eitaa logo
نیَّت
1.7هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
63 فایل
﴾﷽﴿ توان انسان به عیار نیت، همت، توکل و اعتماد او به خداست. تمرین کنیم نیت های پاک را و تجربه کنیم بهترین لذت عالم را #دغدغه‌های‌پاک #نیتهای‌خالص #شنبه‌های_ام‌البنینی #تربیت_مربی تبلیغ و تبادل نداریم @jamondeh135 https://eitaa.com/niyat135
مشاهده در ایتا
دانلود
مراسم روضه به نیت شهید عباس‌آبیاری بیرق معظم یا ام‌البنین (س) محفل‌بسیجیان‌ورهروان‌شهداء سخنران: جانباز مدافع‌حرم حاج‌رضا سلمانی بانوای: شیخ علی سلامت‌بخش کربلایی جلال احمدوند کربلایی حسن اکبری زمان/مکان: چهارشنبه، ۳۰ آبان، ساعت ۲۰ شهریار،کهنز،پائین تر از بستنی آوازه،موقعیت گردان شهید مصطفی صدرزاده
🔷فروش خانه مسکونی درشهریار برای کمک به جبهه مقاومت مکان:شهریار خیابان انقلاب میدان امام کوچه مسجد حاج حسن 🔺۶۱ متر 🔺طبقه اول تک واحدی 🔺دارای آسانسور 🔺انباری 🔺سال ساخت ۸۲ 🔺متری ۳۲ میلیون 🔴شماره تماس: ۰۹۰۵۴۱۸۹۴۷۷
خدایا تو از ظاهر و پنهان خبر داری و همین برای بنده تو کافیست يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ
اَللهُمَّ اغفِرلِیَ الذُّنوبَ الَّتی ... بر من بیامرز گناهانی را که مرا از زیارت امام حی و حاضرم ، محروم می کنند... اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفُرَج @niyat135 | نـِــــیَّــــ۱۳۵ــــت
سلام جناب میشه تو گروهتون بگید برای دخترم من حمد شفا بخونن ممنونتون میشم
برای درک لحظاتی پر از نشاط و هیجان کنار شما هستیم🇮🇷 به خانواده بزرگ نسیم رضوان بپیوندید👇 @naghshemandegar
اهدایی نیم سکه و مبلغ قرار شد واریز کنند به حساب صرافی ✅ جهاد ادامه دارد
شب زیارتی ارباب مراقب لقمه هامون باشیم که خدای نکرده ی روز جلوی امام نایستیم
بسم الله و بالله و فی سبیل الله 🔴 قرار عاشقی منتظران غروب جمعه ها ساعت ۱۶:۰۰ پ ن: به ساعت مراسم دقت کنید
نیَّت
بسم الله و بالله و فی سبیل الله 🔴 قرار عاشقی منتظران غروب جمعه ها ساعت ۱۶:۰۰ پ ن: به ساعت مراسم دقت
. 🔴عزیزان به ساعت مراسم دقت کنید ساعت شروع مراسم ۱۶:۰۰ ✅ و اذان مغرب ساعت ۱۷:۱۵
  📚خاک‌های نرم کوشک ✍نویسنده: سعید عاکف 💚داستان چهل و نهم : قرعه کشی قسمت اول 🌹راوی : سید کاظم حسینی جریانِ خلقِ کُرد و حمله به شهر پاوه ، تازه پیش آمده بود . همان روزها اولین نیروها را می‌خواستند اعزام کنند کردستان ، از مشهد . تو بچه های عملیات سپاه ، شور و هیجان دیگری بود ‌ شادی و خوشحالی توی نگاه همه موج می‌زد . هیچکس صحبت از ماندن نمی‌کرد ‌. همه بدون استثنا ، حرف از رفتن می‌زدند ‌ هر کس را نگاه می‌کردی ، روی لبش خنده بود . ناراحتی‌ها از وقتی شروع شد که رستمی * آمد پیش بچه‌ها و گفت : متاسفانه ما ۲۵ نفر بیشتر سهمیه نداریم . یک آن ، حال و هوای بچه‌ها از این رو به آن رو شد . حالا تو هر نگاهی ، غم و تردید موج می‌زد . اینکه داوطلب‌ها بخواهند بروند ، حرفش را هم نمی‌شد زد ؛ همه می‌خواستند بروند . قرار شد ، بچه‌ها خودشان با هم به توافق برسند و ۲۵ نفر را معرفی کنند . این هم به جایی نرسید . بالاخره آقای رستمی گفت : ما خودمون ۲۵ نفر رو انتخاب می‌کنیم . یعنی برای اینکه حق کسی ضایع نشه ، قرعه‌کشی می‌کنیم . شروع کردند به نوشتن اسم بچه‌ها . من گوشه ی سالن کنار عبدالحسین نشسته بودم . دیگر قید رفتن را زدم . از بین آن همه ، اسم من بخواهد در بیاید ، احتمالش خیلی ضعیف بود . یک دفعه شنیدن صدای گریه ای مرا به خود آورد . ادامه دارد ... 📍پاورقی فرمانده ی وقت سپاه مشهد که به فیض عظیم شهادت نائل آمد ، از اخلاص و پاکی او ، خاطرات فراوانی در اذهان همرزمانش به یادگار مانده است . @niyat135 | نـِــــیَّــــ۱۳۵ــــت