واقعاً بعضی اوقات یه جوری حالت بده که مشکل دیگه فقط با کشتن خودت تموم نمیشه ، نمیخوای بمیری ولی میخوای واسه یه مدت نباشی محو باشی حافظت پاک شه
حس میکنم به جمله ی “مرسی که هستی” خیلی بها داده نشده، واقعا یه وقتایی حال خوب کن ترین چیزی که میشه به یکی گفت همین چند کلمهی سادهست، اینکه حس کنی بودنت قدر دونسته میشه، همین میتونه خیلی شیرین باشه.
باور کنید بیرون هیچ خبری نیست،
بچسبید به اونی که الان تو این شرایط کنارتونه،
بحنگید، بمونید، بسازید و در آخر برسید به هم؛
دوره خیلی چیزا دیگه تموم شده.
روزی که نباید بدونِ تو میگذشت، گُذشت!
شبی که نباید بدون ِتو صبح میشد، صبحشد!
چشاییکه باید از ذوقِ دیدنت پرِ اشک میشدن،
از غمِ دوریت پرِ اشک شدن!
حرفاییکه باید به تو میزدمُو، به دروُ دیوارِ اتاق زدم!
سریکه باید رویِ شونه های تو میزاشتمُ، گزاشتم روی زانوهام!
قلبیکه باید از شوقِ دیدنت ضربانِش میرفت بالا،
الان از استرس میره بالا!
خب؟ الانچیشد؟
این همه نبودی دیگه هم نباش..