زمان:
حجم:
692.7K
به نام چشمان سبز او ، سوگند به دل پاک و معترضش.
شاید باورتون نشه ، اما تابستون امسال بهشدت جالب بود کات کردم ، موهام و رنگ کردم پیرسینگ زدم ، تتو زدم ، کلی استایل و میکاپ جدید امتحان کردم ، با ادمای جدید اشنا شدم ، منبع درامد جدیدی پیدا کردم ، پارتی رفتم ، گریه کردم ، به دوستام مسافرت رفتم ، زخمای قدیمیم باز شدن ، درد و تجربه کردم ، از ته دل خندیدم ، با ادمای بیارزشی مثل اون که دوست صمیمی خطابشون میکردم قطعارتباط کردم ، و امسال زندگی کردم.
دوست دارم ببینمت ، میخوام ثابت کنم تو حتی از عکساتم خوشگلتری ، اما قبل از ملاقتمون و نوشیدن یک فنجان قهوه سرد شده از پیشم رفتی.
هضمش سخت بود اما تو برنمیگشتی .
سر قولت نموندی ،، پس تمام برنامه هایی که ریخته بودیم چی میشن؟
نبودت جوریه که میشینم پشت پنجره حتی تو بهارم برف میبینم بدون تو و همه دلخوشی هام سرد میمیرن.