ولی غم انگیز بودن این دیالوگ :
او خداوند را از دست داده بود . خودش را هم از دست داده بود . حالا مهم ترین چیز روی زمینتنها کسی که همیشه به طور غریزی با او همدردی میکرد و کسی را که همیشه او را درک میکرد نیز از دست داده بود
تئو رابطه اش را با برادرش قطع کرد :)
چه می شود روحی باشم در دو جسم..؟
یکی از جا بر می خیزد و دیگری نای تکان خوردن ندارد
یکی ادامه می دهد و دیگری می ایستد
یکی عاشق است و یکی متنفر
یکی دوست داشتنی و یکی نه
یکی شاد و خندان ، یکی غمگین و گریان
یکی میان دوستان و دیگری در کنج ازلت
یکی می ماند و یکی می رود
یکی می سازد و یکی می شکند
یکی زندگی می کند و یکی، می میرد..!