انسان ها میگویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است،اما من ترجیح می دهم که هوشیار باشم،
چرا که وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد!
پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی
افسوس! در تمام دنیا فقط یک نفر را عمیقاً دوست داشته باشی، با تمام وجودت به او عشق بورزی، روبهروی تو نشسته باشد، تو را ببیند و نگاهت کند، با تو حرف بزند و به سؤالاتت پاسخ دهد اما تو را نشناسد! دردناک است.
آخرین روز یک محکوم به اعدام،
ویکتور هوگو
هر لحظه دیدن قیافههای تازه مردمی که انسان دیگر نخواهد دید و محال است که با آنها طرح دوستی بریزد! کاش این سوراخی که تویش کار میکنم به درک میرفت!»
مسخ
فرانتسکافکا
آیا متوجه نیستید که همهٔ اعدامهایی را که «اعدام در ملأعام» مینامید، به شکل مخفیانه اجرا میشوند؟ نمیبینید که چهطور خودتان را از چشم مردم پنهان کردهاید؟ نمیفهمید که در حقیقت از کاری که انجام میدهید میترسید و خجالت میکشید؟ نمیبینید که با چه لکنت مضحکی عبارت عدالت را بیاموزید را مدام تکرار میکنید؟ که در نهایت این شمایید که متزلزل شدهاید؟ ممنوع شدهاید، نگراناید و در محق بودنِ خود تردید دارید؟ متوجه نیستید که ظن وبدگمانیِ عمومی اطراف شما را فراگرفته و طبق روال معمول مدام سر میبُرید درحالیکه از آنچه انجام میدهید، هیچ نمیدانید؟
آخرین روز یک محکوم به اعدام، ویکتور هوگو
خوشبختی ما، رفیق، مثل آب است در تور ماهیگیری. توی آب که حرکتش میدهی باز میشود و پر از آب است، بیرونش که میکشی خالی است. بله رفیق همین طور است.
لئو تولستوی
خدایان سیزیِف را محکوم کرده بودند که تختهسنگی را بیوقفه تا قلّهٔ کوهی بغلتاند. به قلّه که میرسید، تخته سنگ با تمامی وزن خود دوباره به پایین میافتاد. خدایان با دلایلی موجه به این نتیجه رسیده بودند که هیچ کیفری بدتر از کار بیهوده و بیامید نیست.
افسانه سیزیف
آلبر کامو
گفت: دنیا پوچ و بیارزش است. هیچ ارزشی ندارد. گفتم: حرفهای خوب بزن. دنیا بیارزش نیست. فقط انسانی زندگی کردن خیلی سخت است.
عباس معروفی
بسیاری از مردم، برای گریز از خود عشق، عشق به زندگی را شعار خود میکنند.
دلهرهی هستی
آلبرکامو