eitaa logo
پرتؤ .
236 دنبال‌کننده
79 عکس
0 ویدیو
0 فایل
‌" دفترچه خاطراتم رو پیدا کردم . کپی ؟ نه .
مشاهده در ایتا
دانلود
پرتؤ .
⭐️ / به امشب یه ستاره‌ی ناز می‌دم.
پرتؤ .
کاش می‌شد
یه جورِایی حس می‌کنم زندگیم مثلِ یه دستورِ پختِ خیلی پیچیده‌ست که نصفِ مواد اولیه‌ش گم شده و راهنماش هم به زبانِ یه موجودِ فضاییه.
عمیقاً حسی‌رو می‌خوام که سرشار از کلمه "خونه" باشه. خونه برای استراحت، برای خوردن چای، برای وقتی که بعداز هیاهو بهش پناه می‌بری. پر از حس در آغوش گرفتن. و اگر بخوام بدون هیچ کلیشه‌ای بگم ؛ جایی که در اخر می‌رسم و بهش تعلق دارم. من حس خونه رو خیلی میخوام.
به تلخیِ طعمِ قهوه که عادت کردیم و معتاد شدیم، گذر این روزهای تلخ هم عادت می‌شه.
خیلی دلم میخواد بلندشم ، دوباره دفترم‌و بردارم و توش فقط بنویسم، برنامه ریزی کنم و آینده‌ای که نسبتا بهش ناامید شدم دوباره‌ودوباره زنده کنم. بعضی وقتا از خودم می‌پرسم خب تهِ تهش چیه؟ من برای چی باید بجنگم برای زندگی کردن برای نفس کشیدن برای * زندگی ساختن. بعد یاد اون آدم قبل از این ناامیدی‌ها میوفتم که با چشایی که توش فقط امید پرسه می‌زد می‌نوشت و با این انگیزهٔ تو وجودش حال میکرد. شاید دلیلی‌که دارم اینارو می‌نویسم این باشه که صرفاً خودمو یه جایی خالی کرده باشم ولی بیشتر دلیلش اینه که هروقت این حس اومد سراغم بیام اینجا، بخونم اینارو یادم بیوفته کی بودم کی میخوام باشم و الان کی هستم. خدا آدمیزاد و جوری خلق کرده که وسط روزهای بی‌درمونی‌ش هم یه خلأ امید توی روحِش داره. دم معرفتت گرم.
جدیدا از تموم شدن میترسم. تموم شدن ارتباط، تموم شدن قهوه، تموم شدن کتاب، تموم شدن پولم، تموم شدن خودم