#اعلام_مراسم
مراسم روضه به نیت شهید عباسآبیاری
بیرق معظم یا امالبنین (س)
محفلبسیجیانورهروانشهداء
سخنران:
جانباز مدافعحرم حاجرضا سلمانی
بانوای: شیخ علی سلامتبخش
کربلایی جلال احمدوند
کربلایی حسن اکبری
زمان/مکان: چهارشنبه، ۳۰ آبان، ساعت ۲۰
شهریار،کهنز،پائین تر از بستنی آوازه،موقعیت گردان شهید مصطفی صدرزاده
#گردان_شهید_مصطفی_صدرزاده
#بیرق_معظم_یا_ام_البنین
خدایا تو از ظاهر و پنهان خبر داری
و همین برای بنده تو کافیست
يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ
سلام جناب میشه تو گروهتون بگید برای دخترم من حمد شفا بخونن ممنونتون میشم
#نیت_حمد_شفاء
برای درک لحظاتی پر از نشاط و هیجان کنار شما هستیم🇮🇷
به خانواده بزرگ نسیم رضوان بپیوندید👇
@naghshemandegar
نیَّت
برای درک لحظاتی پر از نشاط و هیجان کنار شما هستیم🇮🇷 به خانواده بزرگ نسیم رضوان بپیوندید👇 @naghshema
کار خوب باریک الله ✅🌷🌷🌷🌷🌷
مصلی نماز جمعه شهریار
شب زیارتی ارباب مراقب لقمه هامون باشیم که خدای نکرده ی روز جلوی امام نایستیم
#لقمه_حرام
بسم الله و بالله و فی سبیل الله
🔴 قرار عاشقی منتظران
غروب جمعه ها ساعت ۱۶:۰۰
پ ن: به ساعت مراسم دقت کنید
#شهریار_میدان_شهدای_گمنام
#نیت_استغاثه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#نشر_حداکثری
نیَّت
بسم الله و بالله و فی سبیل الله 🔴 قرار عاشقی منتظران غروب جمعه ها ساعت ۱۶:۰۰ پ ن: به ساعت مراسم دقت
.
🔴عزیزان به ساعت مراسم دقت کنید
ساعت شروع مراسم ۱۶:۰۰ ✅
و اذان مغرب ساعت ۱۷:۱۵
#به_وقت_داستان
📚خاکهای نرم کوشک
✍نویسنده: سعید عاکف
💚داستان چهل و نهم : قرعه کشی
قسمت اول
🌹راوی : سید کاظم حسینی
جریانِ خلقِ کُرد و حمله به شهر پاوه ، تازه پیش آمده بود .
همان روزها اولین نیروها را میخواستند اعزام کنند کردستان ، از مشهد .
تو بچه های عملیات سپاه ، شور و هیجان دیگری بود
شادی و خوشحالی توی نگاه همه موج میزد .
هیچکس صحبت از ماندن نمیکرد .
همه بدون استثنا ، حرف از رفتن میزدند
هر کس را نگاه میکردی ، روی لبش خنده بود .
ناراحتیها از وقتی شروع شد که رستمی * آمد پیش بچهها و گفت : متاسفانه ما ۲۵ نفر بیشتر سهمیه نداریم .
یک آن ، حال و هوای بچهها از این رو به آن رو شد .
حالا تو هر نگاهی ، غم و تردید موج میزد .
اینکه داوطلبها بخواهند بروند ، حرفش را هم نمیشد زد ؛ همه میخواستند بروند .
قرار شد ، بچهها خودشان با هم به توافق برسند و ۲۵ نفر را معرفی کنند .
این هم به جایی نرسید .
بالاخره آقای رستمی گفت : ما خودمون ۲۵ نفر رو انتخاب میکنیم .
یعنی برای اینکه حق کسی ضایع نشه ، قرعهکشی میکنیم .
شروع کردند به نوشتن اسم بچهها .
من گوشه ی سالن کنار عبدالحسین نشسته بودم .
دیگر قید رفتن را زدم .
از بین آن همه ، اسم من بخواهد در بیاید ، احتمالش خیلی ضعیف بود .
یک دفعه شنیدن صدای گریه ای مرا به خود آورد .
ادامه دارد ...
📍پاورقی
فرمانده ی وقت سپاه مشهد که به فیض عظیم شهادت نائل آمد ، از اخلاص و پاکی او ، خاطرات فراوانی در اذهان همرزمانش به یادگار مانده است .
@niyat135 | نـِــــیَّــــ۱۳۵ــــت