روزی که نباید بدونِ تو میگذشت، گُذشت!
شبی که نباید بدون ِتو صبح میشد، صبحشد!
چشاییکه باید از ذوقِ دیدنت پرِ اشک میشدن،
از غمِ دوریت پرِ اشک شدن!
حرفاییکه باید به تو میزدمُو، به دروُ دیوارِ اتاق زدم!
سریکه باید رویِ شونه های تو میزاشتمُ، گزاشتم روی زانوهام!
قلبیکه باید از شوقِ دیدنت ضربانِش میرفت بالا،
الان از استرس میره بالا!
خب؟ الانچیشد؟
این همه نبودی دیگه هم نباش..