای سیاسی به یک «قانون کلی برای تاریخ ایران»، خطایی است متدولوژیک. جامعه ایران، علیرغم گسستهای سیاسی، تداومهای فرهنگی عمیقی دارد. ما نباید اجازه دهیم استعارههای جذاب مانند «جامعه کلنگی» یا «ضعف کورتکس»، جایگزین تحلیلهای دقیق اقتصادی و اجتماعی شوند. تاریخ ایران، پیچیدهتر از آن است که در قالب یک استعاره خلاصه شود.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🆔️ @newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌ریشههای خودتحقیری در شبهروشنفکری ایرانی توان رقابت با آنچه «همه خوبان با هم دارند» را نداریم! 📝م
♦️یکی از بیماریهای شبه روشنفکری ایرانی فقدان معیار روشن برای ارزیابیهای منفیشان از دولت و مردم ایران است. در این چارچوب ارکان مختلف نظام و یا فرهنگ ایرانیان نه مثلا با نقاط قوت یک کشور شبیه به خود بلکه دائما با نقاط مثبت همه کشورهای به اصطلاح توسعهیافته یا در حال توسعه مقایسه میشود. مثلا نظام سلامتش با (NHS) انگلستان، نظام آموزشیاش با فنلاند، نظام قضاییاش با آمریکا، نظام سیاسیاش با فرانسه، فرهنگ کارش با ژاپن و... مقایسه میشود و خب قاعدتا چون هیچ کشوری نمیتواند به تنهایی با «آنچه همه خوبان با هم دارند» رقابت کند و در نتیجهی این نوع مقایسه، نظام و مردم ایران همواره و در همه حال مستوجب تحقیر و سرزنش هستند.
♦️ در واقع در این شیوه داوری و ارزیابی، این موقعیتِ فرودست نظام و تاریخ و مردم ایران شکلی ذاتگرایانه و ازلی-ابدی پیدا میکند و از همین روست که این نویسندگان و گویندگان برای توجیه این فرودستی همیشگی مجبور هستند از تبیینهای شبه علمی ذاتی و طبیعی استفاده کنند: شبیه رنانی که میگفت کورتکس ایرانیان ضخیم نیست یا سریعالقلم که میگفت هوش هیجانی ایرانیها کلا پایین است یا کاتوزیان که مساله را به اقلیم خشک ایران پیوست میکند.
♦️نکته مهمتر، این نویسندگان و گویندگان این مقایسهها را بدون توجه به این مهم انجام میدهند که ایران در پنجاه سال گذشته تحت سختترین فشارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و تبلیغاتی بوده است و کوچکترین مسائل و کژکارکردیهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعیاش با صدها رسانه ایجاد و حمایت شده توسط استعمار نو که بر فضای عمومی آن خیره شدهاند برجستهسازی میشود و اغلب به مسالهای امنیتی تبدیل میشود تا عقلانیت درونی از حل آن ناتوان و برکنار مانده و مشکلات انباشت شوند.
♦️از این جهت اخیر شرایط ایران قابل مقایسه با هیچ کشوری در جهان نیست و همینکه توانسته است علیرغم همه این بردارهای فشار بیرونی که هر کدام یک کشور و ملت و تاریخ را از نفس میاندازد سرپا بماند و تاب بیاورد خود معجزهای بزرگ است. این دست ارزیابیها در اثر آن «ملیگرایی روش شناختی» است که متاسفانه از همان لحظه تاسیس دانشگاه در ایران بر علومانسانی و اجتماعی جریان اصلی ما سایه افکنده و امکان داوری درست را سلب کرده است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🆔️ @newavard
📌 شبهعلم لوکس
♦️بازخـوانی انتقــادی آرای محمود سریعالقلم به بهانه گفتار اخیر او درباره اهمیت طبقه متوسط
🖊️محسن محمودی
🔸️این نوشتار، نه یک جدل سیاسی یا شخصی، بلکه تلاشی است برای «راستیآزمایی» و «نقد روششناختی» گفتمانی که مدعی «علمی بودن» است، اما شواهد متقن نشان میدهد که بر پایههایی سست از «افسانههای آماری»، «خاطرهگوییهای غیرقابل اثبات»، «خلقیات ما ایرانیان محمدعلی جمالزاده»، «شرقشناسی وارونه» و «دفاع ایدئولوژیک از الیگارشی» بنا شده است.
🔸مسئله اصلی نوشتار حاضر، واکاوی این پارادوکس است: چگونه متفکری که دائماً جامعه ایران را به «دقیق نبودن»، «احساسی بودن» و «نداشتن روش» متهم میکند، خود در تولید گزارههای بنیادین نظریهاش، از ابتداییترین استانداردهای پژوهش آکادمیک ـ یعنی استناد به دادههای معتبر و پرهیز از تعمیمهای ناروا ـ عدول میکند؟ این نوشتار، با واکاوی دادههای موجود، نشان خواهد داد که «پروژه سریعالقلم» بیش از آنکه یک نظریه علمی بومی یا جهانی باشد، یک «مانیفست سیاسی» برای هژمونی طبقه خاصی از نخبگان انحصارطلب است که با لعاب مفاهیم شبهعلمی پوشانده شده است.
🔗متن کامل یادداشت را اینجا مطالعه کنید
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌پیش به سوی جمهوری سوم؛ حراج مالکیت عمومی به نفع اولیگارشی 🖊️سیدعلی حسینی 🔗متن کامل یادداشت را این
♦️در حالی که در لایههای زیرین سیاستهای دولت جدید، بحث از بازتعریف ساختار سیاسی تحت عنوان "جمهوری سوم" و بازنگری در مالکیت منابع عمومی در جریان است، شاهد ظهور موجی از روایتهای بهظاهر تخصصی اما بهشدت پوپولیستی در فضای مجازی هستیم. این سخنرانیها و تحلیلها، اتفاقی یا تصادفی نیستند؛ بلکه بخشی از یک استراتژی نظاممند برای "مهندسی رضایت" مخاطب است تا در آیندهای نزدیک، حراج منابع عمومی و واگذاری داراییهای ملی، نه به عنوان یک عقبگرد اقتصادی، بلکه به عنوان "آزادسازی" و "حق مردم" جلوه داده شود. در واقع، این روایتها در حال آمادهسازی فضای ذهنی جامعه هستند تا پذیرشِ انتقال ثروت از بخش عمومی به دستان اولیگارشیِ جدید را تسهیل کنند. در ادامه، کالبدشکافی یکی از همین روایتها را میخوانید که نشان میدهد چگونه از زبان مردم برای پیشبرد اهداف نخبگان اقتصادی استفاده میشود:
🔻در تحلیل سخنرانی اخیر این فرد، میتوان الگویی را شناسایی کرد که در آن از «زبان مردم» برای پیشبرد «منافع نخبگان اقتصادی» استفاده میشود. این رویکرد را میتوان در چهار محور فنی تحلیل کرد:
🔸️۱. ابزارسازی از بحران مشروعیت (تخریب با برچسبهای نادرست)
استفاده از واژه «کمونیسم» برای توصیف اقتصاد ایران، یک خطای علمی عمدی است. هدف از این برچسبزنی، ایجاد یک «بحران مشروعیت» برای دولت است تا با ترساندن مخاطب از مدل فعلی، راه برای معرفی یک «ناجی» هموار شود. در واقع، او سعی میکند با جایگزینی مفاهیم (جایگزینی سرمایهداری دولتی با برچسب کمونیسم)، مخاطب را به سمت پذیرش راهکارهای حداکثری در جهت خصوصیسازی سوق دهد.
🔸۲. ماسک پوپولیسم و هدف اولیگارشیک
در این سخنرانی، یک تضاد آشکار میان «ادعاهای پوپولیستی» و «راهکارهای نخبگانی» وجود دارد. از یک سو، او از «لیاقت ملت» و «حق مردم» سخن میگوید تا اعتماد تودهها را جلب کند، اما از سوی دیگر، راهکار نهایی را «واگذاری مالکیتها به خانوادههای کارآفرین» میداند.
این دقیقاً همان الگوی «پوپولیسم راستگرا» است: استفاده از زبان مردم برای انتقال داراییهای ملی از دست دولت به دست یک «اولیگارشی» (حکمرانی ثروتمندان). در این مدل، «مردم» تنها ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به انتقال ثروت به «خانوادههای خاص» هستند.
🔸️۳. خصوصیسازی به مثابه ابزاری برای بازتولید سرمایه
پیشنهاد «کوچک کردن دولت» و «واگذاری مالکیتها»، در این تحلیل، نه یک راهکار برای رفاه عمومی، بلکه سازوکاری برای بازسازی سودآوری سرمایهداران است. این مدل، تکرار تجربه خصوصیسازیهای رفاقتی است که در آن داراییهای ملی با قیمت ارزان به دست گروهی محدود میرسد. در واقع، هدف او نه «توسعه»، بلکه «تغییر مالکیت» از بخش عمومی به بخش خصوصیِ وابسته است تا سودآوری سرمایهداری در قالبی جدید تثبیت شود.
🔸️۴. مدیریت اضطراب اجتماعی با ابزارهای احساسی
استفاده از مقایسههای سطحی (مانند قیمت طلا در دورههای مختلف)، تلاشی برای تبدیل «بحران اقتصادی» به «خشم روانی» است. او به جای ارائه یک مدل نظری منسجم، از «اضطراب معیشتی» مردم به عنوان سوخت استفاده میکند تا راهکارهای ابزاری (مانند واگذاری داراییها) را به عنوان تنها راه نجات معرفی کند. این روش، مخاطب را از تحلیل «علتهای ساختاری» دور کرده و به سمت پذیرش سریع راهکارهایی میبرد که در نهایت به نفع جریانهای سرمایهدار است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌 پروژه نرمالیزاسیون بعد از تشییع: نه خانی آمده، نه خانی رفته! 🖊️پدرام کاوند هریری 🔗متن کامل یاددا
♦️بعد از جنگ ۱۲روزه و بخصوص بعد از جنگ ۳۹روزه رمضان بسیاری از غرب گرایان که با شنیدن صدای بمبها با واقعیت وجودی نظام بین الملل از نزدیکتر آشنا شده بودند دیگر از آن خوشبینیهای سابق درباره مشروعیت نظام حقوقی بین الملل و نهادهای حافظ این نظم ظالمانه جهانی و شعارهای صلح و حقوق بشری غربیها و... دست کشیدند و در چرخشی گاه صریح و گاه ضمنی به نقد گذشته سیاسی خود و احزاب متبوع و دوستان سابق و لاحقشان پرداختهاند.
🔸اما برخی دیگر از آن ها که هنوز صدای سوت بمبها هم نتوانسته آنها را از خواب خرسی خارج کند در روزهای گذشته و پس از آیینهای گسترده و پرشور تشییع و تدفین رهبری شهید مجددا پروژه نرمالیزاسیون را کلید زدهاند و گزارههایی چون «رهاسازی تنگه هرمز»، «شخصی جلوه دادن دشمنی رهبری شهید با آمریکا»، «شخصی جلوه دادن موضوع انتقام شهادت رهبری»، «صرف نظر کردن از انتقام»، «تحقیر و تقلیل حاضران در اجتماعات شبانه میدانی» و .... در همین چارچوب طرح میشوند.
🔸پیشتاز این پروژه هم سایت انتخاب و برنامه گفتگو محور محمدفاضلی است که تلاش میکنند با به صحنهآوردن رادیکالهای غرب گرا همچون ناصر هادیان (از فعالان جنبش بدیم بره)، سعید شریعتی ( از وابستگان حزب مشارکت و شرکتهای نفتی) و فیاض زاهد ( از مبلغان ایده توهمی سرمایهگذاری ۱۰۰۰ میلیاردی ترامپ در ایران) دوباره ما را به عقب برگردانند.
🔸️این مرتجعینی که در تلاش هستند تجربیات و خاطرات ما از بدعهدی آمریکاییها در قرارداد الجزایر در دهه شصت ، در ماجرای آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان در دهه هفتاد، در پیمان سعدآباد در دهه هشتاد و در برجام در دهه ۹۰ و در یکسال گذشته در قبول مذاکره و بعد از آن بمباران شدن دوباره میز مذاکرات و ترور رهبر و حمله به تاسیسات هستهای در سکوت سازمانهای مثلا صلح بین المللی را پاک کنند به طوری که گویا «نه خانی آمده و نه خانی رفته» و ملت ایران را به پیش از جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹روزه برگردانند متوجه نیستند برخلاف آنها حافظه ملت مبعوثی که میدانهای اجتماعات شبانه را حفظ کردهاند شبیه ماهیها نیست که به سادگی تجربیات بدعهدیها و زورگوییها و فریبکاریهای قبلی آمریکاییها و اروپاییها را فراموش کنند.
🔸بخاطر همین انباشت تجربیات است که ملت مبعوث با دقت و حمیت اخبار مذاکره و تفاهم و نقض تعهدات توسط آمریکا را به صورت لحظهای رصد میکنند و واکنش نشان میدهند.
♦️نه آقایان! ما بهرهای از حافظه داریم و دیگر به عقب بر نمیگردیم.
🖊️ پدرام کاوند هریری
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard