من هیچوقت کسی رو بخاطر اینکه با یه اتفاق کوچیک از کوره درمیره و شروع به گریه میکنه قضاوت نمیکنم، خیلی خوب میدونم که برای اون اتفاق گریه نمیکنه بلکه برای تموم چیزهایی که تا اون لحظه تحمل کرده گریه میکنه.
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
هدایت شده از 焚
"کینه دارد ز محبانِ علی قومِ یهود؛
یک تنه خیبرشان را به فنا داد علی!"
میگه عجب جنگیه!
یه طرف روزه دارانی با دهان خشک
طرف دیگر متجاوزان اپستین با شکمی پر از گوشت انسان
وای بر کسی که در تشخیص حق و باطل ناتوان مانَد ؛