eitaa logo
نوحوا علی الحسین🎤
3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
605 ویدیو
27 فایل
متن روضه، نوحه، زمزمه، زمینه، تک، واحد، واحد حماسی، شور،مناجات و.. به همراه اجرای سبک مناسبت های مختلف اهل بیت و 🎤آموزش مداحی🎤 @noaheh_khajehpoor کانال مولودی و عروسی خوانی مرج البحرین @marajalbahrain ارتباط با مدیر کانال خواجه پور _ 6998 342 0917
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 این عُلیا مُخدره می‌آمد در بقیع می‌نشست اشعار مرثیه بر امام حسین(ع) می‌خواند و آنچنان سوزناک می‌گریست که دوست و دشمن گریه می‌کردند! حتی مروان‌ بن‌ حکم که از دشمنان امیرالمؤمنین بود وقتی نوحه‌های سوزناک ام‌البنین را می‌شنید اشک می‌ریخت! لا تدعونّی ویک امّ البنین تذکّرینی بلیوث العرین یا لیت شعری أ کما أخبروا بأنّ عباساً قطیع الیمین ▪️یک زمانی گفتم به من فاطمه نگویید، حالا دیگر ام‌البنین هم نگویید. ام‌البنین مگویید ای قوم بعد از اینم دیگر پسر ندارم من امّ بی بنینم ▪️گاهی هم می‌خواند: یا من رأی العباس کرّ علی جماهیر النقد و وراه من أبناء حیدر کلّ لیث ذی لبد انبئت أنّ ابنی اصیب برأسه مقطوع ید ویلی علی شبلی أمال برأسه ضرب العمد لو کان سیفک فی یدیک لما دنا منک أحد ▪️ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی(علیه‌السلام) همه شیران بیشه شجاعتند! ▪️شنیده‌ام بر سر عباس عمود آهنین زدند... 😭 در حالی‌ که دست‌هایش را قطع کرده بودند.. 😭 ▪️اگر دست در بدن پسرم بود، هیچ‌کس نمی‌توانست نزدیک او شود و با او بجنگد.. یا باب الحوائج... 😭 هشتک کانال حذف نشود ❌ https://eitaa.com/noaheh_khajehpoor_09173426998
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 آتش قلب من از یاد حسینِ فاطمه‌ است همچو آبی روی آتش، یادِ دست و علقمه است ▪️وقتی میفهمم بچه ام برا حسین کشته شد دلم آروم میشه... اصلا چرا حسین رو برادر صدا زد؟ همه جا رسمه، همه این طوری هستن، دردی میاد، گرفتاری میاد، زمین میخورن، میگن: آی مادر! اما آقای ما اباالفضل، اربابمون حسین رو‌ خیلی بیشتر از مادرش اُم البنین دوست داشت،او‌ مادرش رو صدا نزد تا زمین خورد گفت: آی داداش!... آتش قلب من از یاد حسینِ فاطمه‌ است همچو آبی روی آتش، یادِ دست و علقمه است رشته‌ کوهی بود از اولادِ زهرا دور من 🔸باهاشون بیرون میرفتم‌ اصلاً من معلوم‌ نبودم، تو‌مدینه همه شروع میکردن حرف زدن دیدی ام البنین رو؟ شونزده، هفده تا جوون‌ همه رشید، همه زیبا... رشته‌کوهی بود از اولادِ زهرا دور من اینکه اکنون در برم‌ مَحرم‌ندارم ماتم است دیده ام‌ گاهی برای اکبر و قاسم فرات گاه بر داغ رباب و شیر خوارش زمزم است دست های ذوالفقار و چشم های پر نفوذ فرق ماه و ضرب آهن داستانی مبهم است ▪️آخه اول بهش نگفتن عباست کشته شد.. تا قافله رسید گفت: حسینم‌کو ؟ ام البنین حسین رو کشتن .. مگه عباسم مرده بود که حسينُ کشتن؟ عباست نبود... جسم آقایم هزار و نهصد و پنجاه زخم ▪️اومد تو‌ خیمه، خیمه ای که بیرون مدینه عَلَم‌کرده بودن، گفتن: خانوم! ام البنین داره میاد، خانوم تشریف آوردن همه ی خانوما از جا بلند شدن یه نگاه به همه خانوما کرد  همه از سفر اومدن چه سفری، صورتا همه آفتاب خورده، دو سه بار نگاه کرد..😭 ▪️ سؤال کرد خانومم زینب کجاست؟ جلو‌ اومد مادر! روضه ای براش خوندن از کربلا، از خیمه بیرون رفت روی این خاکا نشست، اینقدر خاک رو‌ سرش ریخت ...😭   جسم آقایم هزار و نهصد و پنجاه زخم  زخم‌های عالم بر قد و بالای عباسم‌ کم‌ است    پاره های پیکر عباس من از هم جداست جسمِ بی سرِ آقای عالم درهم است    ای حسین... هشتک کانال حذف نشود ❌ https://eitaa.com/noaheh_khajehpoor_09173426998