شب تولدم جز دلگیرترین شباست
انگار یه چیزی باعث میشه حس کنم منو دارن از خودم دور میکنن
دارم دور شدن از بچگیم رو حس میکنم
حس عجیبیه
هرسال تجربه هایی کسب میکنم و اتفاقاتی میوفته که حس میکنم منو متفاوت با آدمی میکنه که پارسال بودم
دنیای بزرگترا برام جالب نیست، انگار تمام قشنگی دنیا توی بچگی جمع شده
کلی حرف دارم برای زدن ولی کلمات و جملات نمیتونن درست توصیفشون کنن.
فقط اینکه حس عجیبیه
به بابام گفتم یاد یه دیالوگ از انیمیشن رئیس مزرعه افتادم
که میگفت:
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
+بغلم کن
-اما ما درختیم !
+اشکال نداره فقط بغلم کن
-باشه پس بیا بغلم :))))
*سپیده*
@farsitweets
_ نیهـان _
+بغلم کن -اما ما درختیم ! +اشکال نداره فقط بغلم کن -باشه پس بیا بغلم :)))) *سپیده* @farsitweets
وقتی درخت بغل میخواد
من آدمیزاد چیبگم؟