یه داستان هم تعریفکنم قشنگِ بنظرم
یه روحانی رفت محضر یکی از علما تو قم چند سال پیش
( اسم نمیارَم که نشناسید شاید یهو شناختید اونوقت زشت میشه )
این روحانی منبری و سخنران قهاری بود و پا منبری های زیادی داشت
ولی یکم چرت و پرت هم میگف یکم جو میداد یکم چیزایی وسط حرف های حق اضافه میکرد که درست نبود فضائل قشنگ ولی دروغ بی اعتبار .. !
نیجف ؛
یه داستان هم تعریفکنم قشنگِ بنظرم یه روحانی رفت محضر یکی از علما تو قم چند سال پیش ( اسم نمیارَم ک
اومده بود محضر یکی از علمای اعلام و شناخته شده
چایی خورد و گرم صحبت شدن
موقعی که آبدارچی اومد استکان ها رو برداره
نیجف ؛
اومده بود محضر یکی از علمای اعلام و شناخته شده چایی خورد و گرم صحبت شدن موقعی که آبدارچی اومد استک
خب قدیم مثلن نمیشستن
به ی چایی خوردن ک کثیف نمیشه خدایی
نیجف ؛
خب قدیم مثلن نمیشستن به ی چایی خوردن ک کثیف نمیشه خدایی
آبدارچی اومد برداره
اون عالم گفت لیوان آقا رو آب بکش بعد بزار کنار بقیه ..
با این کارش کل اعتبار اون سخنران از بین رفت
همه حکم شرک و اینا زدن رو پیشونیش و تموم شد !
الان مرجع و عالم تا صداش در بیاد با یه جمله :
تو دم و دستگاهِ امام حسین دخالت نکن
مرجع رو میخورن
نیجف ؛
الان مرجع و عالم تا صداش در بیاد با یه جمله : تو دم و دستگاهِ امام حسین دخالت نکن مرجع رو میخورن
تازه اگه شانس بیاره با عمه و مادر و خواهر محترمش کاری نداشته باشن که بعیده ..
خلاصه ک چیزیک ما حس میکنیم کسی ب فکر هیئت هامون نیست حد اقل الان شاید فکر بلند مدت دارن
خودتون حواستون به چیزی که گوش میدین باشه