اگر نمیتوانیم مانند انسانها زندگی کنیم، لااقل سعی کنیم مانند حیوانات زندگی نکنیم.
کوری
ژوزه ساراماگو
آخر واقعا چطور مى شود آدم خوشحال باشد از اين كه ساعت ۶:۳۰ با زنگ ساعت بيدار بشود، از تخت بيايد بيرون، لباس بپوشد، زوركی چيزى بخورد، مسواک بزند و بعد ازيک نبرد طولانى با ترافيک برسد جايى كه در واقع زور مي زند براى كس ديگرى كلى پول دربياورد و در نهايت هم از او مى خواهند بابت اين فرصتی كه در اختيارش گذاشته شده، قدردان باشد؟
بوکوفسکی
به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا
غرض رنجیدن ما بود_از دنیا_که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش می غلتند خلقی بی گناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
کتاب ضد
فاضل نظری
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
آلبر کامو
در این دنیای پر از وهم و سراب، هر چه بیشتر در اعماقِ این زندگیِ نکبتبار فرو میروی، بیشتر متوجهِ تکرارِ ملالآورِ رنجها و دردها میشوی.
صادق هدایت
انسان در این تمدنِ دروغین، تنها و غریب است. از هر سو با هزاران نقاب و ریاکاری روبرو میشود و حقیقتِ عریانِ وجودش، در زیرِ لایههای ضخیمِ سنتها و قضاوتهای اجتماعی دفن شده است.
شاید رهایی در انزوا و پناه بردن به دنیایِ درونیِ خویشتن باشد،
جایی که صدایِ وهمآلودِ هستی، کمتر آزارش دهد و بتواند لحظاتی کوتاه، از این کابوسِ پیوسته، آسوده باشد.
صادق هدایت