هدایت شده از انجمن اشفتگان [2]꩜
«تصور کن توی بریتانیا داری همینطوری زندگی میکنی؛ هوا شدیداً سرده، بدون هیچ دلیلی بارون میاد، هدفون تو گوشت گذاشتی، یه مقدار مشکوک زیادی آیسکافی دستته و یهجوری حس میکنی زندگیت شده یه فیلمِ بلوغ و نوجوانی.
مدرسه یه افتضاحه، همه وانمود میکنن براشون مهم نیست، احتمالاً یکی با یکی دیگه مشکل داره، و تو فقط اونجایی و با خودت میگی:
«آره… راستش این خیلی خفنه.»
یه جور شلوغکاری و آشوبِ کاملاً بریتیشِ تینیجری. ☕️🖤
هدایت شده از انجمن اشفتگان [2]꩜
اونا بهم میگن انقدر زود اعتماد نکن ولی من یه ربکا مایکلسون درون دارم!
هدایت شده از انجمن اشفتگان [2]꩜
اونا بهم میگن من از بچه ها بدم میاد ولی من یه استیو درون دارم!