چرا ای مرگ می خندی ؟ نه می خوانی! نه می بندی!
کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد
ضد
فاضل نظری
بدانید: روزگار، برای کسی مهربان نیست. آدمها میروند و جایشان را میدهند؛ و حقیقت این است که دنیا نه وفا میکند، نه پناه میدهد—فقط میگذرد و به تو میفهماند که دیر یا زود، باید دست خالی از آن بیرون بروی.
نهج البلاغه
امام علی ( ع )
چنین که یافته ام دشمن حقیقی خود را
دلم به غیر خود از هیچ کس گلایه ندارد
به استخاره سراغ از دلم مگیر که عمریست
کتابی ام که به غیر از عذاب آیه ندارد
ضد
فاضل نظری
با خود میگفتم گیرم که صورتم زیبا نیست، اما باید به جبران این کاستی، شریف، گویا و مهمتر از همه بهغایت هوشمند باشد.
یادداشت های زیر زمینی
فئودور داستایفسکی
آه، آقایان گرامی، چگونه ارادهٔ آدمی میتواند از آنِ او باشد وقتی جدول و حساب ریاضی در کار است و حساب دو دوتا چهارتا حاکم؟ دو دوتا حتی بدون ارادهٔ من هم میشود چهارتا. گویی ارادهٔ آدمی همین بوده است.
یادداشت های زیر زمینی
فئودور داستایفسکی
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش؟
خیام
از دادنِ کتابی به دیگری
که زیرِ جملاتش خط کشیدهام
خجالت میکشم
گویی که زخمهایم را به دیگری داده باشم،
انگار که بگویم؛
"ببین این قسمت از زخمهایم خیلی درد میکند..."
تورگوت اویار